پایگاه خبری بهار نیوز - پربيننده ترين عناوين :: نسخه کامل http://baharnews.ir/ Sun, 26 Feb 2017 19:20:49 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://baharnews.ir/skins/default/fa/fa_default_bahar5/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری بهار نیوز http://baharnews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بهار نیوز آزاد است. Sun, 26 Feb 2017 19:20:49 GMT 60 رییسی رییس مجمع تشخیص می‌شود؟ http://baharnews.ir/news/126105/ گروه سياسي: برخی منابع جناح راست می‌گویند: احتمال انتخاب حجت الاسلام سید ابراهیم رییسی به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام (جانشین مرحوم ایت الله هاشمی) در بالاترین حد خود قرار گرفته و چنانچه اتفاق غیرمترقبه‌ای رخ ندهد، تولیت حرم رضوی، با حفظ سمت، به عنوان رییس جدید مجمع معرفی خواهد شد. این در حالی است که برخی گروه‌های اصولگرا طی روزهای اخیر تلاش می‌کردند رییسی را برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ترغیب نمایند که در صورت انتصاب وی به ریاست مجمع تشخیص، عملا کاندیداتوری در انتخابات منتفی خواهد شد. ]]> سیاسی Sat, 25 Feb 2017 04:01:11 GMT http://baharnews.ir/news/126105/ طلاق بازیگر زن از همسر کارگردانش http://baharnews.ir/news/126151/ به گزارش ایلنا، براساس اعلام مجله Us Weekly، جنیفر گارنر و بن افلاک پس از دو سال جدایی آماده می‌شوند تا به طور رسمی از یکدیگر طلاق بگیرند.البته تمام این اطلاعات از طریق یکی از منابع نزدیک به این زوج درز پیدا کرده است و معلوم نیست حقیقت داشته باشد.شخص جنیفر گارنر به عنوان اولین نفر، فرم دادخواست طلاق را به دادگاه ارائه کرده است. گزارشات حاکی از آن است که بن افلک نیز از خانه مشترک خود در برنت وود (Brentwood) اسباب کشی کرده است.جنیفر گارنر در سال گذشته، مصاحبه‌ای تاثیرگذار و البته گریه‌آور در مورد رابطه خود با بن افلک داشت، جنیفر گارنری که به خاطر هر سه فرزند خود؛ ویولت 11 ساله، سرافینای 8 ساله و ساموئل 4 ساله همچنان رابطه خود را به نحوی حفظ کرده است. جنیفر گارنر به مجله Vanity Fair گفت: بِن عشق زندگی من است. من با او، چه کاری می‌توانم انجام بدهم؟ بن بهترین شخصیت و همچنین جذاب‌ترین و بخشنده‌ترین فرد در هر مجلسی است.او فقط شخصیت پیچیده‌ای دارد و من همیشه می‌گویم که وقتی خورشید به روی شما می‌تابد، شما می‌توانید آن را حس کنید و وقتی که خورشید جای دیگری بتابد، سرما همه جا را فرا می‌گیرد. بن می‌تواند شما را در یک سایه بزرگ فرو ببرد. هرچند که احتمالاً ازدواج بن افلک و جنیفر گارنر به زودی به پایان می‌رسد، اما این دو برای همیشه بخشی از زندگی هم خواهند بود، تنها به این دلیل که این دو سلبریتی و بازیگر Actor مشهور، والدین سه فرزند خود هستند. گزارشات حاکی است که این دو بازیگر قصد دارند تا برای بزرگ کردن فرزندان خود با یکدیگر مشارکت داشته باشند.یک منبع آگاه به مجله Us Weekly گفته است: مهم نیست که چه اتفاقی خواهد افتاد، بن و جنیفر به بزرگ کردن فرزندان خود به عنوان یک خانواده متعهد هستند و این کار را نیز خواهند کرد. هر دوی آنها به اهمیت خانواده آگاه هستند و خود را متعهد می‌دانند. ]]> فرهنگي Sat, 25 Feb 2017 12:03:52 GMT http://baharnews.ir/news/126151/ متلک‌های انتخاباتی به محسن رضایی/طنز http://baharnews.ir/news/126155/ ]]> سیاسی Sat, 25 Feb 2017 12:08:18 GMT http://baharnews.ir/news/126155/ افخمی و باندش اهالي سينما را باز هم تهديد كردند http://baharnews.ir/news/126101/ گروه فرهنگي: پس از آنکه گزارش سیاه افخمی به مجلس درباره فیلم های سینمایی و همچنین اتهام زنی فراستی به فیلم سینمایی «گشت 2» در همین کمیسیون به قصد توقیف این فیلم سینمایی، با واکنش تند اهالی سینما از جمله پرویز پرستویی و حمید فرخ نژاد مواجه شد، بهروز افخمی و باندش در اقدامی بی سابقه در تاریخ تلویزیون، عوامل این فیلم سینمایی را تهدید کرده اند در صورت پس نگرفتن مواضعشان، با آنها روی آنتن زنده تلویزیون تسویه می کنند؛ سلسله اقداماتی که نشان می دهد مدیریت شبکه سه حتی در کنترل یک برنامه سینمایی نیز ناتوان است. به نوشته تابناك، پس از اعلام جنگ علنی بهروز افخمی و مسعود فراستی به سینمای ایران و مراجعه فراستی به کمیسیون فرهنگی مجلس و ارائه گزارش های سیاه علیه کلیت سینمای ایران و ارائه خط مشی های دروغ به نمایندگان عضو کمیسیون فرهنگی در راستای توقیف برخی آثار سینمایی از جمله «گشت 2»، گروهی از اهالی سینما، از جمله حمید فرخ نژاد و پرویز پرستویی، واکنش تندی به این رفتارها که دشمنی آشکار با بدنه سینماست، نشان دادند. سعید سهیلی، کارگردان «گشت 2» قبل از شركت در برنامه شب گذشته هفت، از عملیات روانی بی سابقه ای پرده برداشته و افشاگری بی سابقه ای درباره تهدیدش در روزهای اخیر توسط افخمی کرده است. او در یادداشتی مفصل خطاب به افخمی، عاجزانه از او خواسته تا دعوایی که فراستی به راه انداخته و در خارج از تلویزیون و در کمیسیون فرهنگی بوده را به آنتن زنده تلویزیون نکشد و از این آنتن زنده پربیننده ترین شکل تلویزیون برای له کردن او و فیلمش (گشت 2) استفاده نکند. سهیلی در متن این یادداشت افشا کرده که افخمی به او هشدار داده در صورت پس نگرفتن موضعش درباره رویه‌ای که فراستی و باند افخمی در پیش گرفته‌اند، هستی او را در برنامه «هفت» بر باد خواهد داد. به نظر می‌رسد مدیریت شبکه سوم سیما به رغم انتقادهای صورت پذیرفته توسط سینماگر معتبر به این برنامه ـ که بخش وسیعی از آن اساساً رسانه ای نشده و مستقیم به مدیران تلویزیون منتقل شده ـ توان مدیریت این برنامه را نیز ندارد، چون اگر بپذیریم مدیران این شبکه، توان مدیریت این برنامه را ندارند، بناچار باید بپذیریم این رفتارهای افخمی و فراستی خودسرانه نیست و با دستور و هماهنگی از بالا انجام می شود. به هر حال شایسته رسانه ملی نیست که گروهی بتوانند از تلویزیون به عنوان ابزار نزاع های شخصی و گروهی به این واضحی استفاده یا سوءاستفاده کنند و انتظار می رود مدیریت شبکه سوم سیما، دست کم برای حفظ ظاهر، مقابل این رویه بیستد و به این شائبه که روند کنونی متأثر از یک برنامه سازماندهی شده و ابلاغی به عناصری چون افخمی و فراستی است، پایان دهد. متن یادداشت سعید سهیلی خطاب به افخمی به این شرح است؛ «سایه‌های کج و کوله‌ی دو قهرمان پوشالی نمایان می‌گردد. یکی سوار بر اسبی نزار و نحیف. دیگری نشسته بر الاغی خِپِل. با نیزه و شمشیر و زرهِ، همگي حلبی، زنگ‌زده و قراضه، آمده‌اند که دون‌کیشوت وار سینما را نجات دهند. اما از شَرِ چه چیز؟ کدام دشمن؟ کدام تهدید؟ کدام جبهه؟ چه خواب و خیالی! هیاهوی بسیار برای هیچ. سلحشورانی که با ظلم و جهل می‌جنگند يا بازیگرانی که خود را مسخره‌ی خلق ساخته‌اند؟! آقای مُجری هم فقط نشسته و نظاره می‌کند ، لبخند می‌زند. گاه به چپ، گاه به راست. گاه به سرِ این، گاه به ریشِ آن. آن یکی که سابقه‌اش روشن است ، در مُهمل‌بافی و سفسطه‌گری، نامردی و نان به نرخ روز خوردن، چنان شُهره‌ی آفاق است که مرور کارنامه و شرحِ سابقه‌اش فقط قلم چِرک می‌کند. آقای اَنتلکتوئلِ "وین"دیده! ـ از موضعی نه هُنری، که به شدت سیاسی ـ رکیک‌ترین الفاظ و عبارات و اهانت‌ها را نثارِ قشرِ شریف و هنرمندِ سینما می‌کند. آن وقت برای تخریبِ بُغض‌آلودِ فیلم‌هایی که پسندِ خودش نیست، از هر کارگردانی و با هر کمیت و کیفیتی، مثل آب خوردن اَنگِ ابتذال می‌زند. تازه کارش به همین‌جا هم ختم نمی‌شود. خَبَرکِشی می‌کند، به بیرونِ سینما، به مجلس! مجلس که خانه‌ی ملت است و ظاهر و باطنش شفاف، خدا می‌داند دیگر به کدام خانه‌ها و محافل! ‎اما جوابِ های، هوی است ، از اینجا و آنجا فریاد اعتراض بلند می‌شود. حتي پلاس‌کُهنه‌ها نيز از صندوقچه بیرون می‌آیند، تَشتِ رسوایی از بام سرنگون می‌گردد. کارنامه‌ی چرك و سياه استاد دوباره ورق می‌خورد، ورق می‌خورد. و ورق می‌خورد، چه عبرت‌آموز است درسِ تاریخ !! ‎اما ... آقای افخمی؛ آقای کارگردان؛ آقای مُجری؛ آقای هفت ... شما ديگر چرا؟! زُلف به زُلف چه کسی گره زده‌ای ؟! دست در دستِ چه کسی نهاده‌ای؟! از این همکار و هم‌صنفِ مو سفید کرده نصیحت ، بشنو و تا دیر نشده خرجت را سوا کُن، که هرکه در این سال‌ها با جنابِ استاد همنشین شده سر از ناکجا در آورده و حسابش به کرام‌الکاتبین افتاده! ‎آقای افخمی ... بی‌پرده می‌گویم، بي پرده که همه بدانند. "هل من مبارز" طلبیده‌ای ، گفته اي که اگر حرفمان را پس نگیریم چه و چه! به پشتوانه اين تهديد، آقاي منتقد هم ... داشته و شير شده ، غريده كه جواب پرستويي و فرخ نژاد و همه را در برنامه هفت خواهد داد، عجبا! نميدانم، شايد مثلا بخواهد و بخواهي ريشهِ مان را بزني! آبِ پاکی را روی دستت بریزم ... ما مثل بعضيها ریشهِ‌مان در ریش‌مان نیست که با یک تیغِ دو‌سوسمار به باد رود. ریشه‌ی ما در آب و خاکِ محکم‌تری است. از اینها گذشته، یکی بیرون از برنامه حرفی زده و دیگری هم بیرون از برنامه پاسخش را داده. یکی گفته و یکی شنیده. چرا پای برنامه را وسط می‌کشی؟ چرا آبروي تلويزيون و برنامه ي هفت و خودت را پاي يك منتقد بي آبرو خرج ميكني؟! ‎این را بدان كه من غُصه‌ی فیلمِ خودم را نمی‌خورم. بچه‌ی تَهِ خط و زیر پونز از این غائله‌ها باک ش نیست. من جنگ دیده‌ام. به بوی آتش و باروت خو گرفته ام، به نبردِ تن به تن عادت دارم، هیچ وقت هم اهلِ آجان‌کِشی و شکایت نبوده ام. چون لای پَرِ قو بزرگ نشده و خانگی نبوده ام. همیشه مشکلاتم را خودم حل کرده ام . رو در رو. مثل مرد. اگر قرار باشد از فیلمم دفاع کنم، می‌آیم توی برنامه‌ات می‌نشینم و همانجا سنگ‌هایم را وا می‌کَنَم. با تو، خالقِ عروس و شوكران، نه با هر نامردي كه انگ مي زند و خبر دروغ به آجان ميبرد، اما اين روزها بحثِ فیلمِ من نیست. بحثِ حیثیتِ یک صنف است. بحثِ حفظِ شالوده‌ی یک خانواده است. خودت بهتر می‌دانی که اعضای این خانواده روی فردشان و جمعشان تعصب دارند. اگر اجازه دهیم هر مرد و نامردي، با منظور و بی منظور، به راحتی به ما ضربه بزند و مشکلات صنفی‌مان را تبدیل به مشکلات عمومی و اجتماعی کند فردا دیگر سینمایی نخواهیم داشت. بدان که... جشنواره‌ها و برنامه‌ها تمام می‌شوند. مُجری‌ها و منتقدین می‌آیند و می‌روند. حتی ممکن است فيلم ها بسوزند و نابود شوند. اما نام و یاد و رفتار و کردارِ خانواده‌ی سینما می‌ماند. پس تا دیر نشده جبهه‌ات را مشخص کُن. برای سینما کار می کنی یا علیه سینما؟ ميخواهي در ذهن ها خالق عروس و شوكران بماني يا مجري برنامه هفت و رفيق آدم فروش؟! رفيق حيف... حيف از رفيق. پروژكتورها خاموش مي شوند، سايه هاي كج و وكوله مي روند، قهرمانهاي پوشالي محو مي شوند، آنچه در ذهن ها مي ماند قهرمان هاي واقعيند، دوستدارت: سعيد سهیلی». ]]> فرهنگي Sat, 25 Feb 2017 03:36:22 GMT http://baharnews.ir/news/126101/ 10سال زندان برای پسر اسطوره فوتبال http://baharnews.ir/news/126165/ به گزارش "ورزش سه"، بعد از آنکه در سال ۲۰۱۴ دادگاهی در برزیل پسر پله را به ۳۳ سال زندان محکوم کرد، دادگاه دوم و تجدید نظر برگزار و اعلام شد به دلیل مراجعه به پلیس، محکومیت او ۱۲ سال شده است.در نهایت ادینیو به دلیل پول‌شویی و قاچاق مواد مخدر به زندان رفت تا دوران محرومیت خودش را سپری کند. او باید ۱۲ سال و ۱۰ ماه در زندان باشد. البته ادینیو خود که در تیم فوتبال سانتوس بازی‌ می‌کرد، از این موضوع بسیار ناراحت است. او که محرومیت خود را قبول ندارد، درباره این موضوع گفت: قربانی سیستم قضاوت در برزیل شدم. به هیچ عنوان با پول‌شویی ارتباطی نداشتم.ادینیو بعد از آنکه به عنوان دروازه‌بان برای سانتوس بازی کرد، هدایت چند تیم محلی را نیز در کشور برزیل برعهده داشت ولی هیچ‌وقت نتوانست کارنامه‌ای پرافتخار همچون پدرش داشته باشد. او در نهایت تصمیم گرفت فعالیت‌های غیرفوتبالی داشته باشد. ]]> ورزشی Sat, 25 Feb 2017 13:16:39 GMT http://baharnews.ir/news/126165/ قالیباف و احمدی‌نژاد با هم دیدار کردند http://baharnews.ir/news/126102/ گروه سياسي- رسانه‌ها: روزنامه قانون مطلب اول شماره امروز خود را به گزارشي با عنوان «لابي محرمانه دكتر وسرهنگ» اختصاص داده كه در آن آمده است: مشخص نيست كه چرا بعد از سال‌88، محافظه‌كاران تا اين حد دچار پاشيدگي گفتمان شده‌اند و هر كدام در مسير رسيدن به اهداف، ساز ناکوک خود را مي زنند! اما پنج‌شنبه هفته ای که گذشت، نشان داد که وضعيت از آن‌چه تصور مي‌شد، خراب‌تر است و حتي اين جريان نمي‌تواند سكانداران خود را راضي به ماندن بر عرشه كند. عرشه كشتي كه برخي با «گُوِه‌هاي» خودخواهي ،كف آن را نابود مي‌كنند و عده‌اي ديگر نيز با پتك زياده‌خواهي، ستون‌هاي آن را از بين مي‌برند. البته بدون شك، قانون سوم نيوتن تنها براي دياركفر نيست و به زبان ساده ايراني، هر عملي، عكس‌العملي دارد و اين جماعت، تاوان روزگاري را مي‌دادند كه در زمان رنج مردم ايران، از خوردن اشكنه و نمردن از نخوردن گوشت و مرغ شعار مي‌دادند. آري؛ چرخ دوار مي‌چرخد و اين روزها، نواصولگرايان و محافظه‌كاران از اين گردونه پياده هستند و راي مردم سوار است.روزگار عده ای ورشکستهاين جريان در سال‌هاي 92 و 94 زندگي سياسي خود را به مردم باختند و برچسب ورشكستگي سياسي كه روزي به ساكنان يك كوچه در جماران مي‌چسباندند، امروز بر پيشاني آن‌ها خورده است.البته شك نكنيد كه ميان ورشكستگان سياسي اين‌روزها با جماعت جماران نشين تفاوت وجود دارد. آن‌ها به هر دليلي، مردم را با خودهمراه داشتند و جريان‌هاي جديدي نيز به جبهه‌شان اضافه شد، ولي محافظه‌كاران و نواصولگرايان هر روز تنها‌ و تنهاتر مي‌شوند.تهی دستان سیاسیماجرا از اين قرار است؛ جماعتي كه تلاش دارند تا نقاب را تغيير داده و با پوست‌اندازي، نام جمنا را به خود اختصاص دهند، روز پنج‌شنبه در مراسمي و در مكاني كه زير نظر شهرداري است ، دور هم جمع شدند تا به‌ظاهر، اقتدار و همبستگي را به رخ بكشانند؛ ولي از قبل دست‌شان تهي‌تر شده بود. البته اين تهي كه مي‌گوييم نه از لحاظ مادي است، چرا كه موتلفه را با خود دارند ولي از نظر استحكام سياسي و حزبي، حتي از انتخابات سال 94 نيز دست‌شان بسته‌تر است. آن‌ها نسبت به سال92 ،علي‌لاريجاني، مقتدايي و بخشي از حوزه را به وضوح با خود ندارند و نسبت به 94 از جامعه‌مدرسين دورتر شده‌اند.موانع خودساختهاما نكته‌اي كه شايد بازي را بيشتر از پيش به ضرر آن‌ها جلو می‌برد، كينه احمدي‌نژاد و دلخوري قاليباف است؛ اين دو قطب حقيقي مقابل اصلاحات و اعتدال، كه شايد بتوان آن‌ها را رقباي اصلي جريان اعتدالگرا و در صدر آن‌روحاني دانست.خنجرهايي كه در دوره دوم رياست‌احمدي‌نژاد، محافظه‌كاران بر پيكر دولت وي فرو كردند، برائت‌هاي گاه و بي‌گاهي كه براي فرار از ضعف‌هاي آن مرد روانه كردند، تخريب‌هايي كه بدون هيچ واهمه‌اي برسر دولت‌بهاري‌ها آوار كردند، همه به بغضي عظيم براي ايستادن مقابل آن‌ها تبدیل شده است. اعلام خودمختاري احمدي نژاد از اين جماعت و وارد كردن حميد‌بقايي به عنوان نايب برحق آن مرد و مرادش(رحيم‌مشايي) جدايي‌طلبي او را به رخ كشيد.اما مهم‌تر از احمدي نژاد _كه از قبل نيز مشخص بود چه حسي به اصولگرايان دارد_ محمدباقرقاليباف است. سرهنگي كه در انتخابات 92 اولين ضربه را از عملكرد خود و دومين را كه محكم‌تر بود از پشت و با دستان محافظه‌كاران خورد. آن‌هايي كه به وي وعده سرزمين ري را داده بودند ولي از اين ديار نه گندم، بلكه جو نيز نصيبش نشد.دیدار محرمانه در هتل پنج ستارهمنابع‌ ما مي‌گفتند بعد از كوير شدن جريان اصولگرايي و خشك‌سالي كه اين‌جماعت در زمينه كانديداتوري با آن روبه‌رو شده اند، دست به دامان قاليباف شده و به او ضمانت دادند كه اگر در قامت نماينده آن‌ها در انتخابات سال 96 به ميدان بيايد، تنهاترين سردار! خواهد شد و عده‌اي كه با توجه به پيشينه محافظه‌كاران، از همان ابتدا قابل اعتماد نبودند.دل قالیباف، باز هم شکست!به نظر مي‌رسد دم خروس پنج‌شنبه و در مراسم جمنا بدجوري بيرون زده بود. آن‌ها دوباره برسرقول‌شان نماندند و او را به سايرين، ترجيح دادند. نفر دوم انتخابات سال 92،گزينه اصلي رياست‌جمهوري همان سال و مديرجهادي! اين جماعت، با شخصيت‌هايي مانند ميرسليم،شاهین میرمحمدی،محمد مهدی زاهدی ومسعود میرکاظمی در يك ليست قرارگرفت تا دوباره براي قهر آماده شود!