محمدآزاد جلالی زاده- روزنامه بهار
الف» عقلای هر نظم مستقر سیاسی به خوبی آگاهند که انتخابات و برگزاری آن با همه هزینه هایش، خود نه هدف که تنها وسیلهای برای رسیدن به هدف اساسی دیگری ست وآن همانا قدرت گرفتن مشروع نظم سیاسی در چارچوبهای سرزمینی و تکیه بر روابط خارجی قدرتمند با استفاده از توان و یارای داخلی ست، این هدف را اگر بخواهیم خلاصه کنیم بایست گفت که: هدف اساسی انتخابات و علی الاصول هر کنشگری سیاسی رسمی پاسداشت افزون و افزونتر منافع ملی است.
ب» شاید به نظر انحصارگرایان، بتوان امنیت و وحدت سرزمینی و به تبع منافع ملی را با نیروی قهریّه پاس داشت، امّا تجارب تکاملی- تاریخی بشر در اعصار گوناگون و بهویژه پس از ظهور دولتهای مدرن، نشان داده که قوه قهریه کارآمدی «فوری» امّا «کوتاه» دارد و علاوه بر آن پر هزینه و کم سود است و به همین سبب عقلای قوم در هر سرزمینی بنا را بر آن گذاشتهاند که راهحلهای پرسود وکم هزینه دیگر را جایگزین «قهاریت» و «جباریت» نمایند.
ج» یکی از بهترین راههای آزموده شده و موفق در حوزه حکومت داری در دوران جدید، افزودن بر قدرت مشروع حاکمیت از طریق ایجاد اعتماد متقابل بیشینه مابین دولت و ملت است، اعتماد زمانی به وجود میآید که در گام اول دو سمت معادله، همدیگر را فارغ از نقاط ضعف و قوت بپذیرند و سپس در جهت تقویت همدیگر برآیند و هیچکدام در پی حذف دیگری نباشند و چنین است که ابتدا مکالمه بینشان صورت میگیرد، سپس اعتماد میآید و پس از آن صمیمیت شکل میگیرد.
د» ایران سرزمینی پهناور با تنوع قابل توجه قومیتی، مذهبی و آداب و رسومی است، چنین است که فرهنگ شمال نشینان ایران با جنوبیان و شرقیانش با سکنی گزیدگان در غربش تفاوتها دارد، امّا مهم آن است که این تفاوتها به عنوان نقطه قوت و توانی برای پیشرفت وتوسعه این مرز و بوم در نظر گرفته شود و نه تهدیدی برای امنیتی کردن فضای مناطق.
ه» میزان زیادی تدبیر مدن و سیاست منزل لازم است تا این تنوع و تکثر حاکم بر ایران را به زیر چتر وحدت برد و نیروی قومیتها و مذاهب و فرهنگها را جمع کرد و از آن توانی واحد ساخت برای به سر منزل مقصود رساندن کشور و این تدبیر از کسانی ساخته است که بتوانند ایرانیان را مجاب کنند که فارغ از رنگ و نژاد و قبیله، آنان را پذیرفتهاند و به اصطلاح در همه آنان حس ایرانی بودن ایجاد کنند.
و» رقابتهای انتخاباتی نشان داد که روحانی فردی است که با انحصارگرایی و تقسیم ایرانیان به «اینها» و «آنها» میانهای ندارد و ایران و اسلام را برای همه ایرانیان میخواهد. مدیریت روحانی در دولت یازدهم و کنون مبارزات انتخاباتی اش با در نظر گرفتن همه نقاط ضعف و قوت نشان داد که وی فردی است که توان آن را دارد که هم عقلای قوم را قانع کند و هم هیجانات جوانان را سامان بخشد، هم اکثریت را وارد میدان کند و هم اعتماد به نظم مستقر را در بین اقلیت پر رنگ و بیشینه کند، هم محرومان را دریابد و هم به دغدغههای طبقه متوسط گوش سپارد و این آن نقطه قوت روحانی ست که سبب شده اکثریت ایرانیان فارغ از اصلاح طلب و اعتدالی و اصولگرای معتدل و مستقل و. . . گرد وی آیند تا مسیر توسعه کشور دچار اختلال نشود. تقریباً همه پی بردهاند که راه نجات کشور و حرکت به سمت و سوی وحدت ملی برای پاسداشت منافع از راه «روحانی» میگذرد، به همین سبب است که رئیس دولت اصلاحات با وجود آنکه میداند ممکن است انتشار پیامش با مشکل مواجه شود، پیام حمایت و تکرار حماسه میدهد و با وجود دستاندازی ها، پیامش در اندک زمانی میلیونها بار دیده و ارسال میشود و به دست همه ایرانیان میرسد، به همین سبب است ناطق، شیخ عقلانیت محور اصولگرا برای نجات ایران تمام قد پشت سر شیخ دیپلمات و برنامه هایش میایستد، برای همین است که مطهری با تمام قوا به حمایت برمی خیزد، برای همین است که همه از هنرمندان و ورزشکاران و صنعتگران و اصناف و معلمان و دانشگاهیان و کارگران و نیروهای انتظامی و اهل سنت و اقلیت مذهبی و قومیتها و خلاصه هر آنکه دلش برای ایران و ایرانی میتپد، با نمادهای بنفش و سبز روحانی را تکرار میکنند.
ح» فارغ از همه بحث ها، نگارنده را باور آن است که یک عنصر اساسی وجود داردکه بودن و یا نبودنش همه مسائل خرد وکلان در حوزههای مختلف در ایران را تحت الشعاع قرارمیدهد و آن مساله بنیادین «وحدت ملی» در ایران است، روحانی نشان داد که روانشناسی شخصی و عملگرایی سیاسی اش، این توان را در او ایجاد کرده که این مؤلفه بنیادین سیاست ورزی و حکومت داری در این سرزمین را عملیاتی کند و این خود یکی از هزار و یک دلیل و اساسیترین دلیل برای آن است که رو به سمت او کنیم.
ط» جمعه ۲۹ اردیبهشت آوردگاه انتخاب بین دو تفکر است، از یکسو تفکری رعیت محور که ایران را نه برای همه ایرانیان بلکه برای عده قلیلی میخواهد و بر آن است که رانت قدرت و ثروت و معرفت را برای قلیلی بگستراند و با بهانه معیشت مردم و با شعار پوپولیستی از جنس پول نفت برای همه، از مردمان رأی بستاند و سپس آنها را به کناری نهد و به رتق و فتق امور دار و دسته همفکر خویش مشغول و در دیگرسو تفکری که هر یک ایرانی را شهروندی با حقوق طبیعی و مشخص انسانی و اسلامی و اخلاقی میشمارد، تفکری که مخالف با کارهای پوپولیستی، مخالف اقتصاد رانتی، مخالف فضای امنیتی، مخالف برخورد با جوانان و دانشجویان و زنان، مخالف اجحاف و تبعیض در حق قومیتها و اقلیتهای مذهبی و زنان و دگراندیشان است و رفاه و آرامش را در همه حوزهها برای همه ایرانیان میخواهد.
در این آوردگاه، این دو تفکر به مصاف هم رفتهاند و اکنون دیگر بار نوبت ماست که راه مبارزه پیشینیانمان که جان و مال خویش در راه مشروطه خواهی و محدود کردن قدرت بیمهار دادند را ادامه دهیم و جانشینان خلف و برحقی برای آنان باشیم و روحانی را با همه کاستیها تَکرار کنیم.