نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » سیاسی

آخرین زخمی که بر دل هاشمی زدند

۲۳ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۴۳

گروه سياسي: فؤاد صادقی از فعالان رسانه نوشت: در بهتم و نمی توانم باور کنم او در کنار ما نیست، شاید زمان زیادی باید، که با این حقیقت کنار بیایم، فرصتی که هنگام رحلت امام نیز برایمان لازم بود. می‌گویند: هاشمی مظلومتر از بهشتی بود، راست می گویند، اگر بهشتی برای یکسال آماج تهمتها شد، هاشمی قریب ۲۰ سال است که هدف مشترک جریانات مختلف سیاسی بود، آنقدر بزرگ بود که مخالفت با او، برای بسیاری هویت ساز و نان آور بود.

با وجود آنکه صبری بی نظیر و سعه صدری بی همتا داشت، در ایام پایانی عمرش از وقاحت بیش از حد برخی تریبون داران هتاک رنجیده بود، فرومایگانی که در رسانه‌های رسمی به او تهمت می زدند مشوق تحریمهاست. فردی که در دولت احمدی نژاد پادوی بابک زنجانی به شمار می آمد و ده‌ها میلیارد از پول‌های گمشده نفت کشور را باید در خانواده وی، رییس دفتر و معاونش جست، به شخصیتی بی بدیل نظیر هاشمی که تعابیر امام و رهبری درباره وی قابل قیاس با هیچ کس نیست، نسبت نفوذی داد و او را در آزمون انقلاب مردود می دانست.

و این‌همه در شرایطی بود که رسانه ملی و تریبونهای رسمی کشور یکسره در اختیار این گروه هتاک بود و حتی اجازه پاسخگویی کوتاهی را به کسی که بیشترین حق را بر گردن نظام دارند ندادند. هاشمی اگرچه از این‌همه بی پروایی و هتاکی دلش به درد آمده بود، اما باعث نگردید تا کاسه صبر بی انتهایش، لبریز گردد و کمی از بسیار حقایقی که درباره این جماعت و نیمه پنهانشان می دانست، بازگو کند.

در طول قریب به ۲۰ سالی که خداوند توفیق آشنایی و ارتباط با این بزرگمرد تکرار نشدنی را به بنده داد، همواره خود را در برابر صبر و ظرفیت روحی اعجاب برانگیزش ناچیز می یافتم و امیدوارم بتوانم رسم امانتداری را درباره قطرات کوچکی که به ضرورت از اقیانوس اسراری که در سینه داشت، دریافت کردم به جا بیاورم. او با این اقیانوس مدفون در سینه‌اش به زیر خاک رفت و من هنوز باور نمی‌کنم، شاید مادر دهر دیگر چو او نزاید، که به معنای کامل بزرگ بود، برای دوستانش و حتی دشمنانش.

و دیروز و امروز دیدم بسیاری از آنانی که می کوشیدند با پنجه کشیدن به چهره هاشمی، صله‌ای بگیرند و منفعتی کسب کنند را در تشییع و ختم او دیدم که چه کوچکانه تلاش می‌کردند اکنون از محبوبیت این مرد، برای خود اعتباری کسب کنند و هنوز رفتن او را باور نمی کنم....