در اين همايش حزبي كه به آن لقب ملی دادند ،همه آمده‌بودند ولي از قاليباف خبري نبود. آري او نبود، زيرا براي ديدار با احمدي‌نژاد كه چند روزي است در مشهد به سر مي‌برد، به دياركودكي خود رفته بود.قاليباف به محل اقامت احمدي‌نژاد در هتل پنج ستاره‌و بين‌المللي كوثرناب که از گران‌ترين هتل‌هاي مشهد است، رفته و آنجا ديداري چندساعته با يكديگر داشتند. بنا به گفته برخي، تلفن‌های هتل نيز براي مدتي از دسترس خارج مي‌شوند ولي از محتويات ديدار،خبري به بيرون درز نمي‌كند.فرضیه های رایزنی با رقیب سنتیالبته در رابطه با اين ديدار شايد بتوان فرضيه ‌هایي را بيان كرد. نخست آنكه احتمال دارد قاليباف براي اتحاد با احمدي نژاد در مقابل اصولگرايان كه دوباره با وي نامهرباني كردند،به ديدار او رفته است. دوم، شايد قاليباف خطر احمدي‌نژاد و يارانش را بيشتر از سايراصولگرايان درك كرده و به ديدار او رفته است تا وي را از ايستادن در مقابل يارانش، منصرف كند.سوم، اينكه احتمال دارد قاليباف در سفرهاي عادي و ماهانه خود كه به مشهد مي‌رود، بدون هيچ هماهنگي قبلي و تنها براي استراحت به اين هتل محل اقامت محمود احمدي‌نژاد رفته است!با توجه به اتفاق‌هايي كه اين روزها رخ مي‌دهد و با اعلام كانديداتوري برخي براي رياست‌جمهوري كشور بزرگي مانند ايران ( كه به شوخي شبيه‌است)، به نظر مي‌رسد فرضيه سوم بيشتر قابل درك و فهم باشد!پناه به ...گذشته ازاين موضوعات، بدون شك ديدارهاي محرمانه در سطح مقامات ايران، موضوع جديدي نيست و چندان نبايد تعجب كرد كه قاليباف و احمدي‌نژاد كه روزگاري دست بر يقه يكديگر داشتند، امروز با يكديگر براي ايستادن مقابل قشري ديگر، عهد اخوت ببندند. شايد قاليباف نيز دانسته است كه احمدي‌نژاد از لحاظ مديريتي و رويكرد، هرچه باشد از مدعيان اصولگرايي بيشتر برسرحرف خود مي‌ايستد و راحت تر مي‌شود در مسائل هم‌راستا، به او اعتماد كرد. ]]> سیاسی Sat, 25 Feb 2017 03:44:24 GMT http://baharnews.ir/news/126102/ اولین فراری پلاک شده بعد از انقلاب/تصاویر http://baharnews.ir/news/126153/ به گزارش ایلنا، پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا مدت‌ها کسی به فکر وارد کردن خودروهای لوکس به کشور نبود. شرایط جنگ و سیاست‌های اقتصادی آن دوران باعث شد که تا مدتها خودرویی مانند فراری به کشور وارد نشود. در آن دوران، خودروهای لوکسی که در کشور باقی مانده بودند نیز به صورت قاچاق از کشور خارج شدند تا عملا جاده‌های کشور در اختیار خودروهای داخلی باشد.سرانجام در سال 2012 اولین فراری که توانست از مبادی قانونی، وارد کشور بشود و پلاک ملی دریافت کند در در خیابان‌های تهران دیده شد. فراری 458 ایتالیا با برخی مجوزهای خاص پس از 14 ماه انتظار توانست از دبی وارد کشور شده و سپس پلاک ملی شود. این فراری تا به امروز نزدیک 6 هزار کیلومتر مسافت پیموده است این درحالی است که یک فراری 485 دیگر مدل اسپایدر در تبریز وجود دارد که پلاک آن منطقه ای است.مشخصات این خودرور عبارت است از حجم موتور 4.5 لیتر،قدرت موتور 560 اسب بخار،شتاب صفر تا صد 3.4حداکثر سرعت 325 کیلومتر،وزن 1340 کیلوگرم،540 نیوتن متر گشتاور و جعبه دنده 7سرعتهفراری ۴۵۸ ایتالیا یک خودروی اسپرت موتور وسط است و در آن زمان  جانشین فراری اف۴۳۰ شد.این خودرو برای اولین بار در نمایشگاه خودروی فرانکفورت در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۹ به صورت رسمی رونمایی شد. ]]> اقتصادی Sat, 25 Feb 2017 12:07:54 GMT http://baharnews.ir/news/126153/ چرا سعيد قاسمی ريشش را نتراشيد؟ http://baharnews.ir/news/126121/ گروه سياسي_رسانه ها: روزنامه شرق نوشت: سعید قاسمی، همان منتقد تند‌وتیز خانواده‌ اکبر هاشمی‌رفسنجانی که به خاطر حملات لفظی‌اش به آنها شناخته شده است، باز هم خبرساز شده و از چرایی نتراشیدن ریشش پس از اجرای حکم فائزه هاشمی سخن گفته است.او که در محافل دوستانه‌اش به حاج سعيد مشهور است، اخيرا در يک گفت‌وگوي تصويري که در شبکه‌هاي مجازي منتشر شده، پس از پنج سال درباره خلف وعده‌اش توضيحاتي ارائه داده است. او در اين گفت‌وگوي ويدئويي مي‌گويد: «ما بچه تهرانيم. مي‌دانيم وقتي يک زن لاتي و چاله‌ميداني صحبت مي‌کند، يعني چه! مدل لاتي صحبت‌کردن زشت است، اينها زشت است. اينها را برويد اصلاح کنيد، مگر مي‌شود پسر اميرکبير يا دختر اميرکبير چاله‌ميداني صحبت کنند؟ مگر مي‌شود نخبگان از زندان اوين دکتري بگيرند! معلوم نيست از زندان اوين مرخصي مي‌گيرند، به خانه مي‌روند يا از خانه مرخصي مي‌گيرند، مي‌روند زندان!... .از همين جا هم عرض مي‌کنم، چون اتفاقا جايش هم اينجاست، بارها و بارها اعلام شد که چرا سعيد قاسمي ريشش را نزد. قسم ياد کرده بودم که اگر دخترک را زندان بيندازند، ريشم را بزنم که معروف است و همه جا هم منتشر شد و همه مي‌دانند که من اين حرف را زده‌ام، وقتي او را به زندان انداختند، تصميم گرفتم همين کار را هم بکنم، يک‌دفعه ديدم حکم سيستم قضائي درباره اين فتنه‌گر چيست؟ يعني کسي که به بالاترين شخصيت نظام بي‌احترامي مي‌کند، نظام را به چالش کشيده و يکي از ليدرهاي کودتاست، حکمش در هر نظامي به نظر شما چيست؟ رفيق ما، دوست رزمنده ما در آن داستاني که در شاه‌عبدالعظيم اتفاق افتاد، به ايشان اسائه ادب کرد، کلمات زشتي به کار برد، بعد هم اعتراف کرد و گفت که تحت تأثير قرار گرفته بوده. من جايي عرض کرده و گفتم که خودم اگر بودم... در آن صحنه که به آقا بی‌احترامي کرده بود، خودم با پنجه خود او را خفه مي‌کردم... بي‌ادبي و فحاشي نمي‌کردم، مي‌کشتمش... رسما هم اعلام مي‌کنم که مي‌کشتمش و عواقبش را هم مي‌پذيرفتم...براي دوست ما سيستم قضائي چقدر حکم بريد؟ رسانه‌ها به اين نمي‌پردازند، انفصال از خدمت،٨٠ ضربه شلاق، ٩ ماه زندان که دو تا سه ماهش انفرادي بود، براي اين دختر خانمي که فتنه‌گر بود و فحاش نسبت به رهبري... چون همين حالا هم کلمات زشت نسبت به رهبري به کار مي‌برند، صوت‌هایش هم بعضا منتشر مي‌شود، قوه قضائيه چقدر براي او حکم بريد؟ من هم يک مقدار ريشم را به اندازه شش ماه کوتاه کردم، براي اينکه اداي احترام کرده باشم به آقاي آيت‌الله آملي‌لاريجاني».قولي كه انجام نشدماجراي شهرت او که بر سر تراشيدن ريشش براي اجراي حکم فائزه هاشمي است، به پاييز ٩٠ برمي‌گردد. او در بحبوحه محاکمه فائزه هاشمي در دادگاه در جمع دانشجويان دانشگاه علوم‌پزشکي مشهد گفته بود: «اگر اين خانم [فائزه هاشمي] نصف روز زندان رفت، من ريشم را مي‎تراشم!». او با اين اظهارات هم به خانواده هاشمي و هم به قوه قضائيه بی‌احترامی کرده بود؛ به‌همين‌دليل هم پس از دست‌به‌دست‌شدن اظهارات او درباره اجرا‌نشدن حکم فائزه هاشمي آيت‎الله صادق آملي‌لاريجاني در واکنشي به سخنان او در سيزدهمين نشست سالانه اتحاديه انجمن‎‎هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه‎‎هاي سراسر کشور گفت: «شنيده‎ام يکي از دوستان بيان كرده است که اگر نيم‎روز فلاني را به زندان بيندازند، ريشش را خواهد تراشيد. من به آن عزيز مي‎گويم که مطمئن باشيد چند وقت ديگر که محاسنتان بلند‎تر مي‎شود، قطعا بايد همه آنها را بتراشيد!».دي‌ماه ٩٠ بود که حکم فائزه هاشمي به اجرا درآمد و او براي تحمل شش ماه حبس راهي زندان اوين شد، از آن زمان هرچند خبر زيادي از سعيد قاسمي در دست نبود؛ اما بازنشر سخنان او درباره نتراشيدن ريشش پس از زنداني‌شدن دختر دوم آيت‌الله هاشمي شهرت او را دو‌چندان کرد. آن‌چنان که حالا او پس از گذشت پنج سال از اين سخنان در‌اين‌باره توضيحاتي ارائه داده است.انتقادات حاج سعيد از خانواده هاشمي بعد از فوت آيت‌الله هاشمي هم ادامه يافت. او پس از فوت هاشمي گفت: «... سياست اصلاح‌طلبان پدربزرگي داشت كه قسمت است ديگر،.... يك‌دفعه آخر كاري در استخر «وي‌آي‌پي» فرح در سعدآباد سكته بزني كه... و بعد بدوبدو نيم‌ساعت هم طول بكشد كه لباس تنت كنند، ببرندت بيمارستان شهداي تجريش. معروف است، بيمارستاني كه سرما بخوري بروي آن تو شكلات‌پيچ برمي‌گردي. وقتي ببرندت آنجا مي‌گويند يك ‌ساعت است دير آورده‌ايد... خدايا براي من يك فرصتي بده يك مدلي كه وقتي لا اله الا الله مي‌گويند، در مسجد يا هيئت، نمي‌خواهم. نخ تسبيح جريان انحرافي پاره شد. هرچه بخواهند بدوند اينها الان آدم بتراشند، ديگر ما به آن مسير برنمي‌گرديم». ]]> سیاسی Sat, 25 Feb 2017 06:36:50 GMT http://baharnews.ir/news/126121/ صادق زیباکلام: دولت درباره حقوق شهروندی و آزادی‌های مدنی فقط شعار داد http://baharnews.ir/news/126136/ روزنامه بهارعملکرد دولت‌ها در گروی فعالیت بخش‌های مختلفی از جمله سیاست، اقتصاد، فرهنگ و مواردی از این دست است که کارنامه آن دولت و میزان مقبولیتش را مشخص می‌کند.بنابراین  لازم است در آخرین ماه های ریاست جمهوری روحانی به بررسی نقاط ضعف و قوت کارنامه دولت او بپردازیم. در این راستا، صادق زیباکلام تحلیلگر مسائل سیاسی در گفت‌وگو با «بهار»، کارنامه دولت روحانی را در سه بخش سیاست خارجی، اقتصادی و حقوق شهروندی بررسی کرد. او که معتقد است سیاست خارجی دولت یازدهم نمره بالایی دارد و بخش اقتصادی نیز نمره قبولی کسب کرده است، اما عملکرد روحانی در حوزه حقوق شهروندی را قابل قبول نمی‌داند و علت آن را عدم انتشار اخبار و طرح این مسائل با مردم می‌داند و می‌گوید: «دولت در زمینه حقوق شهروندی و آزادی‌های مدنی به جز یکسری شعار و سرگرمی با منشور حقوق شهروندی واقعا هیچ کار دیگری نکرده است. البته آنقدر منصف هستم که بدانم نه حصر دست روحانی است، نه آزادی زندانیان سیاسی و نه آزادی مطبوعات اما باز انتظار ما از روحانی این بود که این مسائل را مطرح کند.» آنچه در ادامه می‌آید مشروح این گفت‌وگو است. *** نزدیک به چهار سال از ریاست جمهوری حسن روحانی می‌گذرد و به پایان اولین دوره از ریاست او نزدیک می‌شویم. در حال حاضر نیز در آستانه انتخابات سال ۹۶ قرار داریم. با این اوصاف شما عملکرد دولت یازدهم و نقاط ضعف و قوتش را چطور بررسی می‌کنید و در کل چه نمره‌ای به این عملکرد می‌دهید؟ دادن یک نمره کلی به دولت مقداری سخت است. می‌توان برای دولت یک کارنامه در نظر گرفت و در دروس مختلف به آن نمره داد و از آن یک معدل گرفت. بنابراین من کارنامه دولت را به سه بخش اصلی تقسیم می‌کنم و در سه درس به دولت نمره می‌دهم. بخش اول در خصوص سیاست خارجی است. در این بخش به دولت نمره بسیار بالایی می‌دهم، نمره‌ای بین ۱۸ و ۱۹، زیرا معتقدم دولت با پشتکار توانست مسئله بحران هسته‌ای را که چند سالی می‌شد کشور را در خود فرو برده بود حل کرده و دیپلماسی مذاکرات با آمریکا بین جان کری و جواد ظریف با گذشت بیش از بیست ماه توانست کشور را از آن چاه ویل هسته‌ای که متاسفانه در هشت سال دولت احمدی‌نژاد کشور با سر در آن فرو رفته بود، بیرون بکشد و این دستاورد کمی نبود. بنابراین در بخش دیپلماسی و سیاست خارجی به دولت نمره بالایی می‌دهم. در این مدت رابطه ما با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس چطور شده است؟ روابط ما با کشورهای همسایه خود در خلیج فارس بسیار خراب شده است. با عربستان و به‌تبع آن با کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال حاضر رابطه خوبی نداریم، ‌اما بهبود رابطه با این کشورها و عادی‌سازی رابطه با این کشورها دست دولت روحانی نیست. دست وزارت خارجه در این موضوع بسته است. بنابراین من دولت روحانی را به واسطه تیرگی که با جهان عرب به وجود آمده مقصر نمی‌دانم. در بخش اقتصادی چطور؟ نظرتان در مورد عملکرد دولت یازدهم در حوزه اقتصاد چیست؟ بخش دوم کارنامه دولت، درس اقتصاد است که نمی‌توانم به دولت روحانی نمره خیلی بالایی در این درس بدهم، نمره‌ای متوسط و بیشتر از ۱۳ نمی‌توان داد. همین نمره هم به دلیل عزم و اراده جدی دولت برای مبارزه با تورم و ثابت نگه داشتن نرخ ارز است. به هر حال هم در موضوع تورم و هم ثابت نگه داشتن نرخ ارز دولت کمابیش موفق بوده است. با این حال رکود همچنان ادامه دارد، بیکاری همچنان رو به بالا رفتن است. تعداد بیکاران اگر طی این قریب به چهار سال، از ۹۲ تا به  امروز بیشتر نشده باشد، یقینا کمتر هم نشده است. باتوجه به این که تایید می‌کنید در کشور بیکاری و رکود قابل توجهی وجود دارد چرا در این درس نمره قبولی به دولت می‌دهید؟! به دو دلیل. بخشی به دلیل همان مسئله تورم و ثابت نگه داشتن نرخ ارز است که دولت توانسته تا حدودی موفق باشد. اما در خصوص رکود و بیکاری باید گفت که منشاء هر دوی اینها عدم سرمایه‌گذاری است، یعنی دولت نتوانسته است سرمایه‌گذاری کند. هم بیکاری در گروی سرمایه‌گذاری است و هم رکود، اما دولت یازدهم نتوانسته سرمایه‌گذاری کند، به دلیل اینکه پول نداشته است و پول‌ها در جای دیگری هزینه شده است و متاسفانه برای سرمایه‌گذاری هزینه نشده است. البته همین جا هم تا حدودی دولت را مقصر نمی‌دانم زیرا موارد دیگری که درآمدهای ما خرج شده، دولت نفوذ و کنترل زیادی نداشته که بتواند جلویش را بگیرد. نمونه این درآمدهای خرج‌شده نامناسب چیست؟ به عنوان مثال  پرداخت یارانه واقعا کمر هر دولتی را خرد می‌کند. با وجود این دولت نمی‌تواند و این توان را ندارد که تکلیف یارانه را مشخص کند و همچنان این یارانه خون اقتصادی کشور را می‌مکد. پرداخت یارانه تصمیم غلط و پوپولیستی بود که در زمان اصولگرایان و دولت احمدی‌نژاد گرفته شد و متاسفانه برای اقتصاد کشور یک فاجعه بود. بنابراین بخشی به دلیل موفقیت‌های دولت در زمینه تورم و ثابت نگه داشتن نرخ ارز و بخشی هم به این خاطر که عنان اقتصادی کاملا در دست دولت نیست و قدرت‌های نیرومند دیگری هستند که برای اقتصاد تصمیم‌گیری می‌کنند نمی‌توان دولت را مقصر دانست و همه تقصیرها را گردن دولت یازدهم انداخت. بنابراین به آن نمره متوسط رو به پایین داده و در بخش اقتصاد هم دولت روحانی را قبول می‌کنم. طبق صحبت‌‌های شما مواردی وجود دارد که دولت در زمینه اقتصادی قدرت لازم را برای مقابله با آنها ندارد، پس چرا به دولت در بخش اقتصاد نمره بالایی نمی‌دهید؟ زیرا انتظار ما از دولت روحانی این است که مشکلات و مسائل را با مردم در میان می‌گذاشتند. در برنامه‌های تلویزیونی به جای تعارف و تملق، این مناسبات را کنار گذاشته و واقعیت‌های اقتصادی را به مردم بگویند. بگویند که پرداخت رایانه چه دماری از روزگار اقتصاد ایران درآورده است. بگویند هزینه‌هایی که صرف امور نظامی و غیره می‌شود چقدر است و برای سرمایه‌گذاری چقدر هزینه می‌شود. دولت باید این مسائل را به مردم بگوید و به همین خاطر که این مسائل گفته نشده، ‌نمی‌توان به دولت نمره بالایی در این زمینه داد. سومین بخش کارنامه دولت که به آن اشاره کردید چیست؟ بحث بعدی توسعه سیاسی و حقوق شهروندی است که متاسفانه مجبورم دولت یازدهم را در این درس رد کنم و نمره قبولی به آن نمی‌دهم. دولت روحانی در خصوص مسئله رفع حصر هیچ اقدامی نکرده است، درباره آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان سیاسی نیز هیچ اقدامی نکرده است. در واقع دولت در زمینه حقوق شهروندی و آزادی‌های مدنی به‌جز یکسری شعار و سرگرمی با منشور حقوق شهروندی واقعا هیچ کار دیگری نکرده است. در اینجا هم آنقدر منصف هستم که بدانم نه حصر دست روحانی است، نه آزادی زندانیان سیاسی و نه آزادی مطبوعات. این موضوعات قابل درک است، اما باز هم به همان مسئله‌ای که مشابه آن در بخش اقتصادی وجود داشت برمی‌خوریم. انتظار ما از روحانی این بود که این مسائل را مطرح کند. روحانی نمی‌توانست حصر را بردارد اما می‌توانست در طول این سه سال و نیم، یک بار به موضوع اشاره کند و درباره آن صحبت کند. اینها موضوعاتی است که روحانی باید به آنها اشاره می‌کرد. حداقل یک بار می‌توانست اشارات این چنینی داشته باشد. به همین خاطر است که نمی‌توانم خودم را به هیچ وجه قانع کنم که به دولت روحانی در این درس هم نمره قبولی بدهم. نمره روحانی در این درس تک شده است. با توجه به این سه بخش در کارنامه دولت روحانی، در مجموع عملکرد دولت یازدهم را چطور ارزیابی می‌کنید؟ با این نمره تک در حقوق شهروندی و جامعه مدنی، با نمره‌های متوسط در اقتصاد و با نمره بالایی که در سیاست خارجی به دولت روحانی دادم، معدل او در حقیقت نمره قبولی می‌گیرد. بنابراین از نظر من با تمام توان باید از روحانی و دولتش حمایت کرد تا بتواند برای دور دوم انتخابات ریاست جمهوری هم رای جدی بیاورد. ]]> سیاسی Sat, 25 Feb 2017 11:47:57 GMT http://baharnews.ir/news/126136/ اجرای پرشور «حامد همایون» http://baharnews.ir/gallery/126161/2/ ]]> عكس Sat, 25 Feb 2017 13:09:41 GMT http://baharnews.ir/gallery/126161/2/ نوازندگان خیابانی http://baharnews.ir/gallery/126162/2/ ]]> عكس Sat, 25 Feb 2017 14:15:59 GMT http://baharnews.ir/gallery/126162/2/ پرتره‌های وحشی http://baharnews.ir/gallery/126156/2/ ]]> عكس Sat, 25 Feb 2017 17:57:53 GMT http://baharnews.ir/gallery/126156/2/ كاري كه ديكتاتور كره‌شمالي با برادرش كرد http://baharnews.ir/news/126190/ به گزارش میزان، «کیم جونگ نام» 45 ساله برادر ناتنی رهبر کره شمالی که از سال 2001 به علت اختلافاتی با پدر فقید خود «کیم جونگ ایل» در تبعیدی غیررسمی در جزیره ماکوئو چین زندگی می‌کرد بنابه گزارش رسانه‌های خبری روز 13 فوریه در فرودگاه کوالالامپور هنگامی که قصد سفر به ماکائو را داشت که دو زن همزمان و با اسپری ماده‌ای را به صورت وی پاشیده و به سرعت از محل می‌گریزند؛ «کیم جونگ نام» اندک زمانی پس ازحمله در راه بیمارستان جان سپرد.  پلیس مالزی سرانجام پس از تحقیقات فراوان با اشاره به اینکه در رابطه با قتل کیم جونگ نام نزدیک به 10 تن مظنون بازداشت شده اعلام کرد که کالبدشکافی‌های جسد نشان می‌دهد که برادر ناتنی «کیم جونگ اون» با یک نوع ماده سمی خطرناکی به قتل رسیده است؛ بقایای گاز سمی «وی‌ایکس» بر روی صورت و چشم مقتول نشان می‌دهد که وی با این ماده شیمیایی خطرناک به قتل رسیده‌است که در سلاح های کشتار جمعی به کار می‌رود. پلیس مالزی همچنین ضمن اشاره به اینکه تحقیقات گسترده درباره جزئیات این قتل آغاز شده تأکید کرد که در شرایط حاضر مهمترین و جدی‌ترین سؤال این است که این زنان چگونه به این سلاح کُشنده دسترسی پیدا کرده‌اند و اینکه از چه طریقی این گاز سمی وارد کشور مالزی شده‌است. گاز «وی‌ایکس» VX یکی از خطرناکترین ترکیبات شیمیایی است که تاکنون انسان ساخته و بیشتر استفاده آن در ساخت سلاح های شیمیایی است، از نظر ظاهری این گاز همانند روغنی کم رنگ می‌نماید، بدون رنگ و بدون بو بوده و در رده سمی‌ترین گازهای عصبی قرار دارد، و از طریق استشمام، غذا، پوست و چشم وارد بدن می‌شود، استشمام این گاز عضلات تنفسی را فلج کرده و در عرض چند دقیقه باعث مرگ می‌شود. گاز وی اکس (VX) نخستین بار در آزمایشگاه تحقیقاتی در شهر ویلت شر انگلیس در سال 1952 ساخته شد و همزمان اثرات وحشتناک و مخرب آن مورد مطالعه قرار گرفت، دولت انگلیس فن‌آوری تولید این سلاح شیمیایی (VX) را در اختیار ایالات متحده قرار داد و در مقابل آن فن‌آوری سلاحهای هسته‌ای حرارتی را دریافت نمود. خاصیت چسبندگی این ماده استفاده راهبردی آن برای از کار انداختن پایگاه‌ها و یا فرودگاه‌های دشمن میسر می‌سازد؛ این چسبندگی بسیار قوی موجب مرگ نیروهایی می‌شود که قصد استفاده از پایگاههای هوایی و یا پادگان‌های آلوده به وی‌.اکس را داشته باشند و حرف «V» که پیشوند اسم آن می‌باشد به معنای ماندگاری درازمدت این ماده است که آن را بسیار خطرناک‌تر از گازهای اعصاب دیگر (سریG) مانند تابون (GA) و یا سارین (GB) می‌کند. تابون (GA) و یا سارین (GB به سرعت تجزیه می‌شوند، اما مایع وی‌ایکس از طریق پوست و چشم قربانی به سرعت جذب شده و پس از یک تا 2 ساعت باعث مرگ وی می‌گردد و زمانی که از آن به صورت اسپری استفاده ‌گردد تقریباً به صورت آنی باعث مرگ می‌گردد و چنانچه این ترکیب استنشاق گردد مرگ را به همراه خواهد داشت منتهی در دراز مدت . خوشبختانه آگاهی انسان از خواص کشنده و مخرب گاز وی اکس موجب شده که موارد استفاده از این گاز حتی در میدان های جنگ نیز محدود باشد چرا که چنانچه جهت وزش باد تغییر کند وی‌ایکس به طرف نیروها و یا استحکامات خودی رانده شده و باعث مرگ آنها خواهد گشت. و از سویی دیگر چنانچه وی اکس جهت نابودی دشمن مورد استفاده قرار گیرد می‌تواند آغازگر یک سری حملات متقابل هسته‌ای شود، چون گاز سمی وی‌ایکس جز سلاح های کشتار جمعی طبقه‌بندی شده است که از منطقه اصابت پخش و منجر به مرگ هر جانداری در مسیر خود می‌گردد. در حال حاضر تنها کشورهای آمریکا، فرانسه و روسیه دارای ماده سمی خطرناک VX هستند، و انگلیس پس از دریافت فن‌آوری سلاح های حرارتی هسته‌ای پروژه‌های خود را در ارتباط با وی‌ایکس متوقف کرد. بنا به گزارش های رسمی تاکنونی هیچ مدرکی دال بر استفاده از VX به دست نیامده اما مستندات موجود نشان‌دهنده این است که صدام دیکتاتو سابق عراق به احتمال زیاد طی سال های 1988-1980، یعنی در دوران دفاع مقدس و جنگ ایران از این گاز سمی استفاده کرده است؛ در کنار آن نیز می‌توان از استفاده احتمالی VX در حمله ارتش صدام به کردهای عراق در شهر حلبچه نیز نام برد که منجر به کشته شدن حداقل 5000 نفر و مشکلات زیست محیطی و بهداشتی زیادی شد. ]]> جامعه Sun, 26 Feb 2017 06:58:58 GMT http://baharnews.ir/news/126190/ واكنش علی دایی به عکس حاشیه‌ساز http://baharnews.ir/news/126197/ علی دایی در گفتگویی اختصاصی با "ورزش سه" به نکاتی اشاره می‌کند که مرورش قطعاً برای خوانندگان ما جذاب است...   *در آستانه بازی با پرسپولیس وضعیت تیم شما چطور است؟ **بد نیست، البته امیدوارم قبل از بازی برابر ما، پرسپولیس در آسیا نتیجه بسیار خوبی بگیرد و با شادی به تهران برگردد.   *یعنی هنوز به پرسپولیس تعصب دارید؟ **چرا که نه، پرسپولیس تیم خود من و عشق جوانی تا امروز من است. من عاشق تیم محبوب خودم هستم، چه زمانی که بازیکنش بودم، چه زمانی که رقیبش بودم و چه حالا که مربیگری می‌کنم.   *اما حتی حالا زمانی که با پرسپولیس بازی دارید، بسیار متعصبانه وجدی به برد برابر پرسپولیس فکر می‌کنید وبه گونه‌ای برخورد دارید که برخی تصور دارند در حال انتقام از این تیم هستید. **من عاشق پرسپولیس هستم اما به جز دیدارهای مستقیم برابر این تیم، چه نفت امروز و چه صبا وراه آهن و سایپای دیروز، برابر این تیم همه تلاشم را می‌کنم.   *اگر روز آخر لیگ باشد و حریف پرسپولیس شما باشید واین تیم برای قهرمانی یک امتیاز بخواهد و کسب 3 امتیاز و یک امتیاز در جدول برای شما فرق نداشته باشد، آن وقت چه می‌کنید؟ **آن وقت با تمام تلاشم برای 3 امتیاز می‌جنگم، چرا که فوتبال من یعنی عشق و تعصب و بالاتر از این 2 یعنی وجدان، وجدان خودم را به راحتی نمی‌فروشم حتی  برابر تیمی که با تمام وجودم به آن علاقه دارم.   *با این همه علاقه، چرا با پرسپولیس فوتبالتان را تمام نکردید و رفتید صبا و سایپا...  **چون من را نخواستند و بیرونم کردند، آن هم بعد از سالی که در لیگ کشور آقای گل شده بودم.   *اگر بر می‌گشتید به 13 سال قبل، به درخواست واسطه گری برای آشتی با علی پروین جواب  می‌دادید تا در پرسپولیس بمانید؟ البته بعدها آقای دکتر دادگان شما را با هم آشتی داد. **نه، شاید اگر در پرسپولیس می‌ماندم، مسیر فوتبالم عوض می‌شد و دیگر فوتبالیست، مربی نمی‌شدم واصلا شاید از فوتبال فاصله می‌گرفتم، رفتن به سایپا و مربی این تیم شدن و بعد هم قهرمان شدن و حضور در تیم ملی، همه اینها سرنوشتی بودند که با رفتن از پرسپولیس برایم رقم خورد.   *راستی یک سؤال، چرا تیم‌های تحت هدایت شما بعد از رفتن شما افت می‌کنند؟مثلاً راه آهن که افتاد و پرسپولیس که از رتبه دوم شما رفت به عنوان هشتم و صبای امروز؟ **همه این تیم‌ها مشکل مالی داشتند، زمان ما هم داشتند اما بعد از رفتن ما مشکلات خودنمایی کرد. همین حالا مرفاوی که جای من را در صبا گرفته برای موفقیت این تیم بسیار تلاش کرده ومن می‌بینیم که او متحمل چه دردسرها و سختی های شده است.   *من تصور می‌کنم شما به گرفتن تیم‌های مشکل دار مثل راه آهن و صبا و نفت بیشتر تمایل دارید تا سپاهان و تراکتور سازی، این را می گویم  چون می دانم و در جریان پیشنهاد تیم‌های بزرگ به شما هستم. **البته درست می‌گویید اما من باید در تهران بمانم و نمی‌توانم بنا به دلائلی در تیم‌های خارج از تهران کار کنم.   *در فوتبال حرفه‌ای رنگ پیراهن تیم‌ها اهمیتی ندارد وشما هم به عنوان یک مربی کاملاً حرفه‌ای اگر مورد نظر استقلالی‌ها واقع شوید چه می‌کنید؟ به استقلال می‌روید تا مربی این تیم شوید؟ **من برای استقلال احترام و اهمیت بسیار قائلم، برای هواداران خوب استقلال که در بازی‌های تیم ملی همیشه با حمایتشان پشت تیم ملی بودند هم آرزوی بهترین‌ها را دارم اما خیر، جواب من این است که به عنوان یک بازیکن سابق و مربی امروز حرفه‌ای حاضر نیستم عشق و احساساتم را زیر پا بگذارم وبه تیمی بروم که بزرگ‌ترین رقیب تیم  مورد علاقه من یعنی پرسپولیس است.   *بعد از آغاز لیگ برتر، پرسپولیس 2 قهرمانی لیگ و 2 قهرمانی حذفی دارد، این 2 قهرمانی برای شما چقدر افتخار دارد؟ چرا در حرف‌هایتان از یادآوری ها خبری نیست؟ **یعنی برای تیم و تماشاگری که دوستش دارم منت بگذارم؟ گفتم که مهم‌ترین نکته و بزرگ‌ترین افتخار من همین است که تیم مورد علاقه من موفق باشد، به جز این 2 قهرمانی ایمان دارم که 2 اشتباه 2 قهرمانی لیگ  را از من و پرسپولیس در 4 سال گذشته گرفته است.   *کدام سال‌ها؟ *یکی در زمان من که همین حالا ادعا دارم که اشتباه داور قهرمانی لیگ سیزدهم را از ما گرفت. فکرش را بکنید در سال 92، اگر داور تنها همان یک گل اشتباه فولاد برابر ما را مردود اعلام می‌کرد و بازی 1-1 تمام می‌شد ما 56 و فولاد 55 امتیاز داشته و پرسپولیس قهرمان می‌شد، سال گذشته هم پرسپولیس صاحب حق مسلم قهرمانی بود وتنها یک اشتباه داوران باعث دور شدن این تیم از قهرمانی شد.   *یعنی این که پرسپولیس امروز می‌بایست 4 قهرمانی لیگ داشته باشد؟ **بله قطعاً همین نظر را دارم.  *خیلی‌ها از نقطه نظر اعتراضات و پرخاش شما دل آزرده هستند. **بله من برای گرفتن حقم پرخاش می‌کنم اما دوستان کمیته انضباطی با محروم کردن‌ها و برخوردهایشان تلافی می‌کنند.   *چرا حق؟ البته کمیته داوران اعلام کرده که پرسپولیس امسال بیشترین ضرر را از داوری کرده و بعد از پرسپولیس هم نفت بیشترین ضرر را دیده است. **نه مطمئن باش بیشترین لطمه را ما خورده‌ایم نه پرسپولیس.   *پرسپولیس امسال به نظر شما قهرمان لیگ می‌شود یا خیر؟ **بله به نظر من پرسپولیس قهرمان لیگ می‌شود و احتمال این قهرمانی 99.9 درصد است!   *چرا با این اطمینان حرف می‌زنید؟ **چون پرسپولیس امسال بهترین بازیکنان و بهترین مربی را دارد و بهترین مجموعه تیمی همراه نتایج خوب این تیم باعث بالا رفتن شانس و احتمال قهرمانی این تیم است.   *اما درباره عکسی که از شما منتشر شده که پشت یک میز در حال امتحان دادن هستید، این عکس درست است؟ **نه این عکس برای امتحان روز جمعه من نیست، من پشت صندلی نشسته بودم نه میز و البته برای شرکت در کنکور در مقطع  دکترای جامعه شناسی رفته بودم، کسی که کنکور می‌دهد که پشت میز نمی‌نشیند! ]]> ورزشی Sun, 26 Feb 2017 06:54:39 GMT http://baharnews.ir/news/126197/ روزهایی که «اکبر سیاست ایران» نگران بود http://baharnews.ir/news/126174/ به گزارش ايسنا، فرزند ارشد خانواده هاشمی و خواهر محسن، فائزه، مهدی و یاسر همچنین از روزهای آخر حیات آیت الله می‌گوید ، روزهایی که «اکبر سیاست ایران» نگران بود و در عین حال این نوید را می‌داد که می‌توان بهترین‌ها را برای مردم فراهم کرد، شاید در مسیری که امروز فرزندان آیت الله می‌خواهند ادامه دهنده آن باشند. ضعیت مخالفان و منتقدان آیت الله هاشمی رفسنجانی، علت عدم پذیرش امامت نماز جمعه و واکنش آیت الله راجع به توهین‌ها و تخریب‌ها از جمله محورهای گفت‌وگوی ایسنا با فاطمه هاشمی رفسنجانی است. متن کامل این گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید: آخرین بار چه زمانی با آیت الله هاشمی رفسنجانی صحبت کردید و چگونه از رحلت ایشان مطلع شدید؟ روز یک شنبه 19 دی من سه مرتبه با پدرم تلفنی صحبت کردم؛ دو بار ایشان با من تماس گرفتند و یک مرتبه نیز من بابت گرفتن وقت برای ریاست دانشگاه آزاد در عمان تماس گرفتم. آخرین مرتبه که با پدر صحبت کردم حدود چهار ساعت قبل از فوتشان بود. ایشان با من تماس گرفتند و گفتند که مادرم را به فیزیوتراپی ببرم. همچنین از من خواستند که شب نزد ایشان بروم. حدود ساعت 6 و نیم بعدازظهر من در دندانپزشکی بودم که محسن برادرم تماس گرفت و گفت که کار خیلی فوری دارد، اما به دلیل آنکه امکان صحبت کردن در آن لحظه نداشتم، نتوانستم با او صحبت کنم. در همان حالات بود که دلهره‌ای مرا فرا گرفت و نذر و نیاز کردم که برای کسی اتفاقی نیفتاده باشد. هیچ گاه فکر اینکه برای پدر و مادرم اتفاقی افتاده باشد به ذهنم نرسید؛ چرا که هر دوی آن‌ها از نظر جسمی سالم بودند و هیچ مشکلی نداشتند. حدود ساعت 7 که از دندانپزشکی خارج شدم از راننده پرسیدم که محسن با من چه کار داشت، اما او گفت که اطلاعی ندارد. زمانی که قصد داشتم با محسن تماس بگیرم دیدم که تعداد زیادی تماس از دست رفته دارم؛ همچنین مکرراً تلفن من زنگ می‌خورد. در آن لحظات احساس کردم که برای بابا اتفاقی افتاده است. هنگامی که با محسن صحبت می‌کردم از او پرسیدم که برای بابا اتفاقی افتاده که او گریه کرد. پرسیدم که ‌آیا ایشان فوت کرده‌اند، جواب داد نه؛ در بیمارستان هستند و حالشان بد است. به بیمارستان که رسیدم اولین نفری را که دیدم آقای دکتر زالی رئیس نظام پزشکی بود؛ از او پرسیدم «حال پدرم چطور است؟» که ایشان گفتند «تمام کرده اند»؛ زمانی که من به بیمارستان رسیدم همه چیز تمام شده بود. وضعیت جسمانی آیت الله هاشمی در روزهای آخر حیات‌شان چگونه بود؟ آیا ایشان مبتلا به بیماری خاصی بودند؟ ایشان هیچ مشکلی از نظر سلامت نداشتند. پنجشنبه هفته قبل از فوت، پزشکی ایرانی که مقیم آمریکا هستند با یک دستگاه سونوگرافی مجهز و با اصرار من ایشان را معاینه کردند و به من گفتند پدر شما به قدری سالم است که به راحتی تا 10 سال بدون هیچ مشکلی می‌توانند زندگی کنند؛ تمام بدن ایشان را بررسی کردند، حتی آزمایش دادند که جواب آن‌ها بعد از فوت ایشان آماده شد و همه چیز طبیعی بود؛ ایشان هیچ مشکلی نداشتند. آقای هاشمی وزیر بهداشت، دکتر طباطبایی و دکتر ناظری در مصاحبه‌های خود مطالبی را مطرح کردند که در مواردی دقیق نبوده است. قند ایشان کنترل شده بود و میزان آن روی 85 الی صد بود و هیچ مشکل و ناراحتی قلبی در پدرم وجود نداشت. درباره اینکه برخی می‌گویند عمل آنژیو روی پدرم انجام شده است باید بگویم حقیقیت آن است که این کار به اجبار پزشک ها و من انجام شد. جواب آنژیو نیز حاکی از این بود که هیچ گونه مشکلی در قلب ایشان وجود ندارد؛ چرا که آیت الله هاشمی کوه نوردی می‌کردند و پله‌های مجمع را با دو طی می‌کردند و هر روز دور حیاط خانه نیز می‌دویدند، ایشان از نظر جسمی خیلی از فرزندانشان قوی‌تر بودند، با اینکه در خانه ایشان آسانسور وجود دارد، اما ایشان به هیچ وجه از آن استفاده نمی‌کرد و از پله بالا و پایین می‌رفتند. برخی اظهار نظرهای پزشکان و حتی نزدیکان ما دقیق و منطبق با برخی واقعیات نیست. هیچ کس نمی داند که علت فوت "آیت الله" چه بود.   «فاطمه» فرزند ارشد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی متولد سال 1339 است بعد از فوت آیت الله هاشمی مباحثی راجع به همراهی نکردن تیم پزشکی و تمایل شخصی آیت الله به این موضوع مطرح شد، علت اصلی این موضوع چیست؟ ایشان هیچ‌گاه تیم پزشکی نداشتند و حتی زمانی که ایشان رئیس جمهور بودند فردی به نام دکتر میلانی فقط در مسافرت ها همراه ایشان بودند. بعدتر نیز زمانی که ایشان به مجمع آمدند، فردی به نام دکتر غنچه در سفرها ایشان را همراهی می کردند،‌ اما در مجموع هیچ‌گاه تیم پزشکی همراه ایشان نبوده است. برخی می‌گویند که علت همراه نبودن تیم پزشکی،‌ خواست شخصی ایشان بوده است. بعد از فوت آیت الله هاشمی نقل قول‌های زیادی از ایشان مطرح می شود، اما من در جریان این نقل قول‌ها قرار نداشته ام. یکی از این نقل قول ها راجع به محل خاکسپاری ایشان است؛ پیش از برگزاری مراسم خاکسپاری مطالبی درباره وصیت ایشان نسبت به دفن در مشهد مقدس و شهر قم مطرح شد. اصل این موضوع چیست؟ آیا در وصیت‌نامه ایشان توصیه‌ای راجع به محل دفن وجود دارد؟ هیچ توصیه‌ای از پدرم درباره محل دفن مطرح نشده بود. ایشان همیشه وصیت نامه خود را تمدید می‌کردند و سه وصیت‌نامه در زمان‌های مختلف نوشته بودند؛ یکی هنگام حضور در زندان، دیگری بعد از آزادی و حضور در جبهه و سومی در سال 79. در وصیت نامه سال 79 نیز نوشته‌اند که من مجددا وصیت‌نامه دیگری خواهم نوشت ولی در این وصیت نامه قید نکرده بودند که کجا دفن شوند. ما وصیت نامه دیگری از ایشان پیدا نکردیم. آیا امکان پیدا شدن وصیت‌نامه جدید از ایشان که مربوط به بعد از سال 79 باشد وجود دارد؟ خیر؛ همه وسایل، کتاب ها و کتابخانه های ایشان را بررسی کردیم اما هیچ وصیت نامه ای پیدا نکرده ایم. آیا در وصیت‌نامه موجود از آیت الله هاشمی که مربوط به سال79 است، مطالبی درباره مسائل سیاسی نیز وجود دارد؟ خیر؛ در این وصیت‌نامه فقط به مسائل خانوادگی پرداخته شده است. ایشان وصیت‌نامه سیاسی داشته اند؛ چرا که من بارها دیدم که ایشان مطالبی را می نوشتند. دستنوشته‌های ایشان بصورت پراکنده شبیه به وصیتنامه است.   فاطمه هاشمی رفسنجانی از اعضای موسس حزب اعتدال و توسعه است آیت الله هاشمی رفسنجانی همواره در زمان حیات خود نگرانی‌هایی درباره انقلاب اسلامی داشتند، ایشان در یکی از آخرین سخنرانی‌های خود نیز مطالبی راجع به لزوم بازنگری در قانون اساسی بیان کردند. به عنوان فرزند آیت الله هاشمی بگویید که آیا ایشان در اواخر حیات خود دل نگرانی خاصی داشتند؟ ایشان معتقد بودند به راحتی می‌توان مشکلات را حل کرد، ولی بخاطر فضای مسمومی که در جامعه از ناحیه برخی از مخالفین به وجود آمده، حتی بعضی از مدیران کشور هم شجاعت لازم برای جلو بردن کارها با جدیت را ندارند. این نگرانی برای ایشان وجود داشت که در کشوری مانند ایران با منابع طبیعی زیاد و موقعیت ژئواستراتژیکی، ژئواکونومی و ژئوپلتیک خوب در منطقه، می‌توان بهترین‌ها را برای مردم در کشور فراهم کرد. آیت الله گاهی دولت خود را با دولت‌های دیگر مقایسه می‌کردند و می‌گفتند «دولت من در شرایطی سر کار آمد که کشور در حال جنگ و همه زیر بنای کشور از بین رفته بود و مشکلات فراوانی وجود داشت، ولی توانستم در 8 سال سازندگی کشور را به ثبات اقتصادی و سیاسی با همراهی و همدلی همه مسئولین برسانم. اما امروز متاسفانه همه درگیر مسائل سیاسی بر ضد همدیگر هستند». ایشان همواره از اینکه به مردم و کشور توجه نمی‌شود رنج می بردند. تحلیل‌تان راجع به مطالبی که در مخالفت با آیت الله هاشمی درباره زندگی و فرزندان ایشان مطرح می‌شد چیست؟ چون پدرم نظرات خود را به طور صریح بیان می‌کردند همواره برخی افراد به دنبال انتقام جویی از ایشان بودند. مخالفت با آقای هاشمی از زمان مجاهدین خلق شروع شد؛ زمانی که آقای هاشمی ارتباط و حمایت خود را به دلیل کودتا در این سازمان، با آن‌ها قطع کرده بودند، این مخالفت‌ها آغاز شد. در آخرین جلسه سران این سازمان که درسال 54 برگزار شد، زمانی که از ایشان راجع به عدم حمایت آیت الله پرسیده شد، ایشان گفتند «برای چه من باید به شما کمک کنم؟»، آن‌ها گفتند «برای اینکه هر دو در حال مبارزه علیه شاه هستیم» اما ایشان پاسخ دادند «ما می‌خواهیم اگر اتفاقی افتاد و پیروز شدیم حضرت علی (ع) را جای شاه بگذاریم ولی شما می‌خواهید که لنین را جای شاه بگذارید. بنابراین من دیگر نمی‌توانم به شما کمک کنم.» از همان زمان حرکات ایذایی و طرح مسائلی راجع به سرمایه دار بودن آقای هاشمی آغاز شد و این اتفاق در 10 سال اول انقلاب از ناحیه ضد انقلاب ادامه داشت. در دهه دوم انقلاب اصلاح طلبان آمدند علیه آقای هاشم حرف‌های دروغی را مطرح کردند - این روزها برای من خیلی عجیب و غریب و جالب است که این افراد یکی یکی می‌آیند و حرف‌هایی ضد حرف‌های گذشته خود بیان می‌کنند- در دهه بعد نیز اصولگرایان اقدام به طرح این مسائل کردند. فارغ از همه این مسائل آن چه که مهم است اینست که ما نباید فراموش کنیم آیت الله هاشمی رفسنجانی جزء نفرات اول تصمیم گیری در کشور و بعد از رهبری، نفر دوم نظام بودند و حتی بسیاری از مسائل ابتدای انقلاب را ایشان به امام خمینی(ره) پیشنهاد می‌دادند و نظرات خود را خیلی شفاف و صریح برای امام می‌گفتند. ایشان فرد قدرتمندی در جامعه بودند، به همین دلیل نیز گروه‌های سیاسی به دنبال بهره برداری از شخصیت ایشان در سفره خود بودند، اما ایشان به دنبال آن بودند تا آنچه که به نفع انقلاب است را انجام دهند. بر این اساس شاهد بودم زمانی که پدرم رئیس جمهور شد، افراد منتسب به جناح راست به من می‌گفتند «به پدرتان بگویید که چرا از ما در کابینه استفاده نکرده‌اند»، چپی‌ها هم گلایه داشتند که چرا هاشمی از ما در کابینه استفاده نکرده است. آیت الله هاشمی نیز در پاسخ می‌گفتند «به این افراد بگویید از منتهی الیه چپ تا منتهی الیه راست در کابینه‌ام حضور دارند و من افرادی را انتخاب می کنم که اهل کار باشند و بتوانیم چرخ کشور را که در جنگ دچار مشکل شده بود، به حرکت در آوریم». موضوع پرونده حقوقی برادرتان «مهدی» در زمان پیش و حین رسیدگی با حواشی بسیاری مطرح بود. موضع آیت الله هاشمی نسبت به وضعیت مهدی چگونه بود؟ آیا ایشان از فرزند خود خواستند که به کشور بازگردند؟ مهدی خودش خواست برگردد. مقامات کشوری تاکید داشتند که مهدی بازنگردد و به پدرم می‌گفتند که نظر ما بر این است که مهدی برنگردد و در لندن بماند، اما مهدی خودش از اول اصرار داشت که بازگردد. او می‌گفت «من حاضرم زندان بروم ولی حقانیت من روشن شود». مهدی با پای خودش به کشور آمد و تنها موضوعی که از روز اول به آن تاکید می‌کرد این بود که جلسات دادگاه علنی برگزار شود که این اتفاق نیفتاد. در نهایت مهدی به زندان رفت و قرار شد که درخواست اعاده دادرسی بدهد، و آخرین گفته‌ها این بود که نظر دیوان عالی مبنی بر نقض حکم بود. خیلی‌ها معتقدند که مهدی بی گناه است. فرزند آیت الله هاشمی بودن را چطور توصیف می‌کنید؟ همیشه برایم افتخار بود که چنین پدری دارم. زمانی که بچه بودم و نمی‌توانستم میان زندانی سیاسی و زندانی سایر جرائم تفاوت قائل شوم، هرگاه که در مدرسه از من می‌پرسیدند شغل پدرت چیست، می گفتم «زندانی»؛ زندان رفتن ایشان برای من باعث افتخار بود؛ چون داشتند با ظلم مبارزه می‌کردند. بعد از فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی شاهد چه رفتاری از سمت فرزندان ایشان خواهیم بود؟ ما(فرزندان آیت الله هاشمی) نظر و هدف پدرمان را در جهت حفظ انقلاب می دانیم و در همان مسیر به راه خود ادامه می‌دهیم. اگر قرار بود مسیرمان را تغییر دهیم، باید در اتفاقاتی که بعد از فوت ایشان رخ داد، مشخص می‌شد. در دوران حیات آیت الله هاشمی آیا فرزندان درباره مسائل شخصی خود با ایشان مشورت می‌کردند؟ فرزندان آقای هاشمی در طول حیات پدر خود در تصمیم گیری و اعمال خود آزاد بودند و هر تصمیمی از سوی آن‌ها اتخاذ می‌شد، ایشان دخالتی در آن اعمال نمی‌کردند. زمانی پدرمان راجع به اقدامات فرزندان خود اظهار نظر می‌کرد که ما از او مشورت می‌گرفتیم. بخش عظیمی از صحبت‌هایی که ما مطرح می‌کردیم مورد قبول ایشان قرار می‌گرفت، اما در صورتی که نظر ایشان مخالف نظر فرزندان بود، ایشان تصمیم گیری نهایی را بر عهده فرزندان قرار می‌دادند.   فرزند ارشد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌گوید که که فرزندان آیت الله در مسیر پدر به راه خود ادامه خواهند داد شما مطرح کردید که در خانواده آیت الله هاشمی میان فرزندان و پدر رابطه مشورتی وجود داشت، آیا آیت الله هم در امورات خود از جمله کاندیداتوری در انتخابات سال 92 با اعضای خانواده مشورت کردند؟ خیر؛ آیت الله هیچ‌گاه با فرزندان خود مشورت نمی‌کردند، بلکه ما نظرات خود را به ایشان می‌دادیم. در انتخابات 92 ما واقعا هیچ کدام نمی‌خواستیم ایشان کاندیدا شوند؛ چرا که از قبل از کاندیداتوری ایشان، همواره علیه خانواده ما صحبت می‌شد و ما سال 88 را فراموش نکرده‌ایم که افراد دیگری کاندیدا بودند ولی آقای احمدی نژاد علیه آیت الله هاشمی و خانواده ایشان صحبت کردند. واقعا هیچ کدام از فرزندان دوست نداشتیم که ایشان کاندیدا شوند، ایشان نیز علاقه‌ای به کاندیداتوری نداشتند. خاطرم هست که برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ محسن حدود ۳ ساعت در حیاط منزل با پدر صحبت کرد و ایشان در پایان صحبت‌های خود گفتند که بنا ندارند در انتخابات شرکت کنند، اما از ساعت ۷ شب قبل از پایان مهلت ثبت نام، درخواست‌های زیادی برای کاندیداتوری ایشان از ناحیه افراد مختلف، شخصیت‌های مذهبی و علما و خانواده‌های شهدا به صورت تلفنی مطرح می‌شد. همان شب من از پدر پرسیدم که بالاخره ثبت نام می‌کنید یا نه؟ که ایشان پاسخ دادند «تا به حال نمی‌خواستم ثبت نام کنم، ولی با حرف‌هایی که زده شد، در من تردیدی ایجاد شده است»؛ من از ایشان خواهش کردم که از ثبت نام منصرف شوند، اما ایشان گفتند «بالاخره من باید کاری را بکنم که به نفع کشور است؛ این خودخواهی است که بگویم امروز که کار سخت است، نمی‌خواهم بیایم؛ نمی‌دانم توان لازم را دارم یا نه اما نمی‌توانم که به خاطر خودخواهی خودم نیایم، باید مردم را در نظر بگیرم ولی چون به آقای خامنه‌ای گفته بودم که در انتخابات شرکت نمی‌کنم، فردا باید با ایشان صحبت کنم و نظر ایشان را جویا شوم، تا با ایشان صحبت نکنم و به ایشان خبر ندهم نمی‌دانم تصمیم چه خواهد بود». فردای آن روز من از ساعت ۱۰ صبح به مجمع رفتم؛ در آن روز شاهد بودم که هر چه به ساعات پایانی ثبت نام نزدیک می‌شدیم، شدت تماس‌های درخواست از پدر برای کاندیداتوری زیادتر می‌شد. پدر هر چه تلاش کردند نتوانستند با آیت الله خامنه‌ای صحبت کنند. در نهایت پدرم آقای حجازی( از اعضای دفتر مقام معظم رهبری) را پیدا کردند؛ پدر به آقای حجازی گفت که پیغام من را برسانید و بگویید «به دو دلیل می‌خواهم ثبت نام کنم؛ یکی اینکه به دنبال خلق حماسه سیاسی که ایشان مطرح کرده‌اند، هستم؛ دیگری اینکه تماس‌های بسیاری برای درخواست از من شده است».. در نهایت ساعت ۵ و نیم آقای حجازی تماس گرفتند و گفتند «من پیغام شما را رساندم، ولی این صحبت‌ها را نمی‌شود پای تلفن مطرح کرد». در آن زمان من در مجمع کنار پدر نشسته بودم، بعد از پایان تلفن،‌با توجه به اینکه فرصت مذاکره حضوری عملا وجود نداشت،‌ من از ایشان پرسیدم که حالا چه کار می‌کنید؟ گفتند «می‌رویم»، سپس بلند شدند و «بسم الله الرحمن الرحیم» گفتند و در آخرین لحظه به سمت وزارت کشور رفتیم. ظهر فردای پس از ثبت نام من به مجمع نزد پدرم رفتم و متوجه شدم که ایشان نگران هستند، علت را جویا شدم. ایشان گفتند که کار بزرگی است؛ نمی‌دانم که با مشکلاتی که در کشور است و مخالفت‌های موجود، آیا از توان این کار بر می‌آیم یا نه. ایشان گفتند «من هیچ وقت در طول زندگی قرص خواب نخورده بودم ولی دیشب، از بس که این بار روی دوش من سنگینی می‌کند، با قرص خواب به خواب رفتم». واکنش ایشان نسبت به رد صلاحیت‌شان در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 چه بود؟ پدرم از شنیدن خبر رد صلاحیت خود خیلی خوشحال شد. برایش پیغام آورده بودند و می‌دانستند که در شورای نگهبان چه می‌گذرد؛ پیغام آورده بودند که ابتدا صلاحیت‌شان تائید شده و پس از آن حضور برخی افراد از نهادهای اجرایی دیگر در جلسه شورای نگهبان افزایش یافت. در نهایت آقای روحانی و آقای علی لاریجانی یکی شب و دیگری صبح برای بابا پیغام آوردند که گفته‌اند شما انصراف بدهید؛ اگر نه، رد صلاحیت می‌شوید. که ایشان در پاسخ گفتند «من انصراف نمی‌دهم؛ چرا که به مردم قول داده‌ام و نمی‌توانم به آن‌ها دروغ بگویم؛ من بر نظر خود باقی می‌مانم، من را رد صلاحیت کنند.» شبی که ایشان رد صلاحیت شد، گفتند «که یک بار بزرگی از دوشم برداشته شده است؛ من تعهدم به نظام انقلاب اسلامی و مردم انجام را دادم اما دیگر خواست بر این بود که من در صحنه نباشم». ایشان همان زمان هم به طرفداران خود اعلام کردند که از آقای روحانی حمایت کنند. در طول حیات آیت الله هاشمی برخی جریان‌ها سیاسی تلاش می‌کردند که ایشان را به عنوان جریانی مقابل رهبری مطرح کنند. شما به عنوان فرزند ارشد آیت الله هاشمی رابطه ایشان با رهبری را چگونه تفسیر می‌کنید؟ ایشان چندی پیش صریحا در مصاحبه‌ای درباره رابطه خود با  رهبری گفتند که من در برخی موارد با رهبری اختلاف داشتم و دارم اما با ایشان صحبت و بحث می‌کنم؛ اگر به عنوان حکم حکومتی ایشان حرفی بزنند، من دستور ایشان را اجرا می‌کنم ولی اگر نظر خاصی به عنوان حکم حکومتی نداشته باشند، من نظر خود را پس می‌گیرم. پدرم در بسیاری از موضوعات با رهبری صحبت می‌کردند. در دوران امام (ره) نیز اینگونه بود؛ ایشان در زمان پایان جنگ نظر خود را به امام (ره) گفتند؛ آیت‌الله هاشمی به امام (ره) گفتند «بر اساس نظری که ما از کارشناسان گرفته‌ایم، نمی‌توانیم جنگ را ادامه دهیم؛ شما اگر نمی‌خواهید این موضوع را قبول کنید، من را حتی محکوم و اعدام کنید، ولی پایان جنگ را اعلام کنید». ایشان در مورد آیت‌الله منتظری نیز نظر صریح خود را به امام (ره) دادند. در دوران بنی صدر نیز ایشان نامه خیلی صریح و شفافی برای امام نوشته بودند که اسناد آن در کتاب خاطرات ایشان نیز وجود دارد؛ ایشان می‌گفتند که اگر من به موضوعی برسم و به آن اعتقاد داشته باشم، به زبان می‌آورم و اگر آن را نگویم مرتکب خلاف شده‌ام. به عنوان فرزند ارشد آیت الله هاشمی که همواره همراه با ایشان بودید، آیا صحیح است که "آیت الله" برنامه‌ای برای انتخابات 96 داشتند؟ اتفاقا من یک بار از ایشان پرسیدم که برای انتخابات آینده برنامه‌ای دارید که ایشان گفتند «بله برنامه‌هایی داریم و برخی پیشنهاداتم را مطرح کرده‌ام و برخی از آن‌ها باقی مانده که بعدا مطرح می‌کنم». آیا بیت آیت الله هاشمی برنامه‌ای برای انتشار خاطرات ایشان دارد؟ برادر بزرگم محسن مسئولیت این کار را بر عهده دارد. خیلی از این خاطرات در حال حاضر آماده است و از سوی ایشان در زمان حیات نیز اصلاح شده است؛ ولی احتمالا بر اساس روال قبل خاطرات پدرم سال به سال منتشر خواهد شد. برنامه خودشان بر این بود که سال به سال یک جلد از کتاب خاطرات منتشر شود.   فاطمه، خواهر محسن، فائزه، مهدی و یاسر هاشمی رفسنجانی است آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در طول حیات خود موافقان و مخالفانی داشتند؛ چه توصیه‌ای به این افراد دارید؟ آیت الله هاشمی معتقد بودند که باید جهانی عاری از خشونت و همراه با امنیت و آرامش وجود داشته باشد و جریاناتی که همراه ایشان بودند، می‌دانستند پدرم چه هدفی را برای ایران و حتی برای مسلمانان و مردم و امنیت دنیا داشتند. این افراد می‌توانند راه آیت الله را ادامه دهند و آن سیاست‌ها را جلو ببرند. در مورد مخالفین نیز می‌توان این افراد را به دو طیف مختلف تقسیم کرد؛ دسته اول افرادی هستند که کینه دارند و افراد ضعیفی که چون کاری نمی‌توانستند انجام دهند، سعی می‌کردند خود را در مخالفت با ایشان مطرح کنند. با این افراد حرفی نداریم. اما دسته دوم مخالفان آیت الله هاشمی کسانی هستند که تحت تاثیر القائات و دروغ‌ها تصمیم گیری و صحبت می‌کردند؛ به این افراد می‌گویم که هیچ چیز را در زندگی خود تا زمانی که به آن علم پیدا نکرده‌اند، تکرار نکنند. تکرار موضوعی که راجع به آن علم وجود ندارد، فتنه و آسیب اجتماعی است. در اسلام نیز درباره کسی حرف زدن، غیبت و بیان دروغ نیز تهمت محسوب می‌شود. در شب‌های اول رحلت پدر درب منزل ما باز بود و افراد زیادی برای تسلیت گفتن وارد خانه می‌شدند؛ در آن روزها خیلی از کسانی که می‌آمدند و عمدتا نیز از اقشار معمولی و متوسط جامعه بودند، از دیدن منزل آیت‌الله تعجب می‌کردند و می‌گفتند که این نوع زندگی، خیلی ساده‌تر از زندگی آن‌ها است. برای پدرم آبروی مردم خیلی مهم بود. ایشان ۳۸ سال در نظام جمهوری اسلامی بودند و از قبل از انقلاب هم عده‌ای را می‌شناختند و گاهی می‌گفتند «چیزهایی می‌دانم که اگر بگوییم برخی نمی‌توانند حتی یک روز در کشور زندگی کنند». من علت نگفتن این موضوع را جویا شدم، اما ایشان می‌گفتند «آبروریزی کار خوبی نیست و هر انسانی مرتکب خطا می‌شود، قرار نیست خطاهای آن‌ها را به رخ‌شان بکشانم». زمانی که توهین کنندگان به آیت‌الله، نزد ایشان می‌آمدند، حتی یک‌بار هم به روی آن‌ها نمی‌آوردند که آن فرد هجمه و دروغی علیه ایشان مطرح کرده است و به گونه‌ای رفتار می‌کردند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. واکنش آیت الله راجع به توهین‌ها و تخریب‌هایی که علیه ایشان بیان می‌شد، چه بود؟ ایشان حرف‌هایی که از سوی مخالفین و علیه ایشان مطرح می شد را مانند کف روی آب تلقی می‌کردند و می‌گفتند «هر چه راجع به ما صحبت کنند و دروغ بگویند، گناهان ما کمتر می‌شود». ایشان به ما توصیه می‌کردند که به خاطر این حرف‌ها غضه نخوریم. روزهای جمعه که همگی کنار یکدیگر جمع می‌شدیم، این حرف‌ها را مانند جوک برای همدیگر بیان می‌کردیم و می‌خندیدیم. آیا پس از آخرین حضور ایشان در نماز جمعه تهران در سال 88، از ایشان برای امامت نماز جمعه در خواستی مطرح شد؟