۱
امیر کربلایی‌زاده در گفتگو با «بهار»:

می خواهم بازیگر شناخته شوم نه کمدین

سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۳
آزاده آقاجان- روزنامه بهار:
امیر کربلایی زاده را بیشتر با اجرای استندآپ کمدی‌های  موفقش و حضورش در برنامه «خندوانه» شناخته شده و تصویری که از او در ذهن ها نقش بسته است همان شخصیت بشاش و طنازی است که اجرا و کلامش تر و فرزی خاصی دارد. این استندآپ کمدین این روزهادر نقشی جدی حضور پیدا کرده است و از تصویری که از او می‌شناسیم، بسیار دور به نظر می رسد. کربلایی زاده این روزها در نمایش «صعود مقاومت پذیر آرتورو اویی» نوشتۀ «برتولت برشت» بازی می کند. اثری کاملا جدی با کارگردانی «امیر دژاکام» که در تالار حافظ تهران به روی صحنه رفته است. گفتگویی که می خوانید  راتجربه متفاوت اوست که در این تئاتر به دست آورده است.
 
مخاطب بیشتر شما را در اجرای استندآپ کمدی ها می‌شناسند که بیشتر بر پایه طنز هستند. بازی جدی و طنز برایتان متفاوت است؟
در من یک سری از فولدرها وجود دارد که با سپردن آن ها به سیستم، کارها خود به خود انجام می شود و مرا جلو می برد اما زمانی که می خواهم کاری جدی انجام بدهم چون این آپشن ها از قبل آماده نیست و بسیار کمتر از کمدی در انبار ذخیره های من وجود دارد، بنا‌براین شرایط کار کردن برای من اندکی سخت تر می شود.

آیا سعی دارید در همه ژانرها به عنوان فردی توانمند حاضر شوید و از تجربه نقش کمدی یا تراژدی نمی ترسید؟
من همیشه تلاش کرده ام که در هر دو نقش کمدی یا تراژدی بازی کنم و به عنوان یک بازیگر شناخته شوم نه کمدین. کمدین بازیگری است که اختصاصا کمدی کار می کند و این دقیقاً همان معنایی است که می توانیم در مورد تراژدین ها به کار ببریم یعنی کسی که صرفاً نمایش تراژدی اجرا می کند. بعضی از بازیگران وجود دارند که فقط می توانند کارهای جدی انجام بدهند و زمانی که در نقشی کمدی حاضر می شوند، مردم آن ها را باور نمی کنند. می‌خواهم ژانرهای مختلف را تجربه کنم و به همین دلیل هم بازی در نمایش «صعود مقاومت پذیر آرتورو اویی» را پذیرفتم.

«آرتورو» انسانی جدی است که در موقعیت طنز قرار گرفته است، شاید به نوعی به شیوه استندآپ کمدی های شما نزدیک است یا حداقل شما می توانید این موقعیت را درک کنید. نظرتان در این باره چیست؟
این تجربه را «کمدی جدی» می دانم که مهم ترین شاخصه مثبت آخرین اثر «امیر دژاکام» در مقام کارگردان است.  امروزه با وجود انواع کمدی، از جمله آدم طنز در موقعیت جدی، آدم جدی در موقعیت طنز و ترکیبی از این ها مثل چارلی چاپلین یا استن لورل و اولیور هاردی که یکی از آن ها جدی است و در موقعیت طنز قرار می گیرد و دیگری کاراکتری طنز دارد که در موقعیتی جدی قرار می گیرد. «آرتورو» انسانی جدی است که در موقعیت طنز قرار گرفته است،اصلا با کسی شوخی ندارد و با حضورش در صحنه تماشاچی خنده‌اش می‌گیرد.

ارتباط تماشاگران با فاصله گذاری های برشتی چگونه است؟ آیا آنها به خوبی با این اثر ارتباط برقرار می کنند؟
امروز، تماشاچی در نمایش «صعود مقاومت پذیر آرتورو اویی» از اپیک ها، فاصله ها و از دیدن قدرتمند شدن یک گانگستر لمپن که در ابتدای کار به او می‌خندند، شگفت زده می شوند. تماشاچی این اثر همین طور با خود می اندیشد که چطور انسانی که در ابتدای داستان به او خندیدیم تا این حد قدرتمند شد و به ریاست شورای شهر رسید. این پرسش برای او مطرح می‌شود که در بسیاری از کشورهای دنیا، افرادی که دست مایۀ طنز و تمسخر دیگران هستند، چگونه به یک انسان قدرتمند و گردن کلفت تبدیل می شوند؟

