۰
مشایی به سیدمحمد خاتمی نامه نوشت

گلایه از تخریب بقایی توسط اصلاح‌طلبان

دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۴۷
گلایه از تخریب بقایی توسط اصلاح‌طلبان
گروه سیاسی: اسفندیار رحیم مشایی نامه‌ای خطاب به سید محمد خاتمی نوشت که متن آن به شرح زیر است:

به نام خدای زیبا و مهربان
حجة الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی
ریاست محترم اسبق جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام
در آستانه انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و در پی اعلام نامزدی برادر عزیزم جناب آقای حمید بقایی، برخی اظهارنظرها که بیشتر به واکنشی عجولانه شبیه بود، مرا بر آن داشت تا با تحریر این سطور، خاطر عالی را به نکاتی چند جلب نمایم و پیشاپیش از این تصدیع پوزش می‌خواهم. اظهارنظرها که عمدتاً بر «برنتافتن» اعلام نامزدی ایشان معطوف بود موجب تعجب و ایضا ملال گردید؛ چه از سوی افرادی انجام شد که همگی از اهالی فن سیاست، دارای تحصیلات و مدارج عالیه دانشگاهی یا حوزوی، صاحب شان و جایگاه استادی و کرسی تدریس، صاحب نظر در تحلیل و تبیین شرایط و موصوف به راهبری فکری و شاید از همه مهم تر مدعی اصلاحات در حوزه های مختلف سیاسی، فرهنگی و ... بوده اند. اتخاذ مواضعی که در تعارض با روح و خلاف اصول اصلاح‌طلبی برآورد شده و می‌تواند به بروز دغدغه‌های جدی و احیاناً دلسردی جامعه علاقه‌مند به اصلاح امور بیانجامد.

همه ما از تمام سلیقه‌های فکری، زیر نگاه تیزبین مردمی که هر روز و بلکه هر ساعت بر آگاهی و هشیاری آنان افزوده می‌شود، در آزمون جدی قرار داریم که جز با ایمان حقیقی به آرمان ادعایی و صداقت در مواضع اعلامی، نمی توان از آن پیروز بیرون آمد و البته فراز و فرود در مقبولیت اجتماعی که در رقابت های انتخاباتی ظهور می‌کند، در این موضوع تاثیر چندانی ایجاد نمی‌کند.آنچه معیار است انتظارات بر حق مردمی است که در تلاش برای تغییرات در راستای تحقق وضعیت مطلوب، از شعارها، مواضع، دیدگاه ها و برنامه های متناسب استقبال می‌کنند. از این رو می‌توان به روشنی تغییر در رویکرد مردم در گرایش به جریانات سیاسی را دلیل عدم اصالت ذاتی جریانات مذکور دانست و بر لزوم پایبندی آن‌ها به معیار مورد اشاره تاکید کرد. لذا لازم می‌دانم مسئولیت عناصر موثر جناح‌های سیاسی در پایبندی بر پیمانِ -ولو نانوشته- خود با آحاد جامعه در دفاع از اصول و ارزش‌های آرمانی و «روشی» را یادآور شوم.

نزدیک بودن برخی از افراد مورد انتقاد به جنابعالی، البته به تنهایی نمی‌تواند دلیل آن باشد که شما را مسئول اظهارات آنان دانست و بر شما خرده گرفت. بنده نیز از نوشتن این نامه چنین مقصودی را دنبال نمی‌کنم و حتی از رنجش احتمالی نیز پوزش می‌خواهم. نیت حقیر پرده برداری از مشکل جدی در جریانی است که ادعای راهبری اصلاحات را دارد و این کار را نه به عنوان یک اقدام سیاسی متعارف، بلکه از روی خیرخواهی و به خاطر اهمیت این جریان بزرگ و تاثیر‌گذار در آینده کشور و وضعیت جامعه انجام می‌دهم. «شوخی شمردن»، «فاجعه دانستن»، «ناپاک خواندن» و از همه عجیب تر، القای رد صلاحیت قطعی نامزد رقیب آنهم به گونه ای که میل و علاقه شدید به رد صلاحیت، آشکارا از آن استنباط شود، نه امری است که بتوان از آن گذشت و نه می‌توان به هیچ روی با آن سر کرد. تحمل چنین مواضعی و سکوت در برابر آن، مخالف هر میثاق مدنی در هر جای جهان است. آیا آقایان رد صلاحیت را در حق رقیب روا و در حق خود جفا می‌پندارند؟!! یا اینکه در تایید صلاحیت نامزد خود به اطمینان رسیده اند؟!!