‌ بله؛ بعد از سال ۸۸ نیز از ایشان خواستند که در نماز جمعه حضور پیدا کنند، اما ایشان معتقد بودند که حرف‌های خود را در نمازجمعه زده‌اند و چنانچه در نماز جمعه مجددا حضور یابند و حرف بزنند، ولی اتفاقی نیفتد، حضور در آن نماز جمعه چه فایده‌ای دارد. رفتار صدا و سیما در مقابل آیت‌الله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ سال‌ها صدا و سیما در مقابل آیت‌الله رفتار ایذایی داشت و نه تنها اخبار مربوط به آیت‌الله را پوشش نمی‌داد، بلکه اقدام به پخش تصاویر و اخبار تخریبی و سانسور شده از ایشان می‌کردند. با این وجود این مساله واقعا برای آیت‌الله موضوعی بی اهمیت محسوب می‌شد. شیرین‌ترین و تلخ‌ترین لحظات زندگی آیت‌الله هاشمی که در محافل خانوادگی خود آن‌ها را بیان می‌کردند چیست؟ یکی از شیرین‌ترین لحظاتی که هر زمان پدرم به خاطر می‌آوردند، اشک در چشمان‌شان جمع می‌شد، روز آزادی اسرا بود؛ ایشان می‌گفتند «روز بازگشت اسرا به خانه، شیرین‌ترین لحظه زندگی من است». یکی از تلخ‌ترین لحظه‌های زندگی ایشان نیز روز فوت امام خمینی (ره) بود. البته هیچ‌گاه از زبان ایشان درباره تلخ‌ترین لحظات زندگی نشنیده بودم و شاید در کتاب خاطرات، ایشان به این موضوع اشاره کرده باشند، اما شرایطی که برای فوت امام (ره) داشتند، تلخ‌ترین شرایطی است که من از پدرم به خاطر دارم. آیت‌الله هاشمی زمانی که ناراحت می‌شدند بلافاصله صورت‌شان بر افروخته می‌شد و سکوت می‌کردند؛ شب فوت امام خمینی (ره) نیز این اتفاق افتاد. شب شهادت دکتر بهشتی نیز یکی دیگر از بدترین شب‌های زندگی پدرم بود. شب شهادت باهنر و رجایی از دیگر شب‌های تلخی بود که از پدرم به خاطر دارم. آخرین خاطره‌ای که از آیت الله هاشمی به خاطر دارید را بیان کنید. روز جمعه عقد دختر یاسر بود و مادرم از چند روز قبل ناراحت مهدی بود و دلتنگی او را می‌کرد. چند ماه بود که مهدی به مرخصی نیامده بود و محسن هم موفق به گرفتن مرخصی برای او نشده بود. من به یکی از مسئولین مراجعه کردم و از ایشان خواستم از ارتباطات خود با قوه قضاییه استفاده کند و برای مهدی دو ساعت مرخصی بگیرد. ما اطلاعی از حضور مهدی نداشتیم، ساعت حدود ۳ از زندان تماس گرفتند و خبر دادند که مهدی می‌آید. موضوع را به پدرم اطلاع دادیم و ایشان نیز تا زمان آمدن مهدی خطبه‌های عقد را نخواندند. با آمدن مهدی پدرم به قدری خوشحال شده بود که تا پایان شب با اقوامی که در مراسم حضور داشتند، به گرمی صحبت و شوخی می‌کردند. آیت الله هاشمی از صبح که بیدار می‌شدند بعد از نماز و دعا، پای کامپیوتر می‌نشستند و اخبار را مرور می‌کردند. ایشان اگر قرار بود در جایی سخنرانی کند، همیشه مطالعه جدید داشتند و هیچ‌گاه به مطالعات قبلی خود اکتفا نمی‌کردند. ایشان معمولا صبح‌ها میز صبحانه را آماده و سماور را روشن می کردند و مادرم را صدا می‌زدند تا صبحانه بخوریم. به دلیل اینکه مادرم عمل کمر انجام داده بودند، هیچ‌گاه مادرم را تنها نمی‌گذاشتند و خانمی همواره در کنار مادرم حضور داشت. به همین دلیل پدرم عصر به منزل می‌آمد تا آن خانم به زندگی خود برسد. اگر هم شب قرار بود دیر به منزل بیایند از یکی از فرزندان درخواست می‌کرد تا نزد مادرم برویم و ایشان را تنها نگذاریم. هرگاه که پدرم به خانه باز می‌گشت، روز خود را برای مادرم توصیف می کرد، سپس اخبار BBC و صدای آمریکا و یورو نیوز را دنبال می‌کرد و بعد به مطالعه می پرداخت و ساعت ۹ شام می خورد و ساعت ۱۱ نیز به خواب می رفت. ]]> سیاسی Sun, 26 Feb 2017 06:37:43 GMT http://baharnews.ir/news/126174/ عکس لو رفته خودروی مفهومی پژو http://baharnews.ir/news/126208/ این عکس در سایت رسمی نمایشگاه جنوا منتشر شده است و نشان دهنده نسل جدید طراحی‌های این خودروساز فرانسوی است. ]]> عكس Sun, 26 Feb 2017 07:23:07 GMT http://baharnews.ir/news/126208/ دفاع علي مطهری از احمد منتظري http://baharnews.ir/news/126075/ علی مطهری در مراسم پانزدهمین کنگره حزب مردم‌سالاری با تأکید بر ضرورت همبستگی ملی در کشور گفت: ما هم قبول داریم مردم با هم قهر نیستند اما پس از حوادث سال ۸۸ مردم از حکومت گلایه‌هایی دارند و در این مدت مواردی خلاف قانون اساسی انجام می‌شود که باید کنار گذاشته شود. مسائلی مانند حصر، ممنوع‌التصویری، سختگیری بر منتقدان و موردی مانند زندانی کردن حجت‌الاسلام والمسلمین احمد منتظری که به نظر من این موارد تنگ‌نظری است.نماینده مردم تهران در مجلس خاطرنشان کرد: ایشان سندی از پدرشان منتشر کردند که هر کس می‌توانست بگوید ما آن را قبول نداریم، اما نمی‌توان گفت سند انقلاب باید از بین برده شود. ما نباید به اتهام انتشار یک سند انقلاب اسلامی، کسی را زندانی کنیم؛ چرا که تفرقه و تشتت از عوامل انقراض اجتماعات بشری است.مطهری با اشاره به عوامل انقراض اجتماعات بشری که در قرآن کریم آمده، گفت: غلبه ظلم بر عدالت، فساد اخلاقی، ترک امر به معروف و نهی از منکر و تفرقه و تشتت از عوامل انقراض اجتماعات بشری است که مهمترین مثال و مصداق آن انقراض حکومت عثمانی به شمار می‌رود. بنابراین وحدت و همبستگی ملی نیاز جامعه امروز ما است. ]]> سیاسی Fri, 24 Feb 2017 08:45:04 GMT http://baharnews.ir/news/126075/ توجيه محروميت خوزستان در يك روزنامه! http://baharnews.ir/news/126100/ گروه جامعه- رسانه‌ها: روزنامه اعتماد گزارشی از وضعیت شهرهای استان نفت‌خيز و ثروتمند اما غرق در محروميت خوزستان نوشته است كه به طور تلويحي قصد القاي اين موضوع را دارد كه محروميت خطه زرخيز به خاطر منابع ثروت زيرزميني‌اش (نفت و گاز) است!! و نه تبعيض و بي تدبيري مسئولان كشور در دهه‌‌هاي گذشته به آن! متن اين مطلب را صرفا براي آگاهي از زاويه توجيه‌آميز از فقر حاكم بر ثروتمندترين نقطه ايران، در حاليكه ثروتش (نفت و گاز) بخش زيادي از كشور را آباد كرده و ايران را به يكي از ثروتمندترين مناطق روي زمين تبديل كرده، اما خود در فقر و مكنت باقي نگاه داشته شده است را در زير مي‌خوانيد با طرح اين سئوال كه اگر «نفت» واقعا «بدشگون» است و اين همه «بو» مي‌دهد! و پولش «بد» است! چرا براي همه خوب است فقط براي ساكنان خودش بد و محروميت‌زا؟«پيشينيان ما گفته بودند كه نفت نشان از آشفتگي‌ها و درگيري‌ها دارد. هر كه نفت در خواب بيند به مصيبتي گرفتار آيد. نفت مال حرام بي‌سرانجام است. بدنامي دارد و عاقبت ندارد. خواب نفت، خبر مي‌دهد كه گرفتاري سياسي (نائبه من سلطان) در راه است! ما مي‌گفتيم اين حرف‌ها خرافات است. مي‌گفتيم كه اين مدعيان تعبير خواب در دنياي قديم گرفتار اوهام خويش بوده‌اند. نفت و فساد و بدبختي؟ نفت و جنگ و زد و خورد؟ اين حرف‌ها يعني چه؟ اما آنگاه كه در اوايل قرن بوي نفت از اين منطقه برخاست، ديديم كه پيران ما راست مي‌گفته‌اند و آنگاه كه در اواخر قرن درهاي دوزخ بر فراز خليج فارس باز شد و غريو سهمگين آتشبارها و نهيب سقوط موشك‌ها سايه وحشت و مرگ را بر آب‌هاي نيلگون افكند، همه ماهيان دريا و اشتران صحرا و نخلستان‌هاي بصره و نيزارهاي بطايح نيز دريافتند كه نفت چگونه ممكن است به جنگ و زد و خورد و آفت و بلا تعبير شود!» (١)نفت، سه حرف و هزاران قصه. سه حرف و هزاران غصه. سه حرف و هزاران اتفاق. سه حرف و هزاران آشوب. در كوران جنگ جهاني دوم اين نفت بود كه ماشين‌ها و ادوات جنگي متفقين و متحدين را پيش مي‌برد و به جان هم مي‌انداخت. شايد گذشتگان ما پر بيراه نگفته‌اند كه نفت منشأ آشفتگي‌هاست. آن روزي كه نفت از ميدان نفتون مسجدسليمان پس از ٧ سال حفاري، بالاخره رخ نمود، شايد فقط انگليسي‌ها مي‌دانستند چه اتفاقي افتاده، همين بود كه دست‌افشان به دور چاه نفت رقصيدند و جشن گرفتند. شايد آنها، همان بهره‌برداران ساليان، همان‌ها كه تا قبل از مصدق، رقصان و پايكوبان از چاه‌هاي نفت دور نشدند، تنها كساني بودند كه نفت براي‌شان طلايي بود سياه و ارزشمند. و چه جنگ‌ها و اختلافاتي كه كنار چاه‌هاي نفت بين قدرتمندان جهان شكل نگرفت. آنها قدرت را در اين چاه‌ها مي‌ديدند و براي دستيابي به آن از هيچ اقدامي فروگذار نمي‌كردند. «اهرم تسلط بر جهان در دست كسي خواهد بود كه اختيار شير نفت خاورميانه را در دست داشته باشد.» ١اين جمله به نقل از شلزينگر، وزير انرژي سابق امريكا در گزارشي با عنوان «ژئوپولتيك انرژي» كه در دسامبر ١٩٨٠ تهيه شده آمده است. و به خوبي نشان مي‌دهد نگاه قدرتمندان به چاه‌هايي كه دستان خسته و پيشاني‌هاي به عرق نشسته كارگران به ثمر مي‌رساند، چگونه بوده است.براي كارگراني كه قرن‌ها قبل‌تر از حلقه زدن قدرت‌هاي بزرگ جهان به دور چاه‌هاي نفت ايران، در حد نياز از اين منبع غني و سياه زيرزميني براي عايق‌بندي منازل و گرما بخشي و روشن داشتن آتش آتشكده‌هاي مقدس‌شان بهره مي‌بردند، اين شادي مضاعف انگليسي‌ها عجيب بود. آنها هنوز نمي‌دانستند بايد از جوشيدن نفت در همسايگي‌شان خوشحال باشند يا نگران. آنها هنوز خبر از خوابي كه نفت براي‌شان ديده بود نداشتند، و شايد هم نبايد مي‌داشتند. بيش از يك قرن از يكه‌تازي نفت بر اقتصاد ايران گذشته. بيش از يك قرن گذشته از آمدن و رفتن و ساختن و ويران كردن‌هايي كه يك سرشان به چاه‌هاي نفت وصل بود. اما هنوز همسايگان نفت و آنها كه هيچ كس حق آب و گل و همسايگي براي‌شان قايل نيست، نتوانسته‌اند بهره‌اي از سايه اين همسايه پر سر و صدا ببرند. اما آنها كه دورتر بودند، مسحور دستاوردهايي شدند كه نفت نصيب‌شان كرده، شايد هم اين يك قانون است. چراغي كه به خانه روا بوده بيش از يك قرن است نوربخش خانه ديگران شده.مسجدسليمان؛ سرزمين چشمه‌هاي جوشان نفت۵ خرداد ۱۲۸۷ بود كه فرياد كارگران در حوالي محل حفاري ميدان نفتون بلند شد، ٧ سال بود كاوش‌ها به هيچ مي‌رسيد و نا اميدي به جان سرمايه‌گذاران كاوش نفت در ايران افتاده بود، اما بالاخره زمين سخاوت به خرج داد و اميدها را زنده كرد. سال‌هاي سال از اين چاه روزانه ۳۶۰۰۰ ليتر برداشت مي‌شد. اما حالا فقط خاطره‌اي از «چاه نمره يك» مانده، چاهي كه قرار است روايتگر تاريخ شود. به دورش حصار كشيده‌اند و به همراه تجهيزات مربوط به استخراج نفت كه در اطرافش قرار دارد، شيوه استحصال نفت را براي بازديد‌كنندگان به نمايش گذاشته‌اند. در همسايگي نخستين چاه نفت ايران در محله «نمره يك»، دره‌اي قرار دارد. دره پر از زباله و نخاله‌هاي ساختماني است، دورتا دور دره خانه‌هايي كج و كوله با معماري‌اي غير اصولي و نامنظم رديف شده و چشم به دره دوخته‌اند، اينجا نمي‌شود اثري از ثروت كلاني كه نفت نصيب ايران كرده است، مشاهده كرد. ديوار به ديوار نخستين چاه نفت ايران خانه‌اي از آجرهاي سفالي و خشتي روي هم چيده شده قرار دارد. از همان خانه‌هايي كه يك شبه در محله‌هاي محروم سبز مي‌شوند و چيزي نمي‌گذرد كه همه به وجودش عادت مي‌كنند و گويي سال‌هاست همانجا وجود داشته. در آهني بدون رنگ در ورودي خانه است، درز كناري چارچوب در به قدري باز است كه حتي اگر نخواهي مي‌تواني تا انتهاي خانه را ببيني، لباس‌هاي روي بند هنوز آبچكان در هواي باراني مسجدسليمان تاب مي‌خورند. خانه زنگ ندارد، هر چه بر در مي‌كوبيم در باز نمي‌شود. آن سوتر مردي سيه چرده با عينك آفتابي كنار موتوسيكلتش جلوي در خانه ديگري ايستاده.جوشكار است و به صورت فصلي در عسلويه كار مي‌كند. حرف از همسايگي چاه نفت كه مي‌شود مي‌گويد: «اين چاه كه موزه شده ديگه نفت نداره، اما اينجا چاه نفت زياده، بعضيا تو حياط خونه‌شون چشمه نفت دارن، اما خودتون ببينيد وضعيت رو ديگه، مسجدسليمان ثروتمند‌ترين شهر فقير دنياست» دستانش سياه است و از دهانش بوي تند سيگار بيرون مي‌زند: «اينجا يك زماني تا انتهاي همين خيابون خونه بود، الان جاده زدن، براي اينكه همه رفتن» به خانه‌هاي متروكه روبه‌روي محل چاه نفت اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «اول اينجوري متروكه ميشه، تخريب ميشه، بعد ميان با لودر صاف مي‌كنن خيابون درست مي‌كنن، يا ساختمون چند طبقه مي‌سازن» و بعد توضيح مي‌دهد: «البته زماني كه چاه نمره يك نفت داشت، خونه‌هاي زيادي دور و برش نبود، بعد‌ها كه چاه از كار افتاد ساخت و سازهاي غيرمجاز اين دور و بر شروع شد»مي‌گويد جوان‌هاي مسجدسليمان در شهر نفت‌خيز خودشان كار پيدا نمي‌كنند. بيشتر در عسلويه و ماهشهر كارگري مي‌كنند. پدربزرگش براي شركت نفت كار مي‌كرده، پدرش هم در جنگ شهيد شده، حالا او و برادر بزرگترش خرج خانه را مي‌دهند: «كو كار؟ ما از كار عار نداريم، هر چي باشه انجام ميديم.» دستان سياهش را نشان مي‌دهد: «تعويض روغني، سپر‌سازي، جوشكاري، كارگري هركاري فكر كني انجام ميدم، اما زندگيم باز نمي‌چرخه، يعني كار نيست.»مسجدسليمان شهر عجيبي است. نه شبيه شهر است و امكانات شهري دارد و نه مختصات يك روستا را دارد. ميانمايه. از سويي به شهر مي‌ماند با آپارتمان‌هاي بلند مرتبه با نماي كامپوزيت و آخرين مدل اتومبيل‌هاي بازار خودرو در خيابان‌هاي نامنظمش در ترددند. از سويي به روستا مي‌ماند با كوچه‌هاي خاكي و فضاهاي عمومي رها شده به حال خود و مردماني كه با لباس محلي در آن رفت و آمد دارند. از سويي ديگر ساختمان‌هايي با معماري انگليسي در شهر خودنمايي مي‌كنند و به تنهايي مي‌توانند جاذبه‌اي باشند براي تماشا، ساختمان‌هايي كه جذابيت‌هاي معماري‌شان با وجود ساختمان‌هاي قلدر و تازه ساز آجري و آهني به سايه رفته و گويي كم‌كم رو به فراموشي است. بنگله‌ها، خانه‌هايي نسبتا بزرگ با شيرواني‌هاي نارنجي رنگ هستند كه با حصاري كه لوگوي شركت نفت روي‌شان جا خوش كرده، محصور شده‌اند. اين بناها با شاخصه‌هاي معماري هندي و شرقي روزگاري محل اسكان كارگران و مهندسان هندي بود كه در مسجدسليمان مشغول كار در صنعت نفت بودند. اسكان كارگران شركت نفت در تمام شهرهاي نفتي بر اساس رده‌بندي شغلي صورت مي‌گرفت و هر منطقه از شهر متعلق به دسته‌اي از كارگران شركت نفت بوده. حالا گوييRATE بندي‌هاي گذشته براي سكونت افراد با موقعيت‌هاي اجتماعي مختلف در شهر نيست.پيرزن‌ها كنار پياده رو نان تيري (نان محلي مسجدسليمان، كه شبيه لواش است) مي‌فروشند و در جايي ديگر زنان كولي بساط عريض و طويلي پهن كرده‌اند و لباس‌هاي دست دوم رنگارنگ مي‌فروشند. اگر كسي چشم بسته وارد مسجدسليمان شود و هيچ از تاريخچه اين شهر نداند، براي او قابل باور نخواهد بود كه اين شهر يك شهر تاريخي است كه صاحب چاه‌هاي نفت بسيار است و بخشي از اقتصاد ايران منوط به جوشيدن چاه‌ها و چشمه‌هاي اين شهر بوده و هست. مسجدسليمان همان شهري است كه ملك‌الشعراي بهار بعد از بازديدش از آن در فروردين ١٣٠٦ قصيده‌اي بلند در وصف آن سرود و به تاسيسات نفتي اين شهر اشاره كرد و در پايان هم در بيتي اشاره به امكانات اين شهر كرد و گفت: «انتظاماتي كه در آن خطه ديدم‌، ‌اي عجب/ سال‌ها خلق آرزويش را به تهران كرده‌اند.» مسجدسليمان شهر نخستين‌هاي ايران است. نخستين‌هايي كه نفت باعث تولدشان بوده. سينيورهاي انگليسي كه سال‌ها در اين شهر مشغول مديريت استخراج نفت بوده‌اند، براي رفاه خود و كارگران‌شان امكانات تفريحي فراواني در شهر ايجاد كردند. يكي از اين امكانات كه آثارش هنوز هم در مسجدسليمان به چشم مي‌خورد، ورزش گلف است. باشگاه گلف مسجدسليمان در منطقه‌اي كه مردم به نام منطقه «گلف» مي‌شناسند قرار دارد و يكي از مجهزترين باشگاه‌هاي گلف ايران است. ورزش گلف در اين شهر بسيار مورد توجه است و تيم گلف مسجدسليمان يكي از داعيه داران اين ورزش در كشور به شمار مي‌آيد.نفت سفيد؛ شهر شعله‌هاي رقصانماشين در پيچ و خم جاده مي‌تازد. جز بوته‌ها و درختان و سنگ‌ها، چشم‌انداز جاده‌هاي جنوب يك المان ثابت ديگر هم دارند. لوله‌هايي كه دو به دو كنار هم و به موازات از بي‌نهايت تا بي‌نهايت چشم‌انداز جاده تن به خاك داده‌اند. لوله‌ها را كارگران شركت نفت، يك به يك با دقت و احتياط روي زمين كاشته‌اند و پيش رفته‌اند. از عمق دره‌ها تا سينه كش تپه‌ها و شكاف كوه‌ها لوله‌ها تا چشم ياري مي‌كند هستند. نفت بايد از مسجدسليمان با همين لوله‌ها برسد به دست تجهيزات پالايشگاهي در آبادان تا بتواند مورد استفاده قرار گيرد. در جاده مسجدسليمان به اهواز، شب كه مي‌شود، از پس اين لوله‌ها و تپه‌هايي كه تن به سياهي شب مي‌سپرند، شعله‌هايي نمايان مي‌شود. رقصان و بلند از پس ديوارها سرك مي‌كشند. اينجا نفت سفيد است. شهري ميان مسجدسليمان و هفتگل و اهواز. شهري كه فرهنگ جغرافيايي ايران اينطور معرفي‌اش مي‌كند: «دهستان نفت سفيد در مغرب هفتگل در ناحيه كوهستاني گرمسيري واقع است و ١٥٠٠ تن سكنه دارد. آبش از لوله كشي شركت نفت تامين مي‌شود. محصولش غلات و شغل اهالي زراعت و كارگري شركت نفت است. در اين قصبه معدن نفت و گچ نيز وجود دارد.» اما امروز نفت سفيد ديگر شبيه توصيفاتي كه ذكر شد نيست. حالا روزگار مردم با شكستن سنگ مي‌گذرد. نان‌شان در دل سنگ است و از نفت و گازي كه خانه‌هاي‌شان بر روي منابع عظيم آن بنا شده، تنها مشعل‌هايي نصيب‌شان شده كه به آن «شعله» مي‌گويند. شعله‌ها كه تبديل به نماد نفت سفيد و روستاهاي اطرافش شده‌اند، براي روشن كردن محيط زندگي اهالي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و مستقيم به لايه‌هاي گاز در سطح طاقديس زمين وصل است.