۱

گاو نه من شیرده مناظره ها در ایران!

شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۰۱:۲۲
گروه سیاسی: محمد فاضلی در یادداشتی در تحلیلی مناظره آخر انتخابات ریاست جمهوری نوشت:
مناظره که تمام شد احساس کردم چند جای کار در این نظام سیاسی-اجتماعی می‌لنگد که چنین مناظره‌ای در آن برگزار می‌شود. این جامعه قادر به تولید اعتماد و سرمایه اجتماعی نیست. مردم هر چهار سال یکبار می‌فهمند در چه جامعه نابه‌سامانی زندگی می‌کنند و گویی هیچ چیز پیش نمی‌رود. چرا این گونه است؟ سؤال پیچیده‌ای است اما همین قدر می‌دانم که:
نظام سیاسی نتوانسته یک اداره آمار قابل اعتماد ایجاد کند. یکی می‌گوید 250 هزار واحد صنعتی تعطیل شده‌اند و راهی برای راستی‌آزمایی حرف او نیست. دولت می‌گوید تورم یک‌رقمی شده و بقیه کاندیداها آن‌را تأیید نمی‌کنند. آمار سرمایه‌گذاری خارجی و هر آمار دیگری مشکوک جلوه می‌کند و گویی به هیچ چیز نمی‌توان اعتماد کرد. 

نظام سیاسی نتوانسته به مردم ثابت کند که به فسادها رسیدگی می‌کند و قانون برای همه اجرا می‌شود. حداقل پنج کاندیدا از شش کاندیدای تأییدشده در یک شورای مرکب از فقها و حقوقدانان که شرایط صلاحیت دینی این افراد را نیز بررسی کرده‌اند، یکدیگر را به دزدی متهم می‌کنند. این یعنی هم سیستم مبارزه با فساد بد عمل کرده، و هم کاندیداها از عاقبت چنین اتهام‌های ثابت‌نشده‌ای نیز ترس ندارند. این هم نشان ناکارآمدی نظام قضایی است حتی وقتی که مجری مناظره قبل از آغاز مناظره منع‌های قانونی تهمت و افترا را برای مردم و کاندیداها می‌خواند. 

مجری مناظره – به نمایندگی از بزرگ‌ترین رسانه کشور – در نقش زمان‌سنج و دستگاه قرعه‌کشی عمل می‌کند. این یعنی صدا و سیما حتی قادر نیست کاندیداها را از جواب ندادن به سؤالات یا پاسخ‌های بی‌ربط باز دارد. 

انتخابات، با چنین وضعیتی، هر چهار سال یکبار به عوض آن‌که جایگاهی برای طرح اصلی‌ترین مسائل کشور باشد، جایگاهی برای بر باد دادن اعتماد، سرمایه اجتماعی و باور مردم به پیشرفت کشورشان است. فارغ از این‌که چه کسی برنده این مناظره شد، من به عنوان جامعه‌شناس معتقد به اهمیت اعتماد و سرمایه اجتماعی، برای «گاو نُه من شیر» حکمرانی در ایران متأسف و نگرانم. این نظام حکمرانی، به دلیل آن‌که مراجع ساختاری تولید اعتماد ندارد – مثلا یک مرجع مورد اعتماد آمار ندارد – هر چقدر هم دست‌آورد در دنیای واقعی داشته باشد، در هر انتخابات کل دست‌آوردهایش با لگد کاندیداهای تأییدشده توسط همین نظام سیاسی، در دنیای ذهنیت شهروندان فرومی‌ریزد بدون آن‌که مرجعی برای بازسازی این اعتماد یا ممانعت از تخریب اعتماد وجود داشته باشد. 

کتاب «دام‌های اجتماعی و مسأله اعتماد» را که با کمک همکارانم ترجمه می‌کردیم، بسیار بیش از گذشته به اهمیت اعتماد پی بردم، اما هرگز تا به امروز به چنین درک عمیقی از اهمیت آن برای نظام اجتماعی و سیاسی ایران نرسیده بودم. خلق ساختارهای مولد اعتماد، بزرگ‌ترین مشکل جمهوری اسلامی ایران است.
کد مطلب: 129973

رضا
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶/۰۲/۲۳ ۰۸:۵۲
تحلیل خیلی جالبی بود. ممنون (352452)
بهیار
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶/۰۲/۲۳ ۱۰:۴۱
آری چنین است برادر .
ما مردم هم بی تقصیر نیستیم . گوش ندادیم به زنده یاد مهندس بازرگان که در آغاز راه فراتر از امروز ، مطالبه می کرد . به فقیهی که استقلالش را بر میراث اقتدار ترجیح داد . به او که تمدن ها را به گفتگو فراخواند و به ما گفت مشکل اقتصاد هم فرهنگی است ولی ما گوش ندادیم . ما مردمی کتاب نخوانیم و به قول ناصر خسرو
بسوزند چوب درختان بی بر
سزا خود همین است مر بی بری را
شما هم بی تقصیر نیستید و کنشگران حوزه ی سیاست و دیگر جاها . آنچه پشت همه ی این بدبختی هاست استبداد قانون گریز است که از همه چیز می توان گفت الا زلف یار . . . (352458)