شاید وجود غفلت در برخی نیروهای سیاسی در رده های پایین تر که معمولاً ناشی از غلیان هیجان است، مورد انتظار و درخور اغماض باشد، اما اینکه پرچمداران جریانی خود ناقض اصول مشی منتخب باشند، حتماً نه روا و حکماً که جفا است.

اینجانب قاطبه مردم را ملزم و پایبند به اصولی می‌دانم که اصلاحات را تضمین می‌کند. فلذا، اگر نقض کنندگان در غفلت باشند، هر آینه باید که زود هشیار شوند وگرنه از جریان تحولات شتابدار جامعه جا خواهند ماند و ممکن است فرصت جبران را نیز از دست بدهند. گروهی دیگر که بدون باور راستین به مواضع جبهه، می‌کوشند تا با «ویراژ سیاسی» پیشرو جلوه کنند، باید بدانند که ضریب هوشی ایرانیان قابل دور زدن نیست و نخبگان و فرهیختگان ایرانی در داخل و خارج از کشور از کلان شهرهای ایران و جهان تا دورافتاده‌ترین روستاهای این سرزمین، مواضع همه را به دقت رصد می‌کنند. مشکل جریانات سیاسی آن است که انتخاب مردم را به نام خود می‌نویسند و به آن «کما هو حقه» ارج نمی نهند. جبهه موسوم به اصلاحات باید به این حقیقت آشکار، به طور جدی اعتنا کرده و از آن غفلت نکند که در اقبال عمومی انتخاباتی، سهمِ گریز مردم از جبهه یا جناح مخالف، چه بسا بزرگتر از سهم ظرفیت های جبهه متبوع باشد.

این حقیر اصراری ندارم که نظرم نزد برادران و خواهران اصلاح طلبم بکلی مقبول افتد، اما یادآوری می‌کنم که غفلت از این مساله، آنچنان که در دو انتخابات سال های ۸۴ و ۸۸ اتفاق افتاد، برای آن جبهه و کل کشور از جهت هرز رفتن نیروها و ایجاد کشش های بازدارنده، خسارت بار بوده است. اصرار دارم سخنی را که درست پس از انتخابات سال ۸۸ عرض کردم و انتشار یافت، با ایمان و باور راسخ تر عرض کنم که اقبال عمومی به آقای دکتر احمدی نژاد در هر دو دوره مذکور، گرچه آشکارا کنار گذاشتن گزینه جبهه اصلاحات بود، اما این به معنای پذیرش مواضع جناح و جریان سنتی مقابل نبود.

مایلم با اصرار بر این حقیقت تاکید کنم که اکثریت قاطع مردم در این دو رویداد مهم، با نفی شرایط موجود و با رویکردی بسیار اصلاح طلبانه، از جناح موسوم به اصلاحات عبور کرده و با تایید فهم خویش در انتخابات ۸۴ بر مطالبۀ اصلاح گرایانه خود در سال ۸۸، پافشاری کردند. هرچند که متاسفانه بخشی از برادران و خواهران اصولگرای ما، هرگز حاضر نشدند چشم بر این حقیقت بگشایند، مردم جناب آقای دکتر احمدی نژاد را نه به عنوان مظهر اصولگرایی بلکه برای انجام تغییرات بیشتر و اعمال جدی تر اصلاحات مورد نظر، مناسب تر تشخیص دادند. تحلیل اینجانب از آرای سال ۸۸ این مساله را روشن می‌کند. تحلیل مذکور در دسترس علاقه مندان قرار دارد.

و اما سخن امروز این است که نباید شیرینی پیروزی قاطع اصلاح طلبان در انتخابات مجلس سال گذشته در تهران، آنان را از درک سهم رای منفی مردم به جناح مقابل (که با نهایت تاسف از گذشته تا امروز به طور پیوسته رو به افزایش بوده است) غافل کند. حقیر نیز با بسیاری از تحلیل گران سیاسی موافقم که عدم شرکت جناب آقای دکتر احمدی نژاد به عنوان نامزد در انتخابات آتی ریاست جمهوری، به جای آنکه فرصتی برای نامزد نهایی اصولگرایان بسازد، موقعیت ویژه ای را برای اصلاح طلبان فراهم می‌کرده است و از این جهت شاید بتوان عدم رضایتِ بخشی از نیروهای اصلاح طلب از نامزدی جناب آقای بقایی که می‌تواند از نظر عموم، از جنس جناب آقای احمدی نژاد و جانشینی مناسب برای ایشان فهمیده شود را درک کرد.