نفت سفيدي‌ها بيشتر جنگ زده‌هاي مسجدسليمان و خرمشهرند كه در زمان جنگ به اين منطقه آمدند. شهر چند ساعتي است تسليم شده. صداي سگ‌ها روستا را قرق كرده و جنبنده‌اي جز اهالي روستا جرأت نزديك شدن به سگ‌ها را ندارد. يكي از جوانان مي‌بردمان تا پس كوچه‌هاي نفت سفيد و خانه‌اي كه در پس ديوارهاي سنگي بلند كوچه‌هاي آن آماده خواب مي‌شود. شعله‌اي كه وسط حياط قرار گرفته با شعله كبريتي كه خانم خانه نزديكش مي‌كند روشن مي‌شود. لوله‌اي در زمين فرو رفته و ايستاده و برسرش شعله‌اي شروع به رقصيدن مي‌كند. نفت سفيدي‌ها آب آشاميدني شان را مي‌خرند، تانكر سفيد بزرگ گوشه حياط را نشان مي‌دهد: «اين هزار ليتره، ٥٠ تومن ميديم تا برامون پرش كنن» نفت سفيد رونقش را باخته به بي‌توجهي‌ها: «يك زماني اينجا سينما داشت، باشگاه داشت، الان ديگه بهش نگاه نمي‌كنن» پسرش راننده سرويس مدرسه شهر است، كار ندارد، دخترش ليسانس گرفته و در خانه كنار مادر روزگار مي‌گذراند.آبگرمكن خانه‌ها بيرون خانه در كوچه قرار دارد، مخازن استوانه‌اي بلندي كه گرماي‌شان را از گاز لايه‌هاي زيرين زمين مي‌گيرند و آب را براي اهالي خانه‌ها گرم مي‌كنند. لوله‌ها در ميان كوچه به صورت روباز از خانه‌اي به خانه‌اي رفته. هيچ راه همواري وجود ندارد. در خانه‌ها حتي آهني هم نيست، درهاي گالوانيزه و آلومينيومي راه ورود به خانه‌هايي است كه زماني ابهتي داشتند. كوچه‌هاي خاكي نفت سفيد روزگاري محل زندگي هندي‌ها و انگليسي‌ها بوده، كار كردن در نفت سفيد آرزوي شركت نفتي‌ها بوده، اما حالا در همان خانه‌هاي ٧٠ سال پيش مردماني زندگي مي‌كنند كه گله مندند از فراموشي. از بي‌توجهي و متواضع و كم توقع به همان شعله‌هاي «فلر» كه در حياط‌شان نشان زندگي است قانع‌اند. شعله‌هايي كه تنها سهم اين مردم از ذخاير غني نفت و گاز منطقه است. «شعله»‌ها آسمان نفت سفيد را سرخ كرده. سگ‌ها هنوز بر سر غريبه‌ها فرياد مي‌زنند. دورتر از شعله‌ها شهر خوابيده است، كاش خواب نفت نبيند.دارخوين؛ ردپاي جنگ«ساعت ١:٢٠ دقيقه ظهر است و ناهار مرغ بوده، شاهرخ پيش بچه‌هاي آشپزخانه دعوت است، با امروز ٣٢ روز است كه اينجا هستيم» اين جمله را در تاريخ ١٢ / ١ / ٦٣ يكي از رزمنده‌هايي كه در تلمبه خانه دارخوين منتظر اعزام به خط مقدم بوده نوشته است. نامش ناخواناست. شايد امروز نامش، نشاني كوچه‌اي باشد و شايد هم در گوشه‌اي از اين ديار با خاطرات همرزمانش روزگار مي‌گذراند. اينجا تلمبه خانه دارخوين است. ديوارهاي داخلي ساختمان‌هايش پر است از يادگاري رزمنده‌هايي كه در سال‌هاي جنگ و به ويژه در حصر آبادان در اين محل كه مقر تداركات عمليات بود منتظر اعزام به خط مقدم مي‌ماندند. يك رزمنده ديگر زير تاريخ ٢٢/١٢/٦٣ نوشته: «راديو دارد درباره حمله موشكي ايران به بغداد حرف مي‌زند، ما از ١٤/١١ اينجاييم» آن ديگري اهل اصفهان است و يكي ديگر كه در تاريخ ١٨/٤/٦٤ اعزام شده اهل كازرون، اين ديوار نوشته‌ها بخشي از هويت بناي متروكه تلمبه‌خانه دارخوين شده‌اند. لابه‌لاي اين خطوط كه در ديوارهاي كنار بويلر‌هاي بزرگ داخل ساختمان آجري تلمبه خانه ثبت شده‌اند، مي‌شود التهاب‌هاي شب عمليات را ديد، مي‌شود اميدها را ديد. نگراني‌ها را ديد و لحظه شماري‌ها را براي اعزام و پيگيري اخبار جنگ را در بناي متروكه‌اي كه آن سال‌ها محل استقرار نيروها بودند.امروز از پس سال‌ها فقط سكوت است كه پهن شده توي فضا. تجهيزات آهني صورت‌شان را با سيلي سرخ نگه داشته‌اند و هنوز ايستاده‌اند. دودكش‌هاي بلند تلاش مي‌كنند تا اقتدارشان را حفظ كنند. گياهان خودرو از لابه‌لاي لوله‌هاي قطور زنگ زده سرك مي‌كشند. حوضچه‌هايي كه روزي با آب رودخانه كارون پر مي‌شدند، حالا هم آب دارند اما اين آب نشاني از كارون ندارد، باران چند روزي است كه باريده و حوضچه‌ها آب را تا نيمه پر كرده. سكوت سنگين است و فرياد قصه گويي بنا آنقدر بلند كه هر تازه واردي را وادار به سكوت مي‌كند. بعد از تجهيزات آهني و لوله‌هاي بلند دودكش، دو ساختمان كه به شكل قرينه در فاصله‌اي نزديك به هم ساخته شده‌اند، خود نمايي مي‌كنند. المان‌هاي معماري نشانه‌هاي معماري دهه ٤٠ اروپا را دارد. تاريخچه بنا مي‌گويد آن روزها كه نفت از مسجدسليمان به آبادان منتقل مي‌شد تا پالايش شود و آماده پخش، نياز به ايستگاه‌هايي بود تا سرعت اين انتقال را كنترل كنند. همين بود كه چهار تلمبه خانه در مسير مسجدسليمان به آبادان احداث شد. يكي از آنها دارخوين است. اما تاريخ صنعت نفت در مورد متروكه شدن و خارج شدن تلمبه خانه دارخوين از مدار انتقال نفت نشان مي‌دهد كه از اوايل دهه ٥٠ كه توليد نفت در اهواز افزايش پيدا كرد و نفت ديگر از مسجدسليمان به پالايشگاه آبادان منتقل نشد، دارخوين و تلمبه خانه‌هاي ديگري كه در مسير انتقال نفت بودند از رونق افتادند. نفت مسجدسليمان به جزيره خارك منتقل شد و اهواز منبع تغذيه پالايشگاه آبادان شد.حالا تلمبه خانه دارخوين زخمي است. زخمي روزگاراني كه تاريك و تنها رها شده بود و چشم انتظار كساني است كه قرار است بيايند تا او لب ورچيند و براي‌شان از قصه‌هايي كه سال‌ها در سينه نگه داشته بگويد. تلمبه خانه دارخوين حالا به تمام نام‌هايي كه بر ديوارهايش حك شده‌اند مي‌بالد. به اينكه روزي سايه ديوارهايش مامن سربازاني بوده كه جان‌شان را قرباني ديارشان كردند.آبادان؛ شهر دكل‌ها و آتش‌ها«مردم از تهران مي‌آمدن اينجا براي تفريح، عكس‌هايي از آبادان دارم كه بچه هام باورشون نميشه مال آبادانه، ميگن اينجا اروپاست، اينقدر اين شهر آباد بود. اينجا ١٥ تا سينما داشت، بهمنشير، گلستان، نفت، تاج اما الان فقط سينما نفت فعاله، اين سينما نفت رو شما يادتون نمياد، وقتي كه سينما ركس آتيش گرفت، دادگاه متهم‌هاي سينما ركس رو تو همين سالن سينما نفت برگزار كردند» پاي درد دل هر كدام از اهالي آبادان بنشيني، روزهاي طلايي را به خاطر دارند از سال‌هاي قبل از جنگ، اما آتش جنگ كه به جان آبادان افتاد هيچ برايش باقي نگذاشت جز جاي گلوله‌ها و خمپاره‌هايي كه هنوز هم زخم‌شان بر تن بناهاي آبادان خودنمايي مي‌كند.قاسم از كارگران شركت نفت است و در روزهاي طلايي آبادان استخدام شركت نفت شده، حالا با لهجه شيرين جنوبي‌اش از تاريخ آبادان مي‌گويد و روزي كه جنگ شروع شد: «اون روز ما تو پالايشگاه بوديم، ماشين حقوق اومده بود و ما بي‌خبر از همه جا ايستگاه ١٠ جمع شده بوديم كه حقوق بگيريم. منتظر بوديم كه هواپيما زد. ما همين‌جور هاج و واج مونديم. حسابرس پول‌ها را برداشت و با دوچرخه راه افتاد ما هم دنبال دوچرخه‌اش مي‌رفتيم كه پول‌هاي‌مان را بگيريم، آخر به يك پستويي رسيديم و نشستيم حقوق‌مان را گرفتيم. اون سال‌ها هر ١٤ روز ٣٢١ تومان و هفت ريال حقوق مي‌گرفتيم. جنگ كه شروع شد، گفتيم دو سه روز تير اندازي ميشه بعد تموم ميشه، ما فكر مي‌كرديم جنگ دو روزه، يه دفعه شد هشت سال.»آبادان، اروند، جزيره مجنون، پل خرمشهر، اينها كليدواژه‌هاي جنگ است در جزيره آبادان، هنوز هم در ساحل اروند كه قدم مي‌زني روي حفاظ‌هاي اسكله اروند محل تركش‌ها و تيرهايي كه عراقي‌ها به سمت ساحل اروند شليك مي‌كردند ديده مي‌شود: «عراقيا با تير دست به ما شليك مي‌كردند. ما هم دفاع مي‌كرديم، يه جوري كه عراقي‌ها فكر مي‌كردند يك لشگر اين طرف رود هست.» اما احوال پالايشگاه هم در روزهاي جنگ احوال خوشي نبود: «تمام كار ما شده بود خاموش كردن آتش و جابه‌جايي پيكر مردم و رزمنده‌ها، رفيق‌هامون زخمي مي‌شدن، انبارها آتش مي‌گرفتند، اما با شرايطي كه بود همه يك دل بودن. همه دنبال اين بودن كه آتش سوزي نشه و وسايل و تجهيزات آسيب نبينه، كارگر و كارمند و رييس، همه دست به دست هم پمپ‌ها و تجهيزات رو با گوني پوشونديم و بعد از جنگ الحمدلله روش‌نشون كرديم و رفتند در سرويس.»امروز هم آبادان آن امنيتي كه لازم است را ندارد، اهالي آبادان هنوز خواب جنگ مي‌بينند، هنوز در شهرشان صداي گلوله مي‌آيد: «اسلحه راحت از عراق مياد تو شهر، همه مسلح شدن، اسلحه كيلويي مياد تو شهر، شب‌ها مدام صداي تيراندازي مياد. فيلم وسترن ديدين؟ فضاي اينجا گاهي مثل فيلم‌هاي وسترن ميشه، با اسلحه گرم زور‌گيري مي‌كنن. امنيت ما زير صفره. چند وقت پيش تو شهر تو منطقه كشتارگاه قديم كه الان مركز فروش مواده، كنار پاسگاه پليس تير اندازي شد چند نفر هم كشته شدن. من سه تا دختر دارم واقعا وضعيت خطرناكيه مي‌ترسم بذارم‌شون برن بيرون. اشتغال خيلي كم شده، همه جا پارتي بازي شده. شركت نفت به جاي اينكه جوون‌هاي بومي رو استخدام كنه از تهران مهندس مياره. اين شهر سياسي شده، نماينده‌ها يه دل نيستن. نماينده‌اي كه با پول مياد تو مجلس به درد نمي‌خوره، نماينده بايد از خودش مايه بذاره نه از دولت.» اينها اظهارات چند نفر از اهالي آبادان است در مورد وضعيت امروز آبادان. آباداني كه جنگ سختي را پشت سر گذاشته. زخم دل مردم آبادان هم مثل زخم ديوارهاي شهر هنوز مرهم مي‌طلبد. اما زخم‌هاي نو اعتنايي ندارند به زخم‌هاي سالياني كه بر دل مردم اين شهر است.خيابان پهن و كم تردد، دكه‌اي سرخ گوشه چهار راه خميازه مي‌كشد. روزنامه‌هاي روي پيشخوان تاريخ ديروز را دارند، خالد فروشنده دكه است، از آن پيرمردهاي پر حوصله و آرام كه چشمان‌شان بيشتر از زبان‌شان حرف مي‌زند: «روزنامه‌ها مياد اهواز از اونجا مياد آبادان، تا برسه اينجا ظهر شده.» او هم خوب به ياد دارد روزهاي قبل از جنگ را، حسرت مي‌دود توي صدايش: «آبادان امروز ديگه رنگ نداره، جون نداره، از صداي آبادان فقط صداي همين پالايشگاه مونده، همون موقع هم بود، الانم هست. قبلا تو آبادان صداي خنده بود، صداي موسيقي بود، چند سال صداي شهر شد تير و خمپاره و جيغ. تموم شد. حالا فقط صداي پالايشگاهه. آبادان ديگه فقط همين صداي پالايشگاه رو داره و بوي گيس رو.» دستش را محكم روي پيشاني‌اش فشار مي‌دهد و اخم مي‌كند «چي بگم ديگه، من اينجا يخ مي‌فروختم، الان ديگه همه جا آبسرد كن هست، يخ از مد افتاده.» مي‌خندد و به داخل دكه مي‌رود تا به عابري كه از موتور پياده شده سيگار بفروشد.«اين بوي گيس نباشه‌ها، ما مريض ميشيم، باورت ميشه؟» اينها جواب خالد است به سوالي در مورد بويي كه آبادان را تسخير كرده. «هرجا ميريم سفر وقتي بر مي‌گرديم از همين بوي گيس مي‌فهميم كه تو آبادانيم.» آباداني‌ها به بويي كه از بويلرهاي پالايشگاه بيرون مي‌آيد، مي‌گويند «گيس» منظورشان همان GAS است. اين نام هم مثل نام‌هاي بسيار ديگر رد پايي است كه از زبان انگليسي در زبان مردم آبادان باقي مانده. رد پاي حضور انگليسي‌ها در اين شهر هنوز هم ديده مي‌شود. در آداب و فرهنگ و ادبيات اين مردم هنوز هم مي‌شود اين رد پا را ديد. آباداني‌ها بيشتر از باقي شهرهاي جنوبي كه زماني محل زندگي و كار مهندسان و كارگران انگليسي بود تحت تاثير زبان انگليسي‌ها قرار گرفته‌اند و واژه‌هايي در زبان‌شان شكل گرفته مثل «اسپيتال» كه همان بيمارستان يا HOSPITAL است. هنوز هم آباداني‌ها به خيابان مي‌گويند «لين» يا LANE و به گوجه فرنگي مي‌گويند «تماته» كه همان TOMATO است. اما اين تاثيرات تنها اثرات نفت بر اين شهر نبود. آبادان بيشتر از آنچه تصور شود، متاثر از وجود پالايشگاه در اين شهر بوده و هست. پالايشگاه با آن سر و صدا و شعله‌هاي هميشه روشن «فلر»‌هايش هويتي مستقل دارد. هويت شهري كه قديمي‌ترين پالايشگاه ايران در قلبش مي‌تپد. هرچند بخش‌هايي از پالايشگاه حالا خسته و زخمي زير تن آسمان يله شده‌اند و پير و فرتوت فرصت را به تجهيزات تازه نفس داده‌اند. اما هويت آبادان هنوز زير سايه همان تاسيسات عظيم و عجيب و تاريخي ريشه داده است.خالد از دكه بيرون مي‌آيد و روي صندلي پلاستيكي كه كنار دكه است مي‌نشيند: «مي دوني چرا به آباداني‌ها ميگن لاف زن؟» و تاكيد دارد كه قصه پشت اين لاف زني همين است كه او مي‌گويد، هيچ سندي هم برايش ندارد، اما به درستي‌اش ايمان دارد: «يك زماني تو اين آبادان يك امكاناتي بود كه تو هيچ كدوم از شهرهاي ايران نبود. هر وقت ما مي‌خواستيم از شهرمون براي مردم بگيم، فكر مي‌كردن دروغ مي‌گيم. اما واقعيت بود. ما دروغ نمي‌گفتيم. هنوزم خيلي از اين ساختمون‌هايي كه تو آبادان هست رو شما نمي‌تونيد تو هيچ جاي ايران پيدا كنيد. اين شد كه اونايي كه نيومده بودن آبادان رو ببينن فكر مي‌كردن ما لاف مي‌زنيم. همين مهر هم موند رو پيشوني ما كه لاف مي‌زنيم.» خالد قول مي‌گيرد تا يك تور براي‌مان بگذارد به هر كجاي آبادان كه بخواهيم تا عجايب آبادان را نشان‌مان دهد. مردي كه از خالد سيگار خريده هنوز كنار دكه است، دود سيگارش را به هوا مي‌فرستد و به حرف‌هاي خالد گوش مي‌دهد، اما گويي طاقت نگه داشتن حرف را در دلش ندارد: «چي مي‌گي عمو خالد، اين چيزايي كه مي‌گي رو انگليسي‌ها براي خودشون ساختن، براي من و تو كه نساختن، صد برابر اين چيزايي كه تو اين شهر ساختن، نفت بردن از اين مملكت، بعد من الان بايد رو نفت بخوابم و بيكار دور خودم بچرخم و دنبال كار از عسلويه برم ماهشهر از ماهشهر برم سليمانيه، دلت خوشه‌ها عمو» فيلتر سيگارش را در جوب عميقي كه جلوي دكه است مي‌اندازد و فشار محكمي به پدال موتور مي‌دهد و پشت سرش را هم نگاه نمي‌كند. موتور در انتهاي خيابان مي‌پيچد و تمام.حرف‌هاي جوان تعبيري را كه مدت‌ها پيش در يك مقاله ديده بودم به يادم مي‌آورد «نفرين منابع» يا «بيماري هلندي» و تحليلي كه يك روزنامه‌نگار امريكايي درمورد آن ارايه كرده بود به خوبي نشان مي‌دهد كه چرا مردم شهرهاي نفت خيز اينقدر از همسايگي با منبعي لايزال به نام نفت و گاز بي‌بهره‌اند و فقر پنجه در گلوي روزگارشان انداخته: «اقتصاددانان حرفه‌اي معتقدند كه وفور منابع طبيعي خود عاملي است در شكل‌دهي تاثيرات منفي سياسي و اقتصادي در يك كشور. از اين پديده معمولا تحت عنوان «بيماري هلندي» يا «نفرين منابع» ياد مي‌شود. بيماري هلندي، اشاره به خروج از پروسه صنعتي شدن كشور‌ها به دليل برخورداري از منابع سرشار طبيعي دارد و دليل نامگذاري آن هم طي شدن چنين پروسه‌اي در سال ۱۹۶۰ در هلند بود، درست زماني كه مقامات هلند به ناگاه متوجه وجود ذخاير گاز طبيعي در كشورشان شدند. اما سوال اينجاست كه چه اتفاقي براي كشورهايي مبتلا به بيماري هلندي مي‌افتد؟ ارزش پول رايج اين كشور‌ها به واسطه كشف منابع طبيعي چون نفت، طلا، گاز، الماس و حتي ديگر منابع طبيعي ارزشمند يك‌باره به‌شدت بالا خواهد رفت، همين موضوع متعاقبا بازار رقابت صادرات اقلام توليدي كشور را به‌شدت سرد كرده و در عين حال نرخ واردات را ارزان خواهد كرد. شهروندان از پول نقد جريان يافته در كشور به هيجان آمده و اقدام به واردات مي‌كنند. بخش توليد صنعتي داخلي متلاشي خواهد شد و كشور با شتابي بسيار تند در مسير ضعف يا حتي توقف پروسه صنعتي شدن قرار خواهد گرفت. اشاره بيماري «نفرين منابع» به چنين روندي است.» ٢و در جايي ديگر نويسنده كتاب «خواب آشفته نفت» به گونه‌اي ديگر تحليلي از اين بيماري ارايه مي‌دهد: «كشور صادر‌كننده نفت در دايره اقتصادي واحدي محصور مي‌مانند. حوزه‌هاي ديگر اقتصاد بهره زيادي از صنعت نفت نمي‌برند، قدرت اشتغال‌زايي آن نيز اندك است. در چنين كشوري دولت به رانت خواري معتاد مي‌شود. مقصود از رانت درآمدي است كه سال به سال از محل صدور نفت عايد دولت مي‌شود. قشر متحرك و فعال جامعه در چنين شرايطي ضرورتي براي تقلا در جهت پيدا كردن منابع ديگر درآمد احساس نمي‌كند. قشرهاي اجتماعي هر چه فاصله‌شان از دولت بيشتر مي‌شود، نصيب كمتري دريافت مي‌دارند. راهيابي به دستگاه دولت تنها راه دستيابي به ثروت مي‌شود.»