این تجربه را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا از این تجربه تئاتری راضی هستید؟
سال ها پیش حضور در این اثر را به عنوان یک نورپرداز تجربه کرده بودم. حدود 18 سال پیش در همین متن به کارگردانی «مجید جعفری» به عنوان نورپرداز در پشت پرژکتور فالو می ایستادم و نور فالوی صحنهآقای اکبر زنجان پور را که در نقش آرتورو اویی بازی می کردند را می دادم. در آن نمایش، رضا رویگری نیز نقش روما را بازی می کرد. همیشه وقتی پشت پروژکتورفالو، مشغول نور دادن به این صحنه ها بودم از خود می پرسیدم که آیا می شود روزی در نقش آرتورو‌اویی بازی کنم یا آن را کارگردانی کنم.این تجربه پاسخ همان آرزوست. بازی در این نقش می تواند به عنوان هیجان انگیزترین تجربه یک بازیگر در کارنامه کاری اش باشد. شاید من بسیاری از اجراهای استندآپ کمدی خود را به خاطر تمرین و اجرای این نمایش از دست داده ام اما من بسیار از این جهت خوشحالم. شاید اجرای استندآپ کمدی ها از نظر شرایط مالی، وضعیت متفاوتی را برای من رقم بزند  اما این قدر این اتفاق برای من هیجان انگیز، عجیب و جالب بود که اصلاً تا به امروز به آن فکر هم نکرده بودم.

پس تئاتر از دغدغه ها و اولویت های شماست، این طور نیست؟
همواره عاشق تئاتر بودم و در عین حال در رشته دیگری در دانشگاه به تحصیل مشغول بودم مانند بسیاری از جوانانی که ورود به حوزه نمایش در عصر حاضر را بسیار سخت می دانند و آرزوها و رؤیا پردازی های خاص خود را دارند، من هم پر از رؤیا بودم و درست در همین زمان بود که احساس کردم می‌بایست برخیزم و به جای این که بنشینم و فکر کنم، گام های کوچک بردارم و برای رسیدن به رؤیاهایم کارهای کوچک انجام دهم.

چطور توانستید سد این دنیای به قول خودتان سخت را بشکنید و  وارد این فضا شوید؟
همیشه عبارت «از تو حرکت، از خدا برکت» در ذهنم هست و اعتقاد داشتم و احساس می کردم که این اتفاق برای من نیز به وقوع می پیوندد. همچنین به این سخن معتقدم که راه هزار فرسنگی زمانی شروع می شود که انسان اولین قدم را بر می دارد. در این راه من هم تصمیم گرفتم اولین قدم این راه هزار فرسنگی را بردارم. آدم مسئولیت پذیر و وظیفه شناسی هستم و این را عامل موفقیتم می دانم. زمانی که پشت پروژکتور فالو در سالن نمایش نور می دادم، درست به یاد دارم آن قدر با دقت این کار را انجام می دادم که به همین علت مجید جعفری، کارگردان اثر، یک شب از اجرا را به من تقدیم کرد و گفت: نمایش امشب را تقدیم می کنم به پسر بچه ای که آن بالا ایستاده است و با تمام وجود چنان نور پروژکتور را بر روی بازیگر می اندازد که انسان حس می‌کند تمام عشق خود را برای این کار گذاشته است. واقعاً در تمامی شب های این نمایش، زمانی که من بروشور کار را نگاه می کردم، به اسم آرتورو اویی که می‌رسیدم در مقابل آن به جای نام  اکبر زنجان پور، نام خود را می دیدم. سال های بعد از آن کارهای بسیار زیادی را روی صحنه بردم و آرام آرام از پشت پروژکتور به روی صحنه آمدم.

این طور که معلوم است مسیر حرفه ای شدن را پله پله طی کردید. آیا آن تجربیات این روزها به کمک تان آمده است؟
در نخستین روزهای کارش در سال های 75 و 76 به بازیگرهای حرکت رسیده و برای نخستین بار در یکی از آثار شهره لرستانی به ایفای نقش پرداختم. پس از آن نیز در کارهای بسیار دیگری از جمله کارهای دانشجویی بازیگری کردم و در این مسیر همواره سعی کردم که در گروه های کوچک نقش های اصلی را ایفا کنم و در گروه های بزرگ به بازی در نقش های فرعی بپردازم.

چرا «صعود مقاومت پذیر آرتورو اویی» بعد از بیست سال باید مجدداً روی صحنه بیاید؟
تعداد سالن های نمایش در شهر تهران بیشتر شده است و این اتفاق خوبی است. آن زمان مثل الان سالن های تئاتر زیاد نبود و همان تعداد محدود هم که بود، سالن های بزرگی نبود. چهار یا پنج سالن اصلی تئاتر در شهر تهران مختص بزرگان تئاتر بود و فرصت حضور بر روی صحنه های تئاتر برای بازیگران وکارگردانان جوان بسیار کمتر اتفاق می افتاد و این امر موجب می شد که این عزیزان کمتر بتوانند خود را به معرض نمایش بگذارند. امروز برای خود من جای سؤال دارد که چرا «صعود مقاومت پذیر آرتورو اویی» بعد از بیست سال باید مجدداً روی صحنه بیاید، اما از جهتی خوشحالم که پس از گذشت این مدت، من در نقش آرتورو اویی بازی می‌کنم. شاید هم من این انرژی را به کائنات فرستاده باشم و کائنات نیز مقدر کرده است که این اثر دیگر اجرا نشود تا من در این زمان در نقش آرتورو روی صحنه حاضر باشم.
کد مطلب: 129787