۰
حاشیه نوشتی پیرامون سفر روحانی به کرمانشاه

«زلزله» عیار «فاصله» دولت و ملت

پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۵۲
گروه سیاسی: چه بسا تغییر زبانِ بدن و نیز لحن خشک پرزیدنت روحانی در هنگام سر زدن به مناطق آسیب زده و به جای فرو رفتن در میان بادیگاردها، اندکی بی محابا به میان جمعیت رفتن و دستی بر سر و روی حادثه دیدگان کشیدن و به اصطلاح «همدلی از نوع ریاست جمهوری و فرد صاحب نفوذ»، تاثیری بسیار عمیق و قدرتمند می داشت.
«زلزله» عیار «فاصله» دولت و ملت
محمدآزاد جلالی زاده

فردای زمین لرزه مهیب کرمانشاه حسن روحانی رییس جمهوری از مناطق زلزله زده دیدار کرد. دیداری که کیفیت آن حاشیه ساز شد. در باب این حاشیه سازی ها می توان به نکات زیر اشاره کرد.

الف» بسیاری از تحقیقات و پرسشگری های حوزه های مختلف علوم رفتاری نشان داده اند که پس از بروز حادثه ای برای فرد یا جمعی انسانی، علاوه بر کمک های مختلف فیزیکال و عینی که وجودشان بدیهی ست و نیازی به استدلال آنچنان منطقی ندارد. اما آنچه به پروسه بازگشت به وضعیت عادی کمک می کند، «همدلی دیگران» یا آنچه به اصطلاح «اِمْپَتی» با حادثه دیدگان است، این موضوع هم در بُعد فردی و هم جمعی مورد آزمون قرار گرفته و نتیجه بخش گزارش شده است.

ب» در هر جامعه ای اگر اکثریت روابط را -- بنابر سنت فوکویی، روابط قدرت -- بپنداریم، و مردمان را بنابر دوری یا نزدیکی به مرکز قدرت تقسیم بندی نماییم، در جامعه دولت محور ما که «دولت» اساس قدرت پنداشته می شود، نزدیکی یا دوری از دولت، خود موجب بسیاری امور و تقسیم بندی ها می گردد و حتی واژه هایی چون «دولتیان» یا «غیردولتیان» بر سر زبان هاست و این پدیده در جامعه ما حتی موجبات ظهور و بروز مسایلی همچون «کسب امنیت روانی» می گردد، گو اینکه هسته قدرت خود به مثابه درمانگر، نزدیکان به خود را شِفا داده و پناه می دهد و اغیار و دیگرانی دور از خود را به آنسوی «دیگربودگی» پرتاب می نماید.

 ج» در جامعه امروزین ما به همان میزان که افراد نه  بنابر شخصیت انسانی و «تفرّدشان» که به میزان قدرتمندی به ویژه قدرتمندی مقامی یا ثروتی و یا به عبارتی نزدیکی یا دوری به کانون قدرت مورد ارزشگذاری-- حداقل ظاهری -- قرار می گیرند، به همان اندازه دیگر ابعاد نیز دستخوش تغییرات و انعطافِ فرمی می شوند، از همان روست که «همدلی» یک صاحب قدرتی همچون «رییس جمهور» می تواند صدها برابر «همدلی» افراد دیگر مؤثر باشد، چرا که در افکار عمومی میزان تأثیرگذاری بنابر میزان قدرت مندی مورد سنجش قرار می گیرد.
 
د» سنت و پیشینه طولانی و تاریخی عدم اعتماد بیشینه «دولت یا حاکمیت و ملت و مردمان» در ایران همیشه و تا لحظه کنونی -- بنابه دلایل فراوانی که مجال طرحش در این مقال نگنجد -- وجود داشته و دارد و همیشه فاصله ای پرناشدنی میان دولت و ملت خودنمایی نموده است. این امر در مواقع بحرانی چه بحرانهای طبیعی همچون رانش زمین و زلزله و سیل و چه بحران های انسان ساخته ای همچون «جنگ» بیشتر به چشم می آید.

ه» در زلزله مهیب و مرگبار اخیر در غرب کشور، به راستی مردمان عادی هر چه در توان و یارایشان بود، به میدان آوردند و از یک قوطی شیرخشک گرفته تا کامیون ها و کامیونت ها و ... پر از اجناس به راه است، علاوه بر این ها بنا بر همان سنت اشارت شده در بند پیشین، بازار شایعات و واقعیات و کمبودها و ... هم به راه، دولت حاضر هم بسیار در تلاش است که هر طور شده مدیریت کامل امور را به دست گیرد و بحران را مرتفع سازد و در همین راستا بود که پرزیدنت روحانی به سمت حادثه دیدگان شتافتن گرفت. امّا یک خطای کوچک امّا اساسی  باعث گشت که کار دولت چنان که باید و شاید است، به چشم نیاید و چه بسا همین امر موجبات اختلال در مدیریت کارها را سبب شده است.

و» کاملا واضح و مبرهن است که مقامی اجرایی در حد رییس جمهور، بایستی وضعیت روانی - جسمانی و ذهنی خویش را کنترل و بهترین تصمیم ها را بگیرد، امّا مشاوران پرزیدنت بایست آنقدر هوشیار و آگاه می بودند که به ایشان یادآوری می نمودند که اساسا بخش هیجان - احساسی محور انسان ها بسیار بیشتر از بخش منطقی - عقلانی فعال است، مخصوصا هنگامه بروز بحران هایی بزرگ و جمعی، چه بسا تغییر زبانِ بدن و نیز لحن خشک پرزیدنت در هنگام سر زدن به مناطق آسیب زده و به جای فرو رفتن در میان بادیگاردها، اندکی بی محابا به میان جمعیت رفتن و دستی بر سر و روی حادثه دیده گان کشیدن و به اصطلاح «همدلی از نوع ریاست جمهوری و فرد صاحب نفوذ»، تاثیری بسیار عمیق و قدرتمند می داشت و علاوه بر آغاز خوب فرایند حل مساله و بحران زلزله، فاصله ها را نیز کم می کرد و آشتی عمیق دوباره ای بین دولت - ملت برقرار می شد.
 
کد مطلب: 139854
برچسب ها: زلزله کرمانشاه