۳

آتنا؛ سند ۲۰۳۰ و فراموشكاري ما...

پنجشنبه ۲۲ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۱۹
✍ احسان محمدی_ در سايت عصر ايران نوشت: خبر را حتما" خوانده‌اید، جسد آتنا دختر پری چهره و ۷ ساله اهل مغان که پس از کُشته شدن توسط مرد همسایه در حیاط خانه زیر بتن دفن شده بود، کشف شد. جنایتی که مثل دشنه ای کهنه ای کُند و زنگ زده قلب مردم ایران را پاره کرد. ده روز دیگر همه ما که الان مثل مار به خودمان می پیچیم ماجرا را فراموش می کنیم، همانطور که ماجرای محمد بیجه، سیاوش قریشی و .‌. را فراموش کردیم. اما خانواده هایشان چطور؟ مگر می شود فراموش کرد که پاره تن ات را تکه تکه کرده اند و باز هم زندگی کرد؟

 پیش تر هم نوشته ام که بچه های ما آموزش مراقبت از خودشان ندیده اند. تهدیدها را نمی شناسند و پدرها و مادرها هم به دلیل شرم و حیای بیخودی به آنها چیزی نمی گویند. با بی شرمی دروغ می گوییم، دزدی می کنیم، ریاکاری می کنیم... فقط در این مورد شرم و حیا داریم! وظیفه آموزش دادن به بچه ها بر عهده کدام نهاد است؟

 در زمان انتخابات که حمله به سند ۲۰۳۰ نشانه ایمان بود همین را پرسیدم اگر در مدارس و زیر نظر معلم های قابل اعتماد به بچه ها در مورد حریم شخصی، بدن و حفظ خود آموزش داده نشود بچه ها کجا با بدن خودشان و مراقبت از حریم فردی شان آشنا شوند؟ زیر نظر عباس آقا سوپری محل؟ با دیدن فیلم های پورن؟ پچ پچ های زنگ تفریح؟!

 نمی گویم اگر سند۲۰۳۰ اجرایی می شد این اتفاقات نمی افتد، کودک آزاری در پیشرفته ترین کشورهای دنیا هم رخ می دهد. اما بخشی از آن سند که با خاک یکسان شد دقیقا" در مورد همین مسائل بود. سند ۲۰۳۰ یک سند مترقی بود. دستکم می شد بخش هایی از آن را بومی سازی کرد.

 همین لحظه که شما این کلمه ها را می خوانید ممکن است کودکی مورد تعرض قرار می گیرد و از ترس، ناآگاهی و آبروداری با یک زخم عمیق در روحش سکوت می کند و زنده می ماند اما زندگی می کند؟! تا کی این مسائل را زیر فرش قایم می کنید؟

 تجربه ایدز یادتان رفت؟ اول حاشا کردید که این بیماری خاک برسری است و مردم ما مسلمان و متعهد هستند و مگر می شود یک ایرانی ایدز بگیرد؟ بعد گفتید حالا مواردی هست اما فقط معتاد هستند الحمدلله!
 الان رویتان نمی شود وگرنه در بعضی مناطق کاندوم رایگان توزیع می کنید!

حضرات! آقایان! بزرگان! معضلات اجتماعی با دستور، فرمان، بخشنامه حل نمی شود. باید آنها را پذیرفت، شناخت و حل کرد. همه ما که آموزش حریم فردی و مسائل جنسی به بچه ها را از ریشه انکار می کنیم شریک قتل بچه هایی هستیم که طعمه بیماران جنسی می شوند.

خدایا! ما را بکُش که "سگ دلامونو خورده" و بیشتر از این جرات نداریم فریاد بزنیم وگرنه خودت می دانی چقدر حرف در گلو مانده...
حرف آخر شعری از خلیل جوادی:
گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا
خسته ام خسته از این تکرارهـــا
من بــه در گفتم ولیکن بشنوند
نکته هـــا را مـو به مو دیوارهــــا

 
کد مطلب: 133416