کد QR مطلبدریافت لینک صفحه با کد QR

دولت بیش از این توانایی توسعه ندارد

محمد غرضی: تخصص در ايران خریدار ندارد

19 آذر 1393 ساعت 10:13

گروه سياسي: "دولت بیش از این توانایی توسعه ندارد " این بخشی از گفتگو با سیدمحمد غرضی است که به واسطه تجارب عینی که در وزارتخانه‌های نفت و ارتباطات در دولت های قبلی داشته به شکلی ملموس و پیگیرتر به واکاوی دلایل اصلی وقوع پدیده مدرک‌گرایی در سیستم آموزش و بازار اشتغال پرداخته است. وی معتقد است که نباید محصول سالها تحصیل در سیستم آموزشی فقط کسب یک مدرک باشد. و بر این باور است که در راستای تحقق اهداف توسعه ای کشور دولت ها نباید به بروز این پدیده ناخوشایند دامن زده و باعث ادامه آن شوند. مصاحبه سايت 55 آنلاين با او را در پی می‌خوانید:


به نظر می رسد نظام آموزشی فعلی ایران با تکیه بر مدرک گرایی کیفیت آموزش کاهش داده است. همینطوره؟
- بله، دقیقا. پیش از ورود سیستم آموزشی به ایران افراد بر حسب موقعیت خانوادگی مشاغلی را بر می گزیدند که آبا و اجدادی در آن فعال بودند تا اینکه در سال 1304 رضا شاه با تاسیس مدارس جدید آموزش را به شکل نوین درآورده واطرافیان وی این سیستم را از فرانسه به ایران وارد کردند. این گونه، آموزشهای کلاسیک به تدریج جانشین آموزشهای مردمی شدو مدرک ارزش پیدا کرد و بعد از آن بود که استخدامها دیگر بر پایه تجربه و مهارت فرد انجام نمی گرفت و صرفا بر اساس مدرک بود. بدین ترتیب مدرک وسیله نان شد. بالاخره دانشگاه ها و مدارس ظهور پیدا کردند و دولت هم بر اساس اولویت های خوداستخدام را بر مبنای مدارک دانش آموزی، دانشگاهی و غیره گذاشت. حالا بعد از گذشت سالها می بینیم کسانی که از این راه امرار معاش کرده و بعد از 30 سال بازنشسته شدند حداکثر ماهی 600 هزار تومان حقوق می گیرند. مثلا لیسانسیه های ادبیات، فیزیک، شیمی و زبان آن دوران در حال حاضر در جامعه کاربردی ندارد و فقط دولت خریدار شغل آنها بوده ودر حال حاضر به دلیل تهداد زیاد آنها دولت توان اداره آنها را ندارد. این گونه شد که بر آن شدم که علت را ریشه یابی کنم.

به چه نتیجه ای رسیدید؟

-سال 1372 دکتر نجفی وزیر آموزش پرورش وقت در دولت اعلام کرد که 25 درصد دانشجویان در سال ترک تحصیل می کنند. شوک شنیدن این آمار سالها با من همراه بود تا اینکه در سال 89 تعداد زیادی فارق التحصیل بیکارخروجی این سیستم شد ،اینجا بود که دغدغه ای که سالها با من بود به این شکل پاسخ داده شد. مردم در آن زمان زود تر از دولتمردان به این آگاهی رسیده بودند که محصول سالها تحصیل در آموزش و پرورش فقط یک مدرک است یعنی خیلی زودتر از ما که در دولت بودیم می دانستند که اگر بچه را راهی مدرسه کنند که دیپلم بگیرد بعدش باید خرجش را هم بپردارند.پس به این نتیجه رسیدند که از همان جا فرزندانشان را راهی بازار کارشان می کنند تا بعد از اینکه شخص تخصص لازم را پیدا کرد بتواند از پس زندگی خودش بر بیاد.

به نظر می رسد که خیلی مصداقی صحبت می کنید؟

-بله، چون در این زمینه تجربه ملموسی دارم. زمانی که وزیر نفت بودم با توجه به اهداف توسعه محوری که مد نظرم بود شروع به گاز رسانی در مناطق مختلف کشور کردم که آن زمان بسیار مورد نیاز مردم بود کما اینکه این نیاز همچنان باقی است به طوریکه در این زمینه حدود 1.5 میلیون شغلی که الزاما نیازی به مدرک تحصیلی هم ندارد بلکه تجربه تا حدود زیادی کار گشا است.به عنوان مثال کسی که قادر به جوشکاری گاز و یا کنترل و هدایت سیستم باشد می تواند با روزی 150 هزار تومان درآمد زندگی کند در حالی که یک لیسانسیه که عمری را صرف گرفتن یک مدرک کرده و در حال حاضر 27 سال سن دارد، توانایی یافتن یک شغل با درآمد ماهیانه 600 هزار تومانی را هم ندارد."اینجاست که باید پرسید که آیا دانشگاه ها باید مدارکی را ارائه داده وتخصصهایی را خلق کنند که شغلی برای آن نیست؟"