١داستان نفت را بايد از زبان اروند شنيد؛ اروندي كه شاهد تاريخ است. فرزند كارون و دجله و فرات. رودي كه هنوز غمگين و سنگين جاري است. هنوز مي‌گذرد از كنار ديوار بتني كه در روزهاي جنگ جلوي تلمبه‌خانه و تاسيسات ديگر پالايشگاه كه در ساحل اروند بودند كشيده شد و حالا زخم تيرهاي به جا مانده بر تن اين ديوار و بناهاي اطراف اروند، شاهدي هستند بر قدرت طلبي‌هايي كه باز هم يك سويش به چاه‌هاي نفت وصل بود. همسايگي نفت هميشه هزينه بسياري داشت. تا جايي كه گاهي اين هزينه معادل جان بهترين جوانان شهر شد. شايد هم قاسم راست مي‌گفت: «كاش نفت نداشتيم، كاش اين چاه مسجد سليمون هيچ‌وقت نمي‌جوشيد، شايد مي‌شد رو پا خودمون وايستيم. شايد اوضاع‌مون بهتر بود.»١)خواب آشفته نفت- محمد علي موحد- نشر كارنامه٢) مقاله «بهاي نفت، بلاي دموكراسي»، نوشته: توماس فريدمن، روزنامه‌نگار نيويورك‌تايمز ترجمه: نسرين رضايي- سايت تاريخ ايراني ]]> جامعه Sat, 25 Feb 2017 03:27:47 GMT http://baharnews.ir/news/126100/ کیف اتمیِ همراه دونالد ترامپ/تصاوير http://baharnews.ir/news/126145/ گروه عکس:  دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا دیروز در مصاحبه با رویترز گفت خواهان تضمین دستیابی آمریکا به برترین زرادخانه اتمی جهان است و گفت که این کشور از ظرفیت خود برای تولید تسلیحات اتمی عقب مانده است. این سخنان از این جهت مورد توجه رسانه هایی جهان قرار گرفت که کدهای فرمان حمله اتمی در نزدیک ترین فاصله به او قرار دارد.ترامپ را نیز مانند دیگر رؤسای جمهور آمریکا یک افسر نظامی با یک کیف سیاه چرمی همراهی می کند؛ این کیف که به نام «توپ هسته ای» یا «کیف سیاه» شناخته می شود به ترامپ اجازه می دهد که هر لحظه فرمان حملۀ هسته ای را صادر کنند.در این کیف دکمه ای برای شلیک بمب هسته ای وجود ندارد بلکه کارتی در آن هست که با نام «بیسکویت» شناخته می شود و کدهای شلیک هسته ای در آن است. در این کیف چهار چیز هست: کتاب سیاهی که گزینه های حملۀ هسته ای را در خود دارد، لیست پناهگاه های رئیس جمهور آمریکا در صورت شلیک بمب هسته ای، دستور العمل های اعلام حالت فوق العاده و کارتی که یک کد برای تأیید هویت رئیس جمهور آمریکا در خود دارد. ]]> عكس Sat, 25 Feb 2017 11:53:22 GMT http://baharnews.ir/news/126145/ بی انصاف نباشیم http://baharnews.ir/news/126095/ استقبال خبرگزاری‌های جناح راست از نوع رفتار علی ساری (نماینده لیست امید اهواز!!) با خانم ابتکار در حضور رییس‌جمهورگروه سیاسی: روزنامه کارون در نقد برخی از رفتارهای تند با دولت روحانی در استان خوزستان نوشت: در این روزها که مردم خوزستان دچار رنج مدام‌اند احتمالا نوشتن در دفاع از سازمان محیط‌ زیست یک نوع خودکشی رسانه‌ای باشد اما گاهی باید به هم یادآوری کنیم که در شرایط سخت هم باید جانب انصاف را رعایت کرد.اینکه مردم معترض باشند و با عصبانیت از گرد و غبار و هزاران بلای دیگری که در این روزها بر سرشان آوار شده است شاکی باشند حق طبیعی شان است و اگر کسی با هر توجیهی اجازه شنیده شدن صدای مردم را ندهد دارد به کمترین وظیفه اش بی توجهی می‌کند ولی وظیفه رسانه‌ها چیست؟ آیا تنها باید سخنان مردم را از دردهایشان انعکاس دهند؟آیا نباید دروغگویانی را که به سیاست‌بازی‌های کودکانه خو گرفته‌اند رسوا کرد و به آن‌ها یادآور شد که بیشترین سفرهای معصومه ابتکار در این چهار سال که مسئول سازمان حفاظت از محیط زیست است به خوزستان بوده است و اتفاقا در همین ماجرای اخیر نیز در همان روزهاي اول در آن جا حضور داشت؟ آیا نباید یادآور شد که چه نهادهایی در گذشته قول همکاری برای کاشت درخت در مناطقی که منشاء داخلی گرد و غبار است داده بودند اما بعد از مدتی زیر قولشان زدند؟ آیا نباید از علل خشک شدن هورالعظیم چیزی گفت؟ مردم در سختی‌اند اما آیا رنج مردم را سیاست‌بازی هایی که در این روزها برخی رسانه‌ها از جمله رسانه انحصاری صداوسیما دنبال می‌کنند کاهش می‌دهد؟ سوء استفاده از تلخکامی‌های مردم چه در تصادف قطار در ایستگاه هفت خوان چه در آتش سوزی پلاسکو چه در بحران خوزستان و چه در هر موضوع دیگری برای بالا رفتن از نردبان قدرت رفتاری انسانی است؟ خوزستان، جانِ ایران است، جانی که جانش به لب رسیده، خوب است که با سیاست‌بازی‌های این چنینی نمک به زخمش نباشیم. کوتاه سخن آن که اگر افرادی فکر می‌کنند با تحریک مردم علیه دولت روحانی در چنین مواقعی با آغوش بازی از سوی آن‌ها روبرو خواهند شد بدانند که سخت در اشتباهند و ناامیدی مردم از دولت مستقر به معنای امیدوار شدن آن‌ها به رقبای سیاسی آن نیست بلکه معنای تلخ دیگری دارد.اینکه مردم از روی احساسات یا عصبانیت یا هر دلیل دیگری به واسطه آن چه در خوزستان پیش آمد دولت فعلی را مقصر تامّ و تمام این بحران می‌دانند کاملا طبیعی است اما از آن‌ها که در نهادها و سازمان‌های مختلف از دلایل وقوع چنین بحرانی و اقدامات سازمان محیط زیست برای حل آن در این قریب به چهار سال با خبرند انتظار می‌رفت جانب انصاف را رعایت کنند و خود را برای رسیدن به کرسی قدرت به راه دیگری نزنند. ]]> سیاسی Fri, 24 Feb 2017 12:50:07 GMT http://baharnews.ir/news/126095/ روحاني: چطور گریه کردن به هر مقدار که باشد، حلال است اما خندیدن و نشاط، حرام؟ http://baharnews.ir/news/126214/ به گزارش ایسنا، حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی روز یکشنبه در نخستین مجمع ملی سلامت و تقدیر از برگزیدگان برگزیدگان مؤلفه‌های اجتماعی مؤثر بر سلامت اظهارداشت: اتکال ما به خدا و اعتماد ما به حق و همراهی مردم است؛ مسیر توسعه کشور را پر قدرت ادامه می دهیم. رییس‌ جمهوری سلامت را یکی از موضوعات حائز اهمیت در کشور برشمرد و با اشاره به اینکه مسئولان بخش بهداشت و سلامت مسئولیت سنگین و مقدسی را بر دوش دارند، گفت: مجمع ملی سلامت راهنمای خوبی برای ماست و معنای آن این است که اولاً سلامت فرای درمان و مهم‌تر و مقدم بر درمان بوده و ثانیاً سلامت، ارگان، جایگاه و نهادی خاص نداشته و به قشری خاص تعلق ندارد.روحانی ادامه داد: البته در بخش درمان معمولاً بیمارستان‌ها و مراکز درمانی عهده‌دار انجام این کار هستند، اما در بخش سلامت دنیایی بسیار وسیع و مهم وجود دارد.رییس‌ جمهوری با بیان اینکه بسیار مهم است که چه کاری انجام دهیم و چه اقدامات و برنامه‌هایی را پیش رو داشته باشیم که موضوع سلامت از زمان تشکیل زندگی مشترک مورد توجه قرار گیرد، گفت: اینکه در دین اسلام تأکید شده زن و شوهر باید از لحاظ فرهنگی به یکدیگر نزدیک باشند و از نظر فکری، ایمانی و بینشی فاصله آنها زیاد نباشد ، به این دلیل است که اولین قربانی اختلافات، عصبانیت‌ها و دعواهای خانوادگی، فرزندان هستند.روحانی با اشاره به اینکه ما بیشتر از آنکه در کشور نیاز به منزل داشته باشیم، به مسکن که محل سکونت و آرامش است، نیاز داریم، گفت: مسکن بدان معناست که انسان با نزدیک شدن به آن قلبش آرام گرفته و باعث آرامش روح او شود و سلامت ابتدا از مسکن، غذا و هوای تنفس شده، شروع می‌شود.رییس‌ جمهوری اظهار داشت: اگر بانوان ما که در حال عبور در خیابان‌ها هستند از سوی انسان‌های لاابالی آزار کلامی ببینند، آرامش آنها از بین رفته و روح آنان مورد آزار قرار می‌گیرد. روحانی ترافیک و استفاده از بوق توسط خودروها را باعث از بین رفتن سلامت در جامعه دانست و گفت: این سر و صدا و شلوغی در سلامت روح و روان مردم تأثیرگذار است.رییس‌ جمهوری با اشاره به اینکه ابوعلی‌سینا می‌گوید جسم سالم در روح و روح سالم در جسم اثرات متقابل بر یکدیگر دارند، گفت: انسان مضطرب و ناآرام نمی‌تواند، بدن سالمی داشته باشد و از این روست که سلامت دنیای وسیعی دارد. روحانی با بیان اینکه متأسفانه برخی از تعامل با جهان بدشان می‌آید و از تقابل استقبال می‌کنند که البته این تقابل برای برخی نان داشته است، گفت: هنگامی که تعامل با جهان وجود نداشته و دچار تحریم هستیم، بناچار برای کشاورزی، باید از کود و سم غیراستانداد استفاده کنیم.رییس‌ جمهوری با اشاره به اینکه برخی کشورهای دنیا و صنعتشان تنها برای کشورهای تحریمی بوجود آمده، گفت: هنگامی که کشاورزی ما نمی‌تواند در چارچوب سلامت حرکت کند، ناچاریم، از میوه، سبزیجات، گندم و بذر نادرست استفاده کنیم. روحانی ادامه داد: ما باید بتوانیم نیازمندی‌های خود در بخش مواد غذایی را تأمین کنیم و باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم که سلامت از باغ‌ها و مزارع اصلاح و تأمین شود. رییس‌ جمهوری با اشاره به ضرورت تعامل با جهان برای توسعه سلامت در کشور، افزود: اینطور نیست که در دارو و درمان و پزشکی بتوانیم بدون تعامل با جهان پیشرفت کنیم، بلکه دانشگاه‌ها و محققین ما باید در تعامل با دنیا باشند.روحانی اظهار داشت: برخی تصور می‌کنند، هر چه قفل‌های دروازه کشور بیشتر باشد، امنیت و سلامت بیشتر خواهد بود، اما اینطور نیست، چرا که ما ملتی بزرگ و با فرهنگ داریم. رییس‌ جمهوری با بیان اینکه آیا باید نسبت به استاد دانشگاهی که می‌خواهد برای مطالعه به خارج رفته و یا محققی که می‌خواهد به کشور بیاید ابراز نگرانی داشته باشیم، گفت: برخی ذهن نگرانی دارند و نگرانی را در جامعه ترویج می‌کنند و این در حالی است که اساتید ما باید در تعامل با اساتید و محققین جهان، پیشرفت کنند.روحانی افزود: گاهی یک تحقیق کوچک با تبدیل شدن به یک دارو و واکسن می‌تواند یک بیماری را درمان و یا حتی از آن پیشگیری کند. رییس‌ جمهوری با بیان اینکه با اتکا به سرمایه داخلی نمی‌توانیم، توسعه خوبی در زمینه سلامت و درمان انجام دهیم، گفت: در ابتدای سال 92 آمار و ارقام نشان می دهد که مشکلات فراوانی از قبیل کمبود دارو و قیمت بالای آن داشتیم.روحانی با بیان اینکه زمانی که دولت قبل بر سر کار بود وقتی می‌خواستیم انتقاد کنیم می‌گفتند، دولت را تضعیف نکنید و امروز هم که می‌خواهیم از اقدامات دولت قبل انتقاد کنیم، می‌گویند، کاری به گذشته نداشته باشید و اقدامات دولت خود را بگویید، اظهار داشت: برخی دچار آلزایمر سیاسی هستند و یادشان می‌رود که وضع درمان، قیمت دارو و تجهیزات پزشکی چه وضعی در کشور داشت و برخی داروها و تجهیزات پزشکی به سختی تهیه می‌شد.رییس‌ جمهوری با اشاره به اینکه علاقه داشتم به جای عنوان وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی، از عنوان وزیر سلامت استفاده کنم، گفت: براساس گزارش ایشان، حداقل 20 درصد داروهای خارجی و 40 درصد تجهیزات پزشکی نسبت به آغاز دولت ارزان‌تر شده است. روحانی با گلایه از عملکرد رسانه ملی در بیان موفقیت‌های دولت از جمله در بخش سلامت گفت: اگر گوشت در کشور دو روز گران شود این موضوع تبدیل به خبر یک و رسمی تلویزیون خواهد شد.رییس‌ جمهوری تأکید کرد: این اقدام دولت ارزشمند است که به هر حال تلاش کرده که مردم در این دولت از لحاظ درمان و سلامت وضع‌شان بهتر شده است، البته این به معنای آن نیست که امروز در وضعیت خوبی قرار داریم، بلکه باید گام‌های بلندتری برداشته شود تا به وضعیت مطلوب برسیم.روحانی با بیان اینکه امروز پزشکان، پرستاران و کادر درمان در بیمارستان‌ها، قدم‌های بزرگ و مهمی در راستای درمان مردم انجام می‌دهند، با تقدیر از تلاش آنان ، گفت: حیات و زندگی انسان و کیفیت زندگی مردم بسیار حائز اهمیت است و ما باید کیفیت زندگی و اصل حیات مردم را ارتقاء دهیم.رییس‌ جمهوری اظهار داشت: منشور حقوق شهروندی با بیان حق حیات، کیفیت زندگی و آب سالم، آغاز می‌شود، چرا که معتقدیم مردم باید حق‌شان و دولت به معنای عام کلمه اعم از قوای مقننه و قضائیه نیروهای مسلح و همه خدمتگزاران، وظیفه‌شان را به خوبی بدانند.روحانی خاطر نشان کرد: ما برای نجات مردم از رنج و بیماری‌ها به سرمایه‌گذاری برای ساختن بیمارستان، خرید تجهیزات و استخدام افراد نیازمند هستیم . یکی از وظایف دولت تلاش برای سلامت کشور است و بخش بزرگی از بودجه جاری کشور نیز به آموزش، بهداشت، امنیت و مسایل مربوط به رفاه اجتماعی اختصاص دارد و این بودجه جاری به معنای ارایه خدمت به مردم است، اما همه سرمایه مورد نیاز را دولت نمی‌تواند در بخش سلامت و درمان تأمین کند، بلکه باید سرمایه‌گذاران بخش خصوصی را دعوت به کار کنیم و اگر این کار صورت گیرد و سرمایه‌گذار بداند که این اقدامات برای سلامت کشور مهم و حیاتی است و سود عادلانه نصیبش می‌شود، به میدان خواهد آمد.رییس‌ جمهوری با تأکید بر اینکه مسئولان و برنامه‌ریزان کشور باید زمینه‌های لازم را برای جذب سرمایه‌های مورد نیاز در بخش سلامت و درمان فراهم کنند، گفت: خیرین در بخش‌های مختلف از جمله سمن‌ها نقش بزرگی در توسعه درمان و ساخت مراکز درمانی دارند و این از افتخارات فرهنگ ماست که خیرین و نیکوکاران بزرگی در بین آحاد ملت وجود دارد که خوشبختانه هیچ اقدام سیاسی هم تاکنون نتوانسته بر روند این اقدامات خیر، تأثیر منفی بگذارد.روحانی با اشاره به تأثیر و نقش فرهنگ در بخش سلامت و ایجاد سبک زندگی جدید در جامعه گفت: سبک و شیوه زندگی اعم از نوع ساخت مسکن، نحوه لباس پوشیدن و انجام فعالیت در منزل و محل کار، بر سلامت جامعه تأثیرگذار است و این در تعالیم فرهنگ اسلام به صورت بسیار وسیع مطرح است و تنها اینگونه نیست که تصور کنیم اسلام برای این آمده تا بگوید چطور نماز بخوانیم و احکام دینی را به جا بیاوریم، بلکه در سبک زندگی هم دستورات بسیار فراوانی وجود دارد.رییس‌ جمهوری رفع نگرانی‌های فراوان در بخش سلامت جامعه را نیاز به تغییر سبک زندگی دانست و گفت: ورزش یکی از اساسی‌ترین اقدامات در سلامت زندگی است و اگر امروز ورزش در ذهن مردم جدی گرفته نمی‌شود، به دلیل آن است که بی‌ارزش‌ترین ساعات در مدارس به ورزش اختصاص دارد و این در حالی است که باید اهمیت ورزش از مدارس مطرح شود، چرا که زمانی که ورزش بی‌ارزش شود، مشکلات و بیماری‌های فراوان در سنین میان‌سالی و کهنسالی حادث می‌شود.روحانی افزود: در دوران طلبگی در حوزه اگر کسی در حجره خود نرمش می‌کرد، می‌گفتند تقوای او کم شده و رو به دنیا آورده است. رییس‌ جمهوری با تأکید بر اینکه باید فرزندان خود را از ابتدا در خانواده با سبک صحیح زندگی آموزش دهیم، گفت: در زمینه سلامت جامعه همه سهیم هستند و باید اقدامات لازم را در حوزه فعالیت خود انجام دهند. همه باید دست به دست دهیم. سمن‌ها، خیرین، سرمایه‌گذاران داخلی و اگر کسی ناراحت نشود، سرمایه‌گذار خارجی باید به میدان آمده و نیازمندی‌های لازم در بخش سلامت را تأمین کنند.روحانی با اشاره به گزارش وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مبنی بر اینکه تا پایان دولت یازدهم 21 هزار تخت بیمارستانی فعال در کشور خواهیم داشت، گفت: دولت در طول فعالیت خود، اقدامات مهمی در زمینه بهداشت و درمان انجام داده است. بخش‌هایی در کشور اعم از حاشیه‌نشین‌ها، روستاها و مناطق محروم وجود داشت که هیچ امکان درمانی و بهداشتی در آن مناطق وجود نداشت اما امروز با تلاش‌های دولت، یازده میلیون نفر بیمه شده و همه مردم تحت پوشش بیمه قرار دارند و درهای بیمارستان‌ها به روی مردم نیازمند باز شده و پزشکان متخصص در اقصی نقاط کشور حضور دارند و این به معنای عدالت در سلامت و درمان است که باید این کار را ادامه و توسعه دهیم.رییس‌ جمهوری با اشاره به کاهش قیمت نفت از 112 دلار در سال 92 به 25 دلار در ماه هایی در سال 94 و حدود 50 دلار در سال جاری، گفت: سال‌های 94 و 95 برای دولت سال‌های سختی بود که بخش سلامت نیز از این سختی‌ها مستثنی نیست. روحانی با اشاره به اینکه در دورانی که درآمد نفت کشور بسیار کاهش یافته بود و دیگر کشورهای نفت‌خیز منطقه از ذخایر خود در این بحران استفاده کردند، دولت، در سال‌های 93 و 94 ، 20 درصد از درآمد خود را به صندوق توسعه ملی واریز کرد و این در حالی است که مجلس اخیراً تصویب کرده که سال آینده باید این مقدار به 30 درصد برسد.رییس‌ جمهوری با اشاره به اینکه ذخایر صندوق توسعه ملی برای استفاده در شرایط بحرانی و روز مباداست، گفت: یک روزنامه و حتی یک ثانیه از برنامه‌های صدا و سیما به این موضوع انتقاد نکردند که چرا دولت نمی‌تواند در روز مبادایی که به واسطه کاهش درآمد نفتی بوجود آمد از ذخایر این صندوق استفاده کند، اما ملت ایران بداند که ما در سال 93 و 94، 20 درصد از درآمد نفتی را به صندوق توسعه ملی ریختیم و براساس مصوبه مجلس باید 30 درصد دیگر هم پرداخت کنیم.روحانی با اشاره به اینکه در شرایط بحرانی همه باید حمایت کرده و دست به دست هم دهیم تا بتوانیم کشور را اداره کنیم، گفت: دولت در سال‌های گذشته شرایط آسانی نداشته و با سختی کشور را اداره کرده، البته توفیقات دولت نیز قابل توجه بوده و با کمک خداوند از مشکلات عبور خواهیم کرد. رییس‌ جمهوری با تأکید بر اینکه آینده خوب ایران و سلامت مردم بدون امید و نشاط مردم رقم نخواهد خورد، گفت: اگر کسی به آینده خود امید نداشته باشد نمی‌تواند به فکر سلامت خود باشد.