۰

معضل کنسرت و خدا و خرماهای یک جامعه سالم

يکشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۰
گروه سیاسی: یک جامعه و سیستمی اگر می خواهد در دایره محذوفان تاریخ قرار نگیرد، هم باید به اقتصاد و وضعیت رفاهی مردم توجه کند، هم امنیت را در حوزه های مختلف درون و برون سرزمینی تامین کند، هم باعث ایجاد نشاط و شادابی سیاسی گردد و فعالیت احزاب و دسته جات و گروههای مختلف را پاس دارد، هم مساجد وتکایا و عزاداری ها برپا باشد و هم کنسرت ها و شادی ها و ربّناها.
معضل کنسرت و خدا و خرماهای یک جامعه سالم
محمدآزاد جلالی زاده

الف» چند صباحی ست در جامعه بحث های عجیبی درگرفته و فضای افکار عمومی را بی دلیل و بی جهت دچار تشویش نموده، بحث های بی فایده‌تی که جز تشتّت و ناآرامی روانی و اجتماعی، حاصلی در پی ندارد و اندوخته ای قابل اتکا برای این سامان و سازمان فراهم نمی آورد. بحث هایی همچون این مساله که چند درصد مردم کنسرت نمی خواهند و چند درصد می خواهند؟! یا چند درصد مردم فضای داخل وسیله نقلیه شخصی شان را خصوصی می دانند یا عمومی و اموری از این دست، التهابات جامعه هر لحظه ملتهب ما را می انباند.

ب»جامعه، پدیده ای ساخته بشر است و هر امر ساخته بشر؛ چند ویژگی اساسی دارد که می توان خلاصه وار به آنها اشارتی کرد: یکم آنکه درست است که کلیت هر پدیده ساخت بشر فارغ از اجزایش کارکرد دارد و خود امر مستقلی ست، اما این در صورتی‌ست که اجزا هماهنگ و متناسب با هم کار کنند، دوم آنکه پدیده های بشری، بایست کارکرد داشته باشند و در صورت کارکرد نامناسب و یا تبدیل  به ضدکارکردی که برایشان تعریف شده، بایست چاره ای دیگر اندیشید. سوم آنکه این امور مقدس نبوده و قابل دستکاری و تغییر و تحول‌اند و در صورت پیش آمدن مشکلی، می‌توان جزیی از سیستم را برداشت، تغییر داد، تعمیر کرد، تعویض کرد و هکذا تا کلیت به سیر وسامان اصلی خود برگردد و چهارم آنکه در این موارد درست است که نخبگان تصمیم گیرند، اما اقناع افکار عمومی ضرورتی به نهایت دارد.

ج»اولویت دادن جزیی اساسی بر جزیی دیگر، امری بدیهی در ساختار جوامع بشریست، و این امر در موارد حاد و بحرانی بسیار چشم گیرست؛ فی المثل به هنگامه بروز پلشتی های بشری همچون جنگ یا مصیبتی طبیعی چونان زلزله و سیل، تمام مسایل  همانا به نفع نجات دادن جان انسانها و نامین امنیت انسانی و سرزمینی، کنار گذاشته می شوند و این امر به صدر می رود، اما مساله مهم آنست که این مورد یاد شده ، بیشتر در جوامع بحران زده -- حاد یا مزمن-- قابل مشاهده است.

د» در یک جامعه ی سالم و دارای کارکرد بهینه، همچون یک اندام سالم و مناسب انسانی، همه چیز بایست در سر جای خود قرار گیرد، مضحک است که فی المثل چون در حال حاضر قلب می تواند ۷۵ درصد خونم را پمپاژ نماید، بر سرآن باشم که توجه به قلبم را به کناری نهاده و تنها بر کبدم !؟ متمرکزشوم چرا که اگر چنین کردم، چه بخواهم و چه نخواهم محکوم به فنا خواهم بود.

بر همین منوال یک جامعه و سیستمی اگر می خواهد در دایره محذوفان تاریخ قرار نگیرد، هم باید به اقتصاد و وضعیت رفاهی مردم توجه کند، هم امنیت را در حوزه های مختلف درون و برون سرزمینی تامین کند، هم باعث ایجاد نشاط و شادابی سیاسی گردد و فعالیت احزاب و دسته جات و گروههای مختلف را پاس دارد، هم مساجد وتکایا و عزاداری ها برپا باشد و هم کنسرت ها و شادی ها و ربّناها.

در یک کلام بر خلاف گفته قدما که جمع خدا و خرما را ناممکن و نامیمون می‌دانستند، بر آن باورم برای توسعه و پیشرفت مملکت و ایجاد یک جامعه سالم؛ بایست همه قشرها و فعالیت ها را در نظر گرفت و هم خدا را در جامعه گستراند، هم خرما.
 
کد مطلب: 133135