شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۰۵
برای صلح بين اسرائیل و فلسطین
اوباما-کری در کسوت نلسون ماندلا؟
کد مطلب : 122370
اوباما-کری در کسوت نلسون ماندلا؟
امید پورعزیز

پس از مدت‌ها انسدادی که در زمینه مذاکرات صلح و حل بحران خاورمیانه ایجاد شده بود، بالاخره باراک اوباما و وزیر خارجه خستگی ناپذیرش جان کری یک حرکت عملی در این زمینه انجام داده و ضمن هموارسازی ارائه قطعنامه در شورای امنیت علیه شهرک‌سازی‌ها در اسرائیل، از وتوی سنتی آن خودداری کرده و شوک سنگینی را متوجه نتانیاهو، راست‌گرایان و دین‌باوران افراطی در اسرائیل کردند. این راست‌گرایان افراطی طی چند سال ظهور داعش در منطقه و منحرف شدن افکار عمومی از مقوله فلسطین، حداکثر سوء استفاده را از موقعیت موجود کرده و با سرعت قابل توجهی درصدد گسترش شهرک‌سازی و اشغال بیشتر زمین بوده اند.

در واقع بزرگترین منتفع ظهور داعش و جنگ‌های فرقه ایی و نیابتی در منطقه، اسرائیل و راست گرایانش بوده اند. زیرا اولا موقعیت دشمنان منطقه ایی شان تضعیف شده، ثانیا موج حساسیت‌ها به اقدامات غیرقانونی آن‌ها کاهش یافته و ثالثا به بهانه ناامن بودن منطقه و البته مسئله برجام بیشترین کمک‌ها و باج‌ها را از آمریکا و متحدانش دریافت کرده‌اند. لذا باراک اوباما ضمن عملکرد نسبتا قابل قبولش در زمینه مسئله ایران و عراق و بهبود چهره بین المللی آمریکا، عملا در کارنامه سیاست خارجی اش در زمینه حل معضل خاورمیانه هیچ نشانه‌ی مثبت قابل اتکایی نداشت، و نتانیاهو سعی کرده بود با انسداد کامل، دولت اوباما را کاملا منفعل کند ولی در واپسین روزها آنها در یک موقعیت سنجی هوشمندانه، نتانیاهو را در عمل انجام شده قرار داده و در یک اجماع حداکثری بین المللی اسرائیل را محکوم کردند. محکومیتی که در تاریخ ثبت خواهد شد و شاید بیشتر از خود این محکومیت، اجماع شکل گرفته در آن بر علیه اسرائیل اهمیت داشته باشد.

در مورد حکومت آپارتاید افریقای جنوبی نیز وقتی که اجماع جهانی بر علیه این حکومت شکل گرفته و رژیم آن تحت انزوا واقع شد، مخالفان داخلی و مبارزان برابری خواهی و صلح طلبی در موضع قوی‌تری قرار گرفتند و روز به روز نظام نژادپرست آن کشور تضعیف شده و بیشتر مورد انتقاد قرار می‌گرفت. اما یکی از نقاط قوت و نتیجه بخش بودن جنبش برابری خواهی در آفریقای جنوبی رهبری واحد و منسجم و البته صلح طلب نلسون ماندلا بود که با الهام از سلف خویش یعنی گاندی بزرگ، مرارت‌های راه را تحمل کرده و در اراده پولادین اش خللی وارد نشد.‌

ترکیب سه عامل همراهی مستمر و منسجم جامعه مدنی آفریقای جنوبی، رهبری خستگی ناپذیر و مصمم نلسون ماندلا و درک متقابل جامعه جهانی از معضل آپارتاید و همراهی هدفمند با مردم این کشور، بالاخره رژیم دگم آن کشور را به زانو درآورد و آفریقای جنوبی توانست با نهادینه کردن دموکراسی در درون خود به عرصه جامعه جهانی برگردد. هرچند مقوله اسرائیل و تشکیل دو دولت مستقل بسیار پیچیده‌تر و بغرنج‌تر از مسئله آفریقای جنوبی می‌باشد ولی مطمئنا با واقعیت‌های موجود نمی‌توان هیچ راهکار عملی دیگری جز برقراری صلح و قبول دو کشور مستقل دموکراتیک در هر دو سو و اجماع جهانی در به رسمیت شناختن حق برابر هر دو کشور براساس مرزهای ١٩٦٧ متصور شد.

داشتن خواسته واحد و شفاف توسط جامعه جهانی و منزوی کردن زیاده خواهی‌های افراطی در هر دو طرف می‌تواند تنها ستاره اقبال این منطقه برای عینیت یافتن رویای صلح باشد. از آنجا که مسئله اسرائیل و فلسطین یک مقوله بین المللی و فرامرزی برای دو طرف می‌باشد، شاید هیچ شخصیت کاریزماتیکی از این دو کشور نتواند نقش رهبری روند صلح را به عهده بگیرد اما مسلما بدون رهبری و مدیریت منسجم هم این اصل محقق نخواهد شد. لذا ضمن رعایت احتیاط‌های دیپلماتیکی، شاید‌ترکیب رهبری اوباما-کری بعد از فراغت از مسئولیت شان در آمریکا بتواند با تمرکز صد درصدی بر روی مسئله خاورمیانه، نقش کلیدی حفظ و تداوم این اجماع جهانی تا حصول صلح کامل و تحقق دو کشور مستقل را عهده دار شود.

البته هرچند ممکن است این تصور بوجود‌اید که با آمدن‌ترامپ، همه رشته‌های اوباما در این زمینه پنبه خواهد شد. ولی احتمالا اوباما-کری می‌توانند با تداوم و پافشاری بر این اجماع جهانی شکل گرفته بمرور هیجانات افراطی‌ترامپ و نزدیکانش را به حاشیه رانده و با مراقب مستمر از نهال نورس صلح شان، همه زیاده خواهان در آمریکا و اسرائیل را در موضع ضعف و انزوا قرار دهند. اهتمام اوباما-کری در این مسئله بر اساس یک مسئولیت سنجی بین المللی می‌تواند آینده درخشان و ماندگاری در تاریخ برای این دو تضمین کرده و شايد آنها را به جرگه بزرگانی همچون گاندی و نلسون پیوند دهد.

۰
داغ کنید

مرجع :روزنامه بهار