روحانی با تأکیدبر ضرورت توسعه نشاط در کشور گفت: برخی همین که ذره‌ای نشاط در بین مردم بوجود می‌آید، می‌گویند اشکال دارد. چطور گریه کردن به هر مقدار که باشد، حلال است اما خندیدن و نشاط، حرام؟ رییس‌ جمهوری با بیان اینکه سلامت جسم و روح بدون نشاط امکان ندارد، گفت: حداقل در ایام عید نوروز که ایام ولادت حضرت زهرا(س) هم هست،اجازه دهیم مردم در کشور نشاط داشته باشند.روحانی با بیان اینکه نباید مردم را با دروغ‌گفتن نسبت به آینده نظام و کشور مأیوس کرد، گفت: باید دست به دست هم بدهیم و این معنای مجمع ملی سلامت است. وی با تاکید بر لزوم نشاط و امید در مردم اظهار کرد: چنانچه که ما آینده خوبی برای ایران و همچنین سلامت برای مردم می خواهیم باید امید و نشاط در جامعه را افزایش دهیم. بدون امید و نشاط نه آینده خوبی برای مردم رقم می خورد و نه سلامت مردم تامین می شود.وی با تاکید بر اینکه باید در جامعه نشاط داشته باشیم، گفت: چگونه است که هر چه غم و اندوه باشد حلال است اما یک دقیقه که بخندیم حرام است. روحانی اظهار کرد: باید دست به دست هم دهیم و با کمک یکدیگر با افزایش نشاط و امید در مردم آینده خوبی برای خود رقم بزنیم.رئیس جمهور همچنین تصریح کرد: ما معتقدیم برای حل سریعتر مشکلات مردم نیازمند تعامل سازنده با جهان و اخذ سرمایه و فناوری بر مبنای اصول خود هستیم. وی با بیان اینکه نمی‌دانم چرا برخی از تعامل با جهان بدشان می‌آید و به آن حساسیت دارتند، گفت: بعضی‌ها از تقابل با جهان خوششان می‌آید. من نمی‌دانم این تقابل چه برایشان آورده است. البته برای بعضی‌ها نان آورده است. ]]> سیاسی Sun, 26 Feb 2017 08:22:53 GMT http://baharnews.ir/news/126214/ تصویر حیرت‌انگیز رودخانه اوکراین از فضا http://baharnews.ir/news/126176/ به گزارش ایسنا به نقل از اسپیس، عکسی که توماس پسکت در صفحه شخصی خود قرار داده از رودخانه دنیپر در شمال کی‌یف در اوکراین گرفته شده است. این فضانورد فرانسوی در صفحه شخصی خود نوشت: مناظر زمستانی همیشه از فضا جذاب و دل‌انگیز هستند و این تصویر من را به یاد نقاشی‌های هوکوسائی(نقاش ژاپنی) می‌اندازد.این تصویر در تاریخ 9 فوریه در زمان عبور از محدوده روسیه گرفته شده است. ]]> علمي‌ Sun, 26 Feb 2017 06:39:49 GMT http://baharnews.ir/news/126176/ دریاچه مهارلو جان گرفت/تصاوير http://baharnews.ir/news/126188/ گروه عکس: در پی بارندگی های هفته های اخیر در شیراز دریاچه مهارلو که خطر خشکسالی آن را تهدید می کرد جان دوباره گرفته است. هفته گذشته پس از چند روز بارش باران در شیراز و اطراف آن رودخانه شهر پس از مدت ها طغیان کرد و آب را به سمت دریاچه مهارلو هدایت نمود. به گفته مسئولان در هفته گذشته 40 درصد از این دریاچه آبگیری شده است.                    ]]> عكس Sun, 26 Feb 2017 06:45:04 GMT http://baharnews.ir/news/126188/ روزنامه های شنبه 7 اسفند http://baharnews.ir/gallery/126106/2/ ]]> عكس Sat, 25 Feb 2017 06:27:26 GMT http://baharnews.ir/gallery/126106/2/ ابرهایی شبیه بشقاب پرنده‎ http://baharnews.ir/gallery/126157/2/ ]]> عكس Sun, 26 Feb 2017 04:37:00 GMT http://baharnews.ir/gallery/126157/2/ تصاویری شگفت انگیز از دنیای زیبا http://baharnews.ir/gallery/126094/2/ ]]> عكس Sat, 25 Feb 2017 04:00:00 GMT http://baharnews.ir/gallery/126094/2/ "اسنپ و تپسی" را نمی‌توان متوقف کرد http://baharnews.ir/news/126163/ به گزارش ایسنا، محمدرضا رضوی امروز (شنبه) در نشست خبری دومین کنفرانس بین‌المللی انقلاب صنعتی چهارم با بیان این نمی‌توان درب مقابل پیشرفت با توسل به زور  مقابله کرد گفت: زمانی در دهه شصت برای داشتن دستگاه فکس باید مجوز تهیه می‌شد تا فقط یک فقره از آن را به شخص مدیر سازمان تحویل می دادند، اما امروز می بینیم چطور پیام ها به انواع مختلف مخابره می‌شوند و باید گفت که در برابر پیشرفت فناوری و پدیده هایی که با خود می آورد، نمی‌توان به زور متوسل شد.وی با اشاره به موضوع تاکسی های اینترنتی به عنوان مصداق کسب و کاهای نوینی که در ایران مورد اعتراض قرار گرفتند، گفت: نباید تلاش کرد مسیر پیشرفت را برای حفظ ساختار سنتی بسته نگه داشت، چرا که اگر توانستیم جلوی اینترنت، ماهواره و نرم افزار هایی که امروز همه از آنها استفاده می‌کنند را بگیریم، جلوی "اسنپ" و "تپسی" را هم می‌توانیم بگیریم. رییس موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی با اشاره به اعتراض رانندگان تاکسی به اینکه تاکسی های اینترنتی به بازار رانندگان سنتی آسیب می‌زند، اظهار کرد: در حوزه اشتغال باید این را هم در نظر گرفت که به واسطه این نرم افزار ها تعداد زیادی فرصت شغلی برای جوان‌هایی که در آن فعال هستند به وجود آمده که امکان اشتغال این افراد در ساختار سنتی وجود نداشت.وی در ادامه این نشست با اشاره به موضوع دومین کنفرانس بین‌المللی انقلاب صنعتی چهارم و تبیین انقلاب صنعتی چهارم عنوان کرد: آنچه در حوزه‌های مختلف می‌بینیم نشان می‌دهد شیوه قبلی در کسب و کار ادامه نخواهد یافت. کشورهای مختلف دنیا می‌توانند به این تحول توجه کنند یا کنار گذاشته می‌شوند و اما انقلاب چهارم اثرات گسترده‌ای بر کسب و کارها دارد و ما می‌توانیم برخی اثرات آن را در تاکسی های اینترنتی و سایر کسب و کارهای اینچنینی ببینیم. رضوی ادامه داد: حدود  ۱۲ مهمان اروپایی در این همایش حضور پیدا خواهند کرد که از صاحب‌نظران و لیدرهای پیشبرد انقلاب صنعتی چهارم در شرکت‌های بزرگ اروپایی هستند.به گزارش ایسنا، دومین همایش انقلاب صنعتی چهارم، نهم و دهم اسفند در تهران برگزار خواهد ‌شد. ]]> اقتصادی Sat, 25 Feb 2017 12:46:39 GMT http://baharnews.ir/news/126163/ کواکبیان کاندیدای حزب مردمسالاری شد http://baharnews.ir/news/126098/ به گزارش ایسنا،به دنبال پیشنهاد شورای مرکزی اعضای پانزدهمین کنگره حزب مردم‌سالاری،پس از بحث و تبادل نظر،کاندیداتوری مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب را در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، به اتفاق آراء تصویب کردند. دبیرکل حزب مردم‌سالاری نیز ضمن تشکر از اعضای منتخب در سراسر کشور گفت که با مشورت‌های نهایی با بعضی از بزرگان، در صورت صلاحدید،این خواسته را اجابت کند. ]]> سیاسی Fri, 24 Feb 2017 17:19:23 GMT http://baharnews.ir/news/126098/ قتل مرد قصاب با رگبار گلوله در پمپ بنزین http://baharnews.ir/news/126122/ گروه حوادث_رسانه‌ها: روزنامه ايران نوشت: قصاب شمالی با شلیک گلوله‌های افراد ناشناس از پا درآمد. در این جنایت که در پمپ بنزینی واقع در شهرستان بندر انزلی رخ داد، افراد ناشناس، شبانه مرد قصاب را هدف 6 گلوله قرار داده و بلافاصله متواری شدند. ساعت 22 شب جمعه، مرد قصاب سوار بر خودرو پراید به پمپ بنزین رفت،اما همان موقع ناگهان افراد مسلح او را هدف حمله قرار داده وخودرواش را به گلوله بستند ومتواری شدند.بنا بر اظهارات شاهدان جنایت، مرد پراید سوار با وجود اصابت گلوله‌ها، سوار بر خودرواش شد و با سختی فراوان خود را به بیمارستان رساند، اما مقابل در ورودی بیمارستان ازهوش رفت وبعدهم براثر شدت جراحت‌ وخونریزی جان باخت.درادامه نیزمشخص شد قربانی جنایت، از اهالی شهرستان «ماسال» استان گیلان بود اما در بازارچه شهرستان انزلی قصابی داشت.سرهنگ فرهاد فلاح کریمی - رئیس پلیس آگاهی استان گیلان- با بیان اینکه مرد ۴۳ ساله از ۶ ناحیه هدف اصابت گلوله قرار گرفته بود گفت: همزمان با اعلام این جنایت هولناک، تحقیقات ویژه جنایی آغازشد و تلاش برای شناسایی و دستگیری عاملان جنایت هولناک و کشف انگیزه قتل ادامه دارد. ]]> جامعه Sat, 25 Feb 2017 06:32:57 GMT http://baharnews.ir/news/126122/ دور تازه حمله تندروها به خاتمی http://baharnews.ir/news/126012/ گروه سياسي: سايت انتخاب خبر در مقدمه مصاحبه‌اي با افشين علا - شاعر مي‌نويسد: این روزها موضوع حمله به رئیس دولت اصلاحات داغ شده است. در آخرین مورد، احمد علم‌ الهدی، امام جمعه مشهد و عضو مجلس خبرگان در نماز جمعه مشهد به ‌شدت به محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین که موضوع «آشتی ملی» را مطرح کرده بود حمله کرد و گفت مردم از این‌گونه افراد متنفرند.و اما تندروها چرا اینقدر از محمد خاتمی متنفرند؟ یکی از همراهان و نزدیکان رئیس دولت اصلاحات در همین رابطه گفت: متأسفانه یک جناح خاص، محبوبیت آقای خاتمی را که پشتوانه ای عظیم برای نظام و ملت در داخل کشور و در عرصه بین الملل به حساب می آید، مزاحم منافع خود می داند و از هیچ فرصتی برای حمله به ایشان غافل نمی ماند. پبشنهاد اخیر ایشان هم بهانه تازه این گروه شد. البته این پیشنهاد مورد تأیید رهبر معظم انقلاب قرار نگرفت، ولی ادبیات رهبری با آنچه که یک جناح مدعی تبعیت از ایشان به کار می برد زمین تا آسمان با هم فرق دارد.افشین علاء در گفتگو با سايت انتخاب خبر افزود: رهبر انقلاب فرمودند قهری نیست که نیاز به آشتی باشد. این جواب محترمانه ای بود. اما بعضی ها که نگران نزدیکی دوباره این دو بزرگوار هستند با سوء استفاده از یک اختلاف تعبیر از واژه آشتی ملی به آقای خاتمی حمله کردند. نتیجه‌اش هم این شد که بسیاری از جریان های وفادار به نظام ناامید و رنجیده خاطر شوند. اما موج حمایت های مردمی از آقای خاتمی بیشتر شد.وی تصریح کرد: البته آقای خاتمی کسی نیست که بر این موج ها سوار شود و بخواهد بعد از مخالفت رهبر انقلاب به اصرار خود ادامه بدهد. ولی توپخانه افراطیون به کار افتاده و مشغول جنگ روانی اند. حملاتی که البته فایده ای برای آنها هم نخواهد داشت. چون همه می دانند میزان محبوبیت خاتمی چه حدی است و محبوبیت آنان چقدر. ولی به نظر من این جناح ظلم بزرگی به رهبری کردند. چون سخنانی را که حاوی رواداری و نشانه های اراده برای جذب حداکثری بود، در تریبون ها وارونه انعکاس دادند و از قول رهبر انقلاب هرچه خواستند گفتند. آقای خاتمی از این آزمون هم سرافراز بیرون آمد و بار دیگر وفاداری خود را به رهبر انقلاب اثبات کرد. اما جناح خاص امتحان بدی پس دادند و نشان دادند که از وحدت نیروهای انقلاب وحشت دارند. درست چیزی که امام و رهبری بر آن تأکید ورزیده اند.واکنش خاتمی به حملات و توهین های تندروهاافشین علاء در پاسخ به سؤالی درباره واکنش محمد خاتمی به حملات و توهین های تندروها تصریح کرد: همه می دانیم که آقای خاتمی هرگز در دام افراطیون نمی افتد و پاسخ بدی را با بدی نمی دهد؛ چون ایشات به مصلحت نظام، ملت و رهبری می اندیشند و همواره از تنش اجتناب کرده اند. ایشان از موهبتی محروم نشد، بلکه این نظام و ملت بود که از حضور مجدد ایشان در عرصه این نظام محروم شدند و ملت اند که بار دیگر از حضور ایشان در عرصه و در کنار رهبر انقلاب محروم شدند.این فعال سیاسی نزدیک به رهبر انقلاب تأکید کرد: ولی ما باز هم ناامید نخواهیم شد. حتی به دشمنان آقای خاتمی هم اهانت نخواهیم کرد. مشی ایشان موعظه حسنه است و به وظایف خود می اندیشند. همان گونه که رهبر معظم انقلاب سالها پیش فرمودند که جمهوری اسلامی دین خاتمی است و او مرید امام است. او آقازاده ای نجیب است که چون طلبه ای ساده و بی ادعا جز به خدمت نمی اندیشد و... البته من منکر کدورت سالهای اخیر رهبر انقلاب از ایشان نیستم، ولی کدورت رهبری کجا و هتاکی های افراطیون کجا؟! به فضل الهی و با درایت رهبری و نجابت خاتمی این نقارها هم رفع خواهد شد انشاالله.تکلیف حسن روحانی نسبت به رئیس دولت اصلاحاتوی در بخش دیگری از سخنان خود به نحوه برخورد دولت تدبیر و امید با توهین کنندگان به رئیس دولت اصلاحات اشاره کرد و گفت: قطعا دولت آقای روحانی نگران این بداخلاقی هاست. اما ندیدم که اقدام محسوسی جهت رفع این فضای تلخ صورت گرفته باشد. البته دولت با موانع زیادی روبرو است. آقای خاتمی هم کسی نیست که توقعی برای خودش از دولت داشته باشد. کما اینکه همچنان به حمایت از آقای روحانی ادامه می دهد. ولی مردم از دولت توقع دارند ابتکار عمل بیشتری به خرج دهد.این شاعر انقلابی کشورمان ادامه داد: همین آقای خاتمی در زمان ریاست جمهوری اش با وجود مواضع اصلاح طلبانه طوری رفتار کرد که رهبر انقلاب آن تعبیرهای عاشقانه را از ایشان داشتند. آقای روحانی هم باید بتواند اطمینان ایشان را بیشتر جلب کند و با تلاش و خلاقیت خلاء نابرازنده موجود را پر کند. شاید جناب خاتمی توقعی از کسی نداشته باشد ولی ما داریم! ما از آقای روحانی توقع داریم بیشتر مراقب شأن و حرمت محبوب ترین رییس جمهور انقلاب باشد.وظایف اصلاح طلبان نسبت به محمد خاتمیافشین علاء در ادامه در پاسخ به سؤالی درباره وظایف اصلاح طلبان نسبت به محمد خاتمی اظهار داشت: کار اصلاحات از همه سخت تر است. اولا نباید در دام پهن شده از سوی افراطیون بیفتد. این دام خطرناک عبارت است از ناامیدی، عصبانیت و مقابله به مثل. ثانیا باید برای رفع خلاء تحمیلی بین جبهه اصلاحات با جایگاه رهبری تلاش بی وقفه داشته باشد.این فعال سیاسی اصلاح طلب خاطرنشان کرد: وقتی که خود رهبری فرمودند که نظر مخالف ایشان داشتن هم خلاف نیست، چرا نباید به حضور ایشان رفت و با تشریح انتقادات و دلایل وفاداری به مطالبات اصلاحات با ایشان سخن گفت؟ از همه مهمتر رفع نگرانی اصلی ایشان است که همه می دانیم به وقایع 88 بر می گردد. اصلاح طلبان باید ابتدا به یک جمع بندی واقع بینانه از وقایع آن سال و ریشه های آن برسند و بعد آن را به رهبر معظم انقلاب ارایه کنند.وی اضافه کرد: متأسفانه گاه در بدنه اصلاحات هم انفعال و سستی نسبت به این موضوع دیده می شود. حتی باید بگویم اصلاح طلبان از فرصت ها و ظرفیت هایی که در بسیاری افراد درون خودشان هست بی خبرند یا به آن بها نمی دهند.علاء با بیان اینکه جبهه اصلاحات باید با قواعد اکنون به کنش گری سیاسی بیندیشد، تأکید کرد: آقای خاتمی همواره بر ضرورت همدلی و نزدیکی به رهبر انقلاب تأکید کرده اند. بیش از این چه می توانند بکنند؟ این نیروهای درون اصلاحات هستند که باید راههای برقراری این ارتباط را کشف کنند. ولی گاه شاهدیم اصلاح طلبان چون به حق، خود را مورد جفا و بی مهری می بینند انگیزه لازم را برای کشف های تازه از دست می دهند. در حالی که نباید ناامید بشوند و بیکار بنشینند. هر قدر آنها خود را دور نگه دارند، فرصت طلبان و آتش بیاران معرکه جای خود را محکم تر می کنند. این در حالی است که حتی رسانه های تبلیغی اصلاح طلب حاضر نیستند به سراغ افرادی که دغدغه های شبیه به عرایض بنده را دارند بروند.این فعال سیاسی اصلاح طلب تصریح کرد: اصلاح طلبان از نیروهای جدید و مبتکر غافلند و گاه احساس می کنم به آرشیو قدیمی اسامی و دیدگاه های خود بسنده کرده اند و حاضر نیستند از تجربه ها و پیشنهادهای تازه و مؤثر استفاده کنند.همدلی با چاشنی شعر و حماسه سراییافشین علاء به عنوان یک شاعر و حماسه سرا مدت مدیدی است که در کنار کار فرهنگی به نوشتن و گفتن پیرامون ضرورت همدلی مشغول است. وی در پاسخ به این پرسش که آیا جنین کاری سخت نیست؟ گفت: بی نهایت دشوار است. اما وظیفه خودم می دانم. جالب آن که غالباً هم مورد بی مهری قرار می گیرم. بعضی ها ورود به سیاست را شایسته نمی بینند و طعنه می زنند یا نصیحت می کنند. بعضی از کاربران در فضای مجازی فحاشی می کنند، از دو سو. افراطیون انگ فتنه گر می زنند و ناامیدهای خسته از آن سو طعنه می زنند که فلانی خوش خیال است و پی امر محال می رود و لابد طمعی دارد.وی تأکید کرد: ولی من به کار خودم اعتقاد دارم. این جمله آقای خاتمی هم بیشتر تشویقم می کند که گفتند من کار سیاسی را برای محبوب شدن انجام نمی دهم. مهم نیست دوست و دشمن چه می گویند. مهم سربلندی نزد وجدان است. من هرگز شعر گفتن را کنار نگذاشته ام و اتفاقاً پرکار و البته اهل وسواسم. عواطف شاعرانه هم که بدیهی است در ذات من است. اما در سیاست به کنش واقع بینانه و منجر به نتیجه اعتقاد دارم.افشین علاء در پایان گفت: کار سباسی وظیفه اخلاقی من است، چون کشورم دچار بحران بد اخلاقی و افول ارزش ها شده است. اما به محبوب شدن آن هم با قهرمان بازی در فضای مجازی نمی اندیشم. به آنها که به مشی اعتدالی ام خرده می گیرند می گویم گر تو بهتر می زنی بستان بزن! شعارهای پر طرفدار دادن در تلگرام کار ساده ای است. اما سیاست ورزی در عالم واقعی قواعدی دارد. هرچند اخلاص باید همیشه حرف اول را بزند. ]]> سیاسی Thu, 23 Feb 2017 06:11:44 GMT http://baharnews.ir/news/126012/