به نظر من این شیوه در گذشته موفق نبوده و در حال حاضر هم جوابگو نیست. قاعده ایناست که آموزش بر اساس نیاز جامعه باشد و هر آنچه که جامعه نیازدارد در سیستم آموزشی طوری برنامه ریزی شود که بعد از فراغت از تحصیل شغل بدنبال دانش آموخته بدود نه اینکه دانش آموختهاسیر پیدا کردن شغل شود. مصداق خارجی این مسئله در دو کشور آلمان و فرانسه مشهود است. فرانسه با نرخ بیکاری 17 درصدیمصداق بارزی از نتیجه این سیستم آموزشی است در حالی که آلمان یک جوان 20 به قدری به توانایی های خودش آشنا است که سریعا استخدام می شود اما آموزشهای نوع فرانسوی به هیچ وج به این صورت نیست . مشکل اصلی ما این است که آموزش های ما در ابتدایی و دانشگاه برای محفوظات است نه برای آن که دانش آموز استعدادش را تحویل معلم می دهد که بر اساس آن معلم توانایی تعریف کاری برای وی را داشته باشد که مورد نیاز جامعه است. امروز محور آموزش باید به گونه ای باشد که هر کسی که توانایی کار با کامپیوتر و موبایل و اینترنت را پیدا می کند بتواند در بستر اینترنت شغل مورد نیازش را یافته و بدین ترتیب نیاز جامعه خود و جامعه جهانی را برطرف کند. در غیر این صورت خیلی هم نباید از شنیدن اخبار 15 هزار کارتن خوابی که در تهران جمع آوری شدند، تعجب کرد در حالی که تعداد زیادی از آنها لیسانسیه ادبیات، فیزیک و شیمی هستند. پس به این ترتیب بد نیست بدانیم که جوانان نباید به سمت شغل هایی برونند که دولت خریدار آن است.

پس با این حساب می توان نتیجه گرفت که عملکرد دانشگاه هایی نظیر علمی- کاربردی خروجی موثرتری نسبت به سایر دانشگاه ها دارند؟

-مجموعه علوم دانشگاهی ما توسط اساتیدی تدریس می شود که همگی در یک پایه مدرک گرفته و حالا که دانشگاه علمی کاربردی تاسیس همان اساتید هم چنان تدریس میکنند و تنها اسامی تغییر کردند، لذا همان کلاس و دانشجو و خروجی دوباره تعریف شده اند.

شما به عنوان دانش آموخته دانشگاه دولتی آیا معتقدید که این دانشگاه ها همچنان از کیفیت و سطح آموزشی بهتری برخوردارند؟

-من جزو کسانی بودم که بعد از فارغ الثحصیلی از دانشگاه تهران بدلیل عدم توسعه یافتگی صنعت برق در آن زمان به سادگی توانستم شغلی به دست آورم. این امر ساده بود و ما از این موقعیت بر خوردار شدیم. ولی خود شما بگویید که الان رشته مهندسی برق چقدر فارغ التحصیل دارد و چه میزان نیروی متخصص جذب بازار کار شده اند. به همین دلیل است که تاکید دارم آموزش ها باید بر اساس نیاز های جامعه باشد باشد نه دولت.

از نظر شما برای رفع این نقیصه راه حلی هم قابل تعریف است؟

-اساتید فعلی بر اساس سیاست های دولت ها استعداد خود را هزینه کرده بر سر کار آمده اند، اگر بخواهیم کاری بکنیم قطعا نسل های آینده مد نظر است. چرا که در حاضر با آموزش و پرورشی که 1 میلیون معلم در آن مشغول کارند و یا سیستم دانشگاهیکه 100 ها هزار استاد در آن تدریس می کنندنمی توانیم بگویم از فردا از شغلتان فاصله بگیرید. این سیر بر اساس سیاست های 100 سال گذشته بوجود آمده و برای ارائه هرگونه اه کار سیستم های آموزشی باید به سمتی سوق داده شود که اشتغال در آن جامعه فعال شود. این یککار کارشناسی بسیار قوی می طلبد که باید در دستورکار دولت های آینده قرار بگیرد .ضرورت این مسئله به حدی است که حتی یک یا دو دولت هم نمی توان نتیجه گرفت بلکه باید دولت های بعدی هم پیگیر این رویه باشند.

در حال حاضر دولت فعلی در این راستا برنامه ای دارد؟

-خیر، من چیزی نمی بینم. هنوز هم در سطح دانش آموزی و در سطح دانشگاهی هم چنان روش های گذشته برقرار است. عقیده دارم که مطرح کردن این انتقاد باید به گونه ای در راستای جلب توجه دولتمردان فعلی قرار بگیرد تا دولت های بعدی در این رابطه قدمی بردارند.

از نظر شما می توان وجود این نقیصه را عاملی برای مطرح شدن بحث فرار مغزها نامید؟

-بهتر است به جای فرار مغز بگوییم فرار استعدادها. چون تعداد زیادی از نیروی کار داخلی که به کشور های دیکر مهاجرت می کنند بدلیل عدم یافتن شغل مناسب در داخل کشورمان است.این امر در تمام ادوار اتفاق افتاده، فقط مقاصد بوده که تغییر کرده است. آن موقع به کویت و دبی و ابوظبی و قطر می رفتند و این اواخر به لیبی و ترکیه و آلمان می روند چون تخصص آنها در کشور خریدار ندارد. با وجود اینکه در خارج از کشور مجبور به صرف هزینه و وقت مجدد برای همسان سازی مدارک خود با سیستم آموزشی و اشتغال آن کشور ها هستند همچنان اقدام به مهاجرت می کنند.


کد مطلب: 63001

آدرس مطلب :
https://www.baharnews.ir/news/63001/محمد-غرضی-تخصص-ايران-خریدار-ندارد

بهار نیوز
  https://www.baharnews.ir