با آزمون بزرگ خواندن این صحنه و درخواست پایبندی همه جریانات سیاسی به اصول رقابت سالم که خود از مطالبات اصلی مردم است، مایلم بر مسئولیت خطیر همگان در احترام به درک و شعور بالای اقشار مختلف جامعه و به ویژه دختران و پسران جوانِ نوگرا در سراسر کشور تاکید می‌کنم. این یک تکلیف بزرگ فراگیر است و خالی کردن شانه از آن، مسئولیت بزرگی در آینده نزدیک بهمراه خواهد داشت.در این میان بدون هرگونه تعریضی نسبت به دوستانی که در این نوشتار از آنها انتقاد شده است، به عنوان یک بحث کلی عرض می‌کنم که باید حساب نیروهای مخلص و فداکار از هر جناح و سلیقه سیاسی را از گروهی «کاسب سیاسی» که به هواداران جریان خود به چشم «مشتری» می‌نگرند جدا کرد.

نگرانی آنان از جابجایی طرفداران قابل درک است. در طرح کلی، کاسب سیاسی و کاسب اقتصادی در دستگاه قدرت و حاکمیت، در یک معادله پویا و فعال «جایگزین پذیر»‌‌اند. باید توجه داشت که اشرافی‌گری فقط جنبه اقتصادی ندارد و باید آن را در کنار «اشرافی گری سیاسی» دید و تحلیل کرد. پدیده اخیر که تاکنون کمتر و یا شاید هرگز مورد توجه و مداقه قرار نگرفته است، خطری است که ما مدعیان ساده زیستی را نیز به طور جدی تهدید می‌کند. لذاست که در بیان معیار ساده زیستی برای مسئولان اجرایی و حکومتی، علاوه بر ساده زیستی اقتصادی، باید ساده زیستی سیاسی آنان را نیز مورد توجه و بررسی قرار داد.

و اما جان کلام!

سخن به درازا کشیده، لکن تیزبینی جنابعالی مرا از تفصیل بی نیاز می‌کند که اگر در امتحان مسئولیت پذیری نسبت به جامعه، برخورد سخت نگیریم و بر ساده‌زیستی سیاسی اصرار نورزیم، در این صورت امر مشتبه شده و از «آشتی ملی»، توافق قدرت مداران جناح ها و نشست مشترک آنان به عنوان صاحبان انقلاب بر سر «سفره» اراده می‌شود. در این صورت معادله حاکمیت از تنها متغیر اصیل و حقیقی یعنی مردم، مستقل می‌شود. در این حال کاسبان سیاسی و اقتصادی جدید در سایه توجهات اشراف اقتصادی و سیاسی بر اریکه قدرت تکیه زده، «جوله» خواهند داد و یا «السابقون السابقون» روال موجود را برای خود «فضل خدا» خوانده و منوال را دوام دهند...

در پایان یادی می‌کنم از پیر طریق انقلاب که هرگز رشتۀ محبت و عنایتش از مردم نگسست که می‌فرمود چنین وضعیتی دیر نخواهد پایید و اگر بموقع هشیار نشویم، در خزانۀ خدا یوم الله بسیار است. سخنی بود از برادری کوچکتر به برادری بزرگتر که امید است شرط ادب بجا آورده و از حریم حرمت فرا نرفته باشد.
نیک معلوم است که: درد دل را لاجرم پاسخ نباشد، هرچند هرچه از دوست رسد نیکوست.
با تقدیم بهترین احترامات و با تبریک نوروز سراسر نورِ باستانی!
لطفاً تبریکات صمیمانه اینجانب را به خانواده ارجمند ابلاغ فرمائید.
اسفندیار رحیم مشائی
کد مطلب: 127054

