پایگاه خبری بهار نیوز 9 دی 1395 ساعت 9:41 http://baharnews.ir/article/122527/اعتماد-دست-رفته -------------------------------------------------- افزایش کم‌اعتمادی در تفاوت و دوگانگی است عنوان : اعتماد از دست رفته -------------------------------------------------- متن : رضا صادقیان روزنامه بهار: اعتماد مردم به خبرهای صدا و سیما طی سال های اخیر نه تنها بهبود نیافته، بلکه با شتابی قابل لمس روند نزولی را نشان می دهد. در میان نظرسنجی ها انجام شده، کشور فنلاند رتبه نخست را از آن خود کرده است، ولی آمار رسمی از میزان اعتماد مردم به خبرهای منتشر شده از سوی صدا و سیما در دست نیست. آمارهای منتشر شده از سوی تلویزیون مناسبتی است، به جای نشان دادن کلیت نظر مردم و بازگو کردن میزان اعتماد مردم به این سازمان، مدیران این نهاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به صورت گزینشی اقدام به انعکاس نظرات مردم می کنند. می توان گمان برد چنانچه آمارهای پرافتخاری وجود می داشت صدها بار منتشر شده بود. مهمترین و اساسی ترین افزایش کم اعتمادی در تفاوت و دوگانگی است که بیننده با شنیدن خبرهای صدا و سیما دارد. خبرهایی که ارتباط مستقیم با زندگی او ندارد، در صورتی که ارتباط داشته باشد بیننده نشانه ایی از این تغییرات را در زندگی خود لمس نمی کند. بارها و بارها از فقر عریان مردم دیگر کشورها گفته و برنامه های مستند در همین راستا نشان داده می شود اما خبری از فقر مردم کوچه و بازار خودمان در تلویزیون نیست. چنین عملی دامن زدن به ترویج زیست دوگانه و بلکه چندگانه است، نمایی که به ما مربوط نیست با صدای بلند به گوش ما رسانده و تصویرهایی که هر روز شاهد آن هستیم پاک و به جای آن تصاویر دشت های پر گل نشان داده می شود. بیننده تصویری را می بیند هیچ وقت امکان تجربه اش را نخواهد داشت. گام برداشتن مدیران ارشد صدا و سیما به سوی پذیرش تغییرات و پذیرفتن وضعیت جدید در دنیای رسانه ها بسیار سنگین و گاهی بی اندازه دیر هنگام است. مدیران صدا و سیما بیش از آنکه تصمیم سازانی چابک باشند گرد انبوهی از نظم خود ساخته و دست و پا گیر، و نظرات سلیقه ای گرفتار شدند. در دوره ای که سریال های ترکی، آمریکای جنوبی و آمریکایی از سر و شانه شبکه های ماهواره بالا می رفتند و وقت های خالی شهروندان را با صرف کم هزینه ترین وسایل ارتباطی جمعی پر می کردند مسئولان صدا و سیما همچنان دل خوش پخش سریال های ایام ماه مبارک رمضان بودند و کمتر به دیگر ماه های سال نظر داشتن. بخش گسترده ای از برنامه های خود را به برنامه های مجری محور با حضور کارشناسان تکراری پر می کردند، در این میان شهروندان انتخابی دیگر می کردند... صدا و سیما هم راه خود را می رفت. پذیرش این نکته که سینما و تلویزیون نقش سرگرم کننده را در دنیای امروز بازی می کنند و نه تبلیغ گرایانه هنوز برای برخی از مدیران رسانه ملی روشن نیست. شاید هم تصویری دقیق از چنین وضعیتی داشته باشند ولی آنچه به عنوان خروجی بر روی آنتن صدا و سیما می رود ملاک ارزیابی است و نه آنچه مدیران ادعا دارند. نمی توان به طور کلی منکر پخش برنامه های طنز و سرگرمی شد، با این حال امکان برقراری تعادل میان این برنامه ها و دیگر برنامه های سیاسی فراهم نیست. حجم و تکرار برنامه های سیاسی و استفاده از کارشناسان تکراری در میان برنامه های صدا و سیما آنقدر فراوان است که می توان در هر ساعتی به یکی از این برنامه ها دسترسی داشت. سخنان تکراری که نمونه اش را می توان در ساعتی دیگر و روزی دیگر مشاهده کرد. گویی مدیران ارشد سازمان براساس سیاستی نانوشته وظیفه خود می دانند در برابر هر تغییری و بوجود آمدن شرایط جدید موضع گیری کنند و این مواضع را از زبان کارشناسان قابل اعتمادش بیان کند. راه اندازی شبکه های استانی برای هر مدیری که در داخل یک سازمان عمری گذرانده باشد، بسیار جذاب است. هیچ کدام از مدیران به کوچک تر شدن حوزه خود رای نداده و نمی دهند، گویا هرچه شمارگان میز و صندلی و پست های سازمانی بزرگتر باشد برای مدیران صدا و سیما جذاب تر است. سوال اینجاست؛ طی سال های گذشته کدام یک از شبکه های استانی توانسته اند به غیر از پخش خبرهای استانی موفق به جذب مخاطب شوند؟ تکرار سریال های قدیمی و فیلم های سینمایی تکراری کدام دلربایی را در جهت جذب مخاطب انجام می دهد؟ تقریبا هیچ! شاید دیدن نمایی کوتاه سریال های قدیمی یادآور خاطرات نوجوانی و جوانی باشد، ولی نمی توان تردید کرد که بیننده را جذب نمی کند. تولید صدها و هزاران سریال پرکشش به زبان های مختلف و فراگیر شدن فیلم های زیرنویس و دوبله جایی برای بازبینی سریال های دهه 60 و 70 شمسی نمی گذارد. دوران دیدن و پخش این سریال ها سال ها پیش به پایان رسید، با این حال بازپخش این برنامه ها زمان زیادی از جدول پخش برنامه های روزانه را به خود اختصاص می دهد. برنامه های دافع بیننده ولی آنتن پُرکن! تقویت، بازنگری و یافتن راه هایی برای به دست آوردن اعتماد از دست رفته ساده نیست. نمی توان با پخش یک یا دو سریال چند قسمتی داستان محور و سرگرم کننده دل خوش بود، مسئله امروز صدا و سیما اینجاست که شهروندان حتی به برنامه های سرگرم کننده با دیده تردید می نگردند، بخش های مربوط به اخبار و خصوصا خبرهای سیاسی که جای خود دارد. سریال هایی که قرار بوده روایت کننده بخشی از تاریخ معاصر باشند، خود به معضل سوزاندن اعتماد مردم تبدیل می شوند و به جای فراهم کردن جاذبه نقش دافعه را بازی می کنند. کسب اعتماد دوباره شهروندان به صدا و سیما یک شبه و با پخش چند قسمت از برناهه های طنز به دست نخواهد آمد، نیاز به اعتماد سازی و نگاه داشت اعتماد هستیم. کسب اعتماد یک بار و برای همیشه نیست. بییندگان هیچ تلویزیون و برنامه ای هیچ وقت چک سفید امضا به تهیه کنندگان برنامه ها نداده و نمی دهند، هر گاه احساس کنند سازندگان برنامه در جهانی دیگر زیست می کنند و این گفتارها هیچ رابطه ای با زندگی آنان پیدا نمی کند در کسری از ثانیه دکمه تعویض کانال را فشرده و در میان هزاران برنامه ارایه شده آنچه را می جوید که خواهان دیدنش است. یادمان نرود: خیلی زود دیر می شود و صدها هزاران میلیارد در جهت کسب ناچیزترین دستاوردها از میان می رود.