توسیوند
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۱۶:۱۶
هر چند تخریب از هر جناح و مسول و انسانی بده اما یادش رفته سال 88 دوستش در مناظره ها با دوستان سیدمحمد چطور مغرورانه و خس و خاشاک برخورد کرد؟! انشاا...دوجناح به رقابت رفاقتی برسند نه حذف یکدیگر (349921)
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۱۹:۱۸
پشت صحنه عملیات تخریب زن مسلمان برای به قدرت رسیدن در مناظرات کذایی افرادی چون خود این فرد بودند. (349950)
۱۳۹۵/۱۲/۲۴ ۱۶:۱۷
از تقاضا و اصرار برای بازداشت خاتمی و حدود 1000 نفر از فعالان سیاسی در سال 88 و نیز زباله خواندن مخالفان در حضور فرمانده نیروی انتظامی و تجلیل و ترفیع مقام متهم جنایت کهریزک توسط رییس آقای مشایی و البته سکوت همراه با تایید آقای مشایی تا نامه نگاری و طلبکاری و اخلاقی نمایی آقای مشایی...!؟ (350033)
جلال
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۱۶:۲۱
به دیدگاه من نامه خوبی نوشته در کمال ادب
و همچنین اینکه نباید از رد صلاحیت هیچکسی
پشتیبانی یا خوشحال شد و این نامه نشان میده
که مردم همچنان مهمترین عامل در پیشبرد اهداف
عالی اصلاحات و بهبود این شرایط پر استرس سپاس (349924)
۱۳۹۵/۱۲/۲۴ ۱۰:۱۳
جلال جان از يك سو حرف شما درست است و آن اينكه به ناحق اين اتفاق و حذف نبايد انجام شود ولي اگر بخواهند هر كسي و حتي كساني مثل آقاي احمدي نژاد و اطرافيانش كه به ملت و كشور بد كردند را ناديده بگيرند و خيلي راحت با شانتاژ و سفسطه گري به اشتباه خود در گذشته ادامه دهند اينجا حق ملت ناديده گرفته ميشود همانگونه كه با آوردن رييس دولت نهم و دهم اين حق از سوي حاكميت ناديده گرفته شد تكرار اشتباهات فقط به ضرر مردم ختم ميشود و به قول معروف آزموده را آزمودن خطا ست اگر چه به نظر اين حقير جناب بقايي با اين نامه بدنبال اهدافي غير از مطالب مطروحه است ويكي از آنها دست بردن در سبد راي اصلاح طلبان و روبرو كردن جناح راست با اصلاح طلبان و از طرفي يار گيري در برابر اصولگرايان است به هر ترتيب جناب خاتمي كه خود بهتر از ما ميداند بهتر است با طناب پوسيده و البته كش دار بقايي از ارتفاع پرت نشود و ديگر اينكه چرا بقايي اين دلسوزي را براي سيد اصلاحات نكرده است و حتي در 8 سال حكومت خودشان بيشترين ظلم را در حق نيروهاي اصلاحات انجام دادن (349996)
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۱۶:۵۵
اگر صداقت داشتند اين نامه را بايد در سال ٨٨ مى نو شتند (349933)
رسول
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۱۸:۲۹
الان سید بزرگ باید بگه چی بگه باشه؟ (349944)
امیر
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۱۹:۵۵
روزی که شما اصلاحطلبان را خس و خاشاک خواندید و به گفته فرمانده نیروی انتظامی وقت ، احمدی نژاد شما گفت که بروید و خاتمی را هم بازداشت کنید ، مستی قدرت چند روزه دنیا شما را کور کرده بود، البته شاید هم هدف اصلی و پنهان خود شما ایجاد بلوا بود، خجالت در قاموس عده ای معنا ندارد (349952)
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۲۰:۳۰
حیا هم خوب چیزیه! (349956)
حسن
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۲۰:۴۱
نامه بسیار جالبی بود ظاهرا جریانات سیاسی در حال پوست اندازی جدی است اصولگرایی و اصلاح طلبی هردو واژگانی باارزشند که متاسفانه جولانگاه تعدادی معدود از فرصت طلبان گشته این مفاهیم با ارزش می باید مجددا به صاحبان و مدعیان صادق و مخلص خویش باز گردد. (349960)
عبد خدا
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۲۱:۰۳
با سلام
نامه خوبی بود. اما به قول این دوستمان، آقای خاتمی الان چه کنه؟ بگه چشم. به بچه ها میسپارم. و یا .....
فراموش نکنیم، آقای خاتمی، ممنوع التصویر، ممنوع المصاحبه، ممنوع النظر و ....
موفق باشید (349962)
کسری
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۲۳:۰۵
واقعا چقدر کم رو هستید مشایی و دوستان !! (349972)
۱۳۹۵/۱۲/۲۴ ۰۸:۳۱
اینا فقط میخوان جو انتخابات رو متشنج کنند . چون میدونند که بقایی رد میشه دست پیش گرفتن . به نظر من به این نامه نه باید جواب داد و نه انتشارش داد . (349988)
۱۳۹۵/۱۲/۲۳ ۲۳:۳۴
اول باید تکلیف بودجه های کلان برباد رفته توسط دوست عزیزتان اقا محمود مشخص شود سپس مردم تصیمیم بگیرند که ایا محمود دیگری را می خواهند یا نه (349975)
حسن
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵/۱۲/۲۴ ۰۰:۵۲
باید عرض کنم در میان این حضرات مگه چیزی هم برای تخریب وجود دارد؟...
اینهمه توهم از کجا آمده واقعا؟ (349980)
بب
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵/۱۲/۲۴ ۰۸:۳۳
ارزوي خير مشايي براي اصلاح طلبان مثل ارزوي محبت ودوستي احمدي نژاد در مناظره با موسوي براي او است خالي بندي ودور